بنای کوچک، اثرات بزرگ

میر علی‌شیر نوایی در قرن نهم هجری در قشلاق خواجه خیران بلخ آن روزگار، تهداب بنای کوچکی را گذاشت. این بنای کوچک که بیشتر از صد متر مربع مساحت ندارد، در آن روزگاران مزارشریف نام گرفت که امروز مرکز ولایت بلخ است و بعدها این بنای متبرک نام روضۀ مبارک را گرفته است. روضهٔ مبارک از لحاظ معنوی اثرات بزرگی در ابعاد گوناگون زندگانی مردمان ساکن در اطرافش، از همان روزگار تا امروز داشته و دارد. اثرات این بنا طوری که لازم است تاکنون بررسی نشده و این معروضه هم بررسی تمام ابعاد بنا در گسترۀ زمانی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیست؛ بلکه پاراگراف‌وار است. در این نوشته به‌منظور آسانی مطالعه، اثرات مزار شریف را در بخش‌های گوناگون بررسی می‌کنیم. باید گفته شود که به جای مزار شریف نام قدیمی روضۀ مبارک بوده است، نام روضۀ مبارک هم به کار گرفته می‌شود.

مدخل:
مطابق به روایات مرتبط به موجودیت مقبرۀ حضرت علی کرم الله وجهه در قشلاق خواجه خیران بلخ، به امر سلطان سنجرسلجوقی در قرن ششم هجری، جستجوهایی صورت گرفت. بعد از این جستجو معلوم شد که در قشلاق خواجه خیران، مرقد حضرت علی کرم الله وجهه است. و بازهم مطابق به روایات، جسد مطهر آن حضرت توسط ابومسلم خراسانی به گونۀ پنهانی از بلاد شام به آنجا منتقل شده است. بنابر علل نامعلوم، توجه شاید و باید به این کشف صورت نگرفت. تقریباً بعد از 300 در زمان سلطان حسین بایقرا یکی از پادشاه تیموریان هرات، جستجوهای تازه شروع شد. به ادامۀ این جستجوها که به نام کشف دوم یاد می‌شود، سلطان حسین بایقرا، میرعلی‌شیرنوایی را که وزیرش بود، مأمور بررسی دقیق‌ترِ این موضوع کرد. نوایی بعد از آمدن در بلخ و مطالعات شواهد و بررسی روایات به این نتیجه رسید که مقبرۀ موجوده در خواجه خیران بلخ، از آن ِ حضرت علی کرم الله وجهه است. به تعقیب این دریافت، نامه‌یی به هرات فرستاد. در جواب نامه، از جانب سلطان حسین میرزا بایقرا، مأمور به ساختن بنایی بر فراز مقبره شد. اولین خشت این بنا را کمال الدین بنایی، شاعر، معمار و دوست نزدیک نوایی گذاشت. بنا دو گنبد دارد که در بین مردم مزار شریف به نام جوره گنبد نیز یاد می‌شود و به نام آن قسم نیز می‌خورند.

اثرات روضۀ مبارک

اثرات عاطفی ـ روانی
تهداب‌گذاری مزارشریف، خود یک انگیزۀ عاطفی ـ روانی و کشش عرفانی ـ مذهبی داشت. این انگیزۀ عاطفی ـ روانی و کشش عرفانی ـ مذهبی از همان زمان تاکنون که نزدیک به 500 سال می‌گذرد؛ با اثرگذاری عمیق ادامه دارد و خواهد داشت. مردم افغانستان از نگاه عاطفی ـ روانی علاقۀ خاصی به روضۀ مبارک دارند و اکثرا آن را مرجع برآورده کنندۀ نیازهای خود می‌دانند. در افغانستان هیچ کسی را نمی‌یابید که از نگاه عاطفی ـ روانی پیوندی به مزار شریف نداشته باشد و خود را وابسته به آن نداند. حضور صدها هزار زایر در میلۀ گل سرخ، نشان دهندۀ این پیوند عاطفی ـ روانی است. روضۀ مبارک نه‌تنها پیوند دهندهٔ عاطفی ـ روانی مردم افغانستان است، بلکه مردمان بیشتری را از کشورهای همسایه نیز به هم پیوند داده است. بعد از کعبۀ معظمه، مدینۀ منوره که در آن مرقد پیامبر بزرگوار اسلام است، در شرق میانه، کمتر محل مقدسی را می‌توان یافت که انسان‌های متفاوتی را از نقاط مختلف یک محدوۀ وسیع جغرافیایی از نگاه عاطفی ـ روانی به هم پیوند داده باشد. اگر مردم افغانستان یک نقطۀ مشترک عاطفی ـ روانی داشته باشند، آن نقطۀ مشترک بدون شک اعتقاد به روضۀ مبارک است و این نقطۀ مشترک عاطفی ـ روانی هم از اثر درایت و مآل اندیشی نوایی پدیدار شده است.

اثرات اقتصادی
روضۀ مبارک یا مزارشریف، از نگاه اقتصادی هم از همان آوان کشف دوم و تهداب‌گذاری، اثرات اقتصادی خاص خود را در حیات مردم داشته است. از طفیل روضۀ مبارک، مزارشریف به یکی از بزرگ‌شهرهای اقتصادی افغانستان تبدیل شده است. سه بندر تجارتی در شمال افغانستان به مزار شریف می‌رسد: آقینه در ولایت فاریاب، شیرخان بندر نام قدیمی در قندوز و حیرتان در ولایت بلخ. اموال وارداتی و صادراتی شمال و شمال‌شرق افغانستان، به نحوی به این مرکز تجارتی ارتباط می‌گیرد. مزارشریف به صفت هستۀ شمال و شمال‌شرق افغانستان که چندی هم پایتخت موقتی کشور بود، تأسیسات بزرگ اقتصادی هم دارد که شمار آن به ده‌ها نهاد اقتصادی موثر در افغانستان می‌رسد. شمار تأسیسات کوچک اقتصادی آن به صدها نهاد می‌رسد.
مزار شریف، از نگاه کاریابی و شغل‌آفرینی نیز قابل توجه است. تقریباً نیم نفوس افغانستان با در نظرداشت تقاضای بازار مزارشریف که حلقۀ ارتباط بین تولید کننده‌ها و بازارهای جهانی‌ست، شغل‌های مناسبی برگزیده‌اند و محصولات شغلی شان از طریق مزارشریف به بازارهای جهانی راه پیدا می‌کنند.

اثرات سیاسی
مزار شریف یا روضۀ مبارک از آوان کشف و تهداب‌گذاری، وجهۀ سیاسی هم به خود گرفت. درویش علی برادر نوایی که بعد از این کشف، حاکم بلخ ـ یک مکان مقدس ـ بود؛ به یک عنصر قابل تشویش به دولت تیموریان هرات شد. تاریخ نویسان یکی از علل از نظر افتادن نوایی را همین موضوع می‌دانند. بعد از آن روزگار تا امروز هر کسی که بر اریکۀ قدرت تکیه زده، از روضۀ مبارک به صفت حربۀ سیاسی استفاده کرده است. شهزادگان تیموری هریک خود را خادم روضۀ مبارک می‌دانستند. امیران هشترخانی بلخ نیز خادمان مزارشریف بوده‌اند.
هر امیر سدوزایی که به شمال افغانستان رفته بود، خود را خادم روضۀ مبارک دانسته، از این موقف بهره برداری‌های سیاسی کرده بود. امیر عبدالرحمان خان، با تبلیغ اینکه در خواب حضرت علی کرم الله وجهه کمر مرا بسته کرده، مرا امیر افغانستان ـ ترکستان ساخته است؛ جنگ سیاسی ـ روانی را در مقابل کاکایش امیر شیرعلی خان به راه انداخت. امیران و پادشاهان دیگر افغانستان با فرستادن پیام‌ها به مناسبت میلۀ گل سرخ، خط مشی سیاسی خود را بیان کرده‌اند. مرحوم دکتور نجیب‌الله هم با دیدن خوابی مبنی بر اینکه بر اسپ سپیدی سوار است و به طرف روضۀ مبارک می‌آید، خواست که از روضۀ مبارک و میلۀ گل سرخ، بهره‌برداری سیاسی کند. جمعی از بزرگان مذهبی و قومی شمال افغانستان، کمر جنرال دوستم را در جنگ مقابل دکتور نجیب الله در روضۀ مبارک بستند. پروفیسور صبغت‌الله مجددی، پروفیسور برهان‌الدین ربانی و حامد کرزی هم از روضۀ مبارک و میلۀ گل سرخ، بهره‌برداری سیاسی نموده‌اند.

نقش تاریخی روضۀ مبارک
نقش تاریخی مزار شریف قدیم و روضۀ مبارک امروز، از همان آوان پیدایی آغاز شد. با احتیاط می‌توانیم بگوییم که مزار شریف یا روضۀ مبارک، در عین حالی که خود جزء تاریخ منطقه شده بود، سبب خلق تاریخ گردید. روضۀ مبارک افزون برداشتن نقش تاریخی و سیاسی، خود به مجموعه‌یی از تاریخ بدل شده بود که متأسفانه، این مجموعه قسماً قصداً از بین برده شد و قسماً در 30 سال اخیر به بیرون از مرزها رفت و قسمتی از آن باقی مانده است.

نقش فرهنگی
روضۀ مبارک در تاریخ فرهنگ خراسان ـ افغانستان اثرات وسیع فرهنگی داشته است. اثرات فرهنگی آن مثل اثرگذاری‌های دیگرش، از زمان پیدایی آغاز می‌شود تا جایی که با حوزۀ فرهنگی هرات به رقابت بر می‌خیزد. مزار شریف در زمان هشترخانیان بلخ، به یک حوزۀ فرهنگی زبان‌های اوزبیکی و پارسی ـ دری تبدیل شد. در این دوره، شاعران و نویسندگان زیادی به هر دو زبان ظهور کرده‌اند که نام و قسمت‌هایی از آثار تعدادی از آنان در تاریخ مقیم خانی، نوشتۀ منشی محمد یوسف شبرغانی آمده است. بعدها نیز مزار شریف، اثرگذاری‌های خود را داشته و امروز اثرات فرهنگی روضۀ مبارک یا مزار شریف، خیلی وسیع و گسترده است و در تمام ساحات فرهنگی وجهۀ خاص خود را دارد.

نقش اجتماعی
مزار شریف، مثل شهرهای بزرگ دیگر، به باشندگان دور و نزدیک خود، خصوصیات خاصی داده است. باشندگان آن یک زبان حاکم در روابط اجتماعی خود دارند، خصوصیات قومی باشندگان تا حدی در یکدگر حل شده و یا هم نامشهود اند. رسم و رواج‌های اقوام مختلف را در هم‌آمیخته و رسم رواج‌های مشترک را جانشین آن کرده است. به این ترتیب، از تیپ‌های مختلف اجتماعی، یک تیپ نزدیک به هم به میان آورده است.

روضۀ مبارک و میلۀ گل سرخ
میلۀ گل سرخ یکی از میله‌های ساکنین بلخ قدیم بود. این جشن در اوایل جنبۀ مذهبی ـ اسلامی نداشت و با دین و سیاست آمیخته نبود. با تهداب‌گذاری مزارشریف، این میله در اوایل رنگ مذهبی و بعدها رنگ سیاسی به خود گرفت تا آنجا که رنگ سیاسی آن برازنده‌تر شد. امروز میلۀ گل سرخ ابعاد مختلفی به خود گرفته است که بررسی آنها ایجاب کار زیادتر را می‌کند.
بعد از این سخنان، می‌بینیم که کارنامۀ نوایی تا هنوز در تمام ابعاد زندگانی ما جاریست، اما متأسفانه طور شاید و باید قدر او را نمی‌دانیم و به او ارج نمی‌گذاریم. جای بسا تأسف دیگر اینکه ما به هیچ یک از اندیشه‌وران خود ارجی قایل نشده‌ایم و نشناخته‌ایم و ندانسته‌ایم که آن‌ها چه گفته و چه کرده‌اند. هنوز نمی‌دانیم که رحمان بابا چه گفتنی‌های فراقومی دارد، هنوز نمی‌دانیم که پیام مختومقلی فراغی چیست، رومی چی پیامی داشت و نوایی چی نوایی؟ تمام همت خود را به جنگ کلمات معطوف کرده‌ایم، به جنگ چیزی که رومی چند صد سال پیش به ریش آن خندیده بود.

نویسنده : رحیم ابراهیم

نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *