تمرکز حمله‌های داعش به بخش‌های مشخص کابل؛ چرا؟

شکریه رضایی

با وجود این‌که در چهار دهه‌ی اخیرِ تاریخ ناهموار کشور هیچ فرد یا گروهی از اثرات تخریب کننده‌ی جنگ و خشونت‌ها در امان نبوده، اما اقلیت‌های مذهبی و ملیتی بیشتر در چنین شرایطی آسیب‌پذیر بوده‌اند.

به اساس تازه‌ترین گزارش سازمان ملل متحد در مورد تلفات غیر نظامیان در افغانستان، در جریان سال 2018 میلادی 52 درصد از غیر نظامیان از اثر حمله‌های هدف‌مند گروه موسوم به دولت اسلامی یا داعش، جان‌های شان را از دست داده‌اند که بیشترین تلفات را باشندگان ولایت ننگرهار در شرق و غزنی و کابل در مرکز کشور داده‌اند.

در جریان سال جاری و یک سال پیشتر از آن، حمله‌های انتحاریِ گروه داعش در کابل، بیشتر به غرب این شهر متمرکز بوده است. چندین مسجد، مراکز فرهنگی، آموزشی و ورزشی هدف حمله‌های خونین قرار گرفتند که مسوولیت تمامی این رویدادها را این گروه به عهده گرفت.

در کنار گزارش سازمان ملل متحد که گفته اقلیت‌های مشخص قومی و مذهبی به صورت هدف‌مند قربانی این گونه حملات می‌شوند، شماری از شهروندان و برخی از چهره‌های سیاسی کشور نیز به این باورند که هزاره‌ها در افغانستان بیشتر هدف قرار گرفته‌اند. شماری حتا تا مرحله‌ی اتهام وارد کردن به حلقاتی از درون حکومت مبنی به دست داشتن در این حمله‌ها نیز پیش رفته‌اند. اما این فقط یک ادعا است که نیازمند ارائه‌ی اسناد از سوی مدعیان آن است تا ثابت شود که واقعاً کسی/ کسانی در داخل حکومت سازمانده چنین حمله‌های هدف‌مند است یا خیر؟

اما پرسش اساسی که افکار عامه را به خود جلب می‌کند، این است که چرا هزاره‌های کشور ما بیشتر هدف قرار می‌گیرند و گروه داعش با حمله به یک قوم مشخص در افغانستان چی هدف‌هایی را دنبال می‌کند؟

یکم: گروه داعش یک شبکه‌ی عقیدتی است. هدف قرار دادن یک گروه مشخص مذهبی و قومی چون هزاره‌ها می‌تواند به نفع تمام گروه‌هایی باشد که خود را در بی‌ثبات ساختن نظام سیاسی پس از 2001 در افغانسان سهیم می‌دانند. از یک طرف بدون شک وقوع این‌گونه حملات ناتوانی دولت را در تامین امنیت جان مردم نشان می‌دهد و می‌تواند به بحران بی‌اعتمادی نظام سیاسی کمک کند. گروه‌های هراس‌افگن دیگری مانند طالبان از این‌گونه حملات به گونه‌ی مستقیم نفع می‌برند. بدون این‌که هزینه‌های سیاسی این چنین حمله‌های خونین و جنایت‌های جنگی را به دوش بگیرند.

دوم: حضور جنگ‌جویان شیعه در صفوف لشکر فاطمیون را نیز می‌توان مثال زد. لشکر فاطمیون به حمایت ایران در برابر داعش در سوریه می‌جنگیدند. برخی به این باورند که هزاره‌های شیعه به همین دلیل از سوی گروه داعش هدف قرار می‌گیرند. واقعیت این است که باتوجه به موجودیت مهاجرین افغان در ایران و اوضاع بد اقتصادی مردم، ممکن برخی از کشورهای همسایه با تشویق و استخدام آنان در شرکت به جنگ سوریه، از این مسئله استفاده سیاسی برده باشند که به هیچ جنایت‌های داعش در افغانستان را توجیه نمی‌کند.

از سویی هم، پس از سرنگونی رژیم طالبان و روی کار آمدن حکومت جدید، هزاره‌ها در عرصه‌های گوناگون فعالیت‌های گسترده‌ای انجام دادند. از سوی دیگر در یک دهه‌ی گذشته زمینه‌های بیشتری برای رشد شان مهیا بود؛ اما پس از ایجاد حکومت وحدت ملی اکثریت مطلق این مردم از سران حکومت ناراض اند و به این باروند که آن‌ها در ده سال گذشته تا این حد نادیده گرفته نشده بود. باوجود کمک‌های بی‌پیشینه جامعه جهانی، ادامه‌ی جنگ در کشور مانع اصلی رشد و توسعه عنوان شده است. جنگی که اقلیت‌های مذهبی را بیشتر در پایتخت به خاک و خون کشانده و گلم غم را در خانه‌های شان هموار کرده است.

در ادامه حملات عمدتاً متمرکز به ساحه غرب شهر کابل از سوی این گروه، چهارشنبه 24 اسد سال جاری انفجاری در داخل مرکز آموزشی موعود صورت گرفت که بیشتر از 50 نفر کشته و حدود صد تن دیگر زخمی شدند. اکثریت جان باختگان، دانش‌آموزانی بودند که از دورترین مناطق هزاره‌نشین برای آمادگی کانکور به کابل آمده بودند. تاکنون داعش بیشترین و مرگبارترین حملاتش را در پایتخت انجام داده که در اکثر این رویدادها هزاره‌ها هدف اصلی بوده‌اند.

پس از هر رویداد امنیتی نظیر حملات غرب کابل، حکومت فقط با پخش اعلامیه‌ای آن را محکوم کرده و با مردم ابراز غم‌شریکی می‌کند. در بیانیه‌های حکومت معمولاً این موضوع نیز جا داده می‌شود که تروریستان نمی‌توانند با این‌گونه حملات «جنایت‌کارانه‌ی شان» میان مردم افغانستان تفرقه مذهبی ایجاد کنند.

ادامه این چنین رویدادها به‌خصوص در پایتخت، نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و در کل حکومت را بیشتر زیر سوال می‌برد. در صورتی که جلو این‌گونه حملات مرموز و خونین گرفته نشود، مردم خود مجبور می‌شوند تا سلاح برداشته و امنیت خانه و مناطق شان را تأمین کنند.

در دهه‌ی محرم امسال، در غرب کابل که عمدتاً ساحه شیعه‌نشین است، از عاشورای حسینی تحت تدابیر ویژه‌ی امنیتی بزرگداشت شد. مردم در کنار نیروهای امنیتی نقش اساسی در تأمین امنیت عاشورای امسال داشتند. باتوجه به میزان تهدیدات، سپری شدن عاشورا در فضای امنیت و آرامش، بدون حضور نیروهای مردمی ناممکن به نظر می‌رسید. به همین دلیل برخی از باشندگان پایتخت این روزها مطرح می‌کنند که باید از ظرفیت نیروهای مردمی همیشه در تأمین امنیت کار گرفته شود. این طرح اگر از سوی حکومت پذیرفته شود و امکانات اندکی در اختیار مردم قرار بگیرد، به نفع نهادهای امنیتی و حکومت است. زیرا به علت وسیع بودن جغرافیای جنگ و ناامنی در سطح کشور، حکومت نمی‌تواند تا به تمام تهدیدات امنیتی رسیدگی کند.

از جانب دیگر، برای پیش‌گیری از چنین حوادث نیاز به یک استراتژی ملی است که برعلاوه فعالیت‌های نظامی، به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اطلاعاتی این‌گونه حملات نیز توجه شود. این را تجربه نشان داده که کشورها از طریق سیاست‌های استخباراتی و نظامی‌شان توانسته از حملات سازمان یافته‌ی این چنینی جلوگیری کنند. در صورت تکرار این فجایع در کشور، بدون شک ثابت می‌شود که گروه داعش بدون شبکه گسترده‌ی استخباراتی و پشتوانه تدارکاتی قوی قادر به انجام عملیات‌های انتحاری نیست. اگر بخش‌های اطلاعاتی و امنیتی جلو آن را نگیرند، در قدم نخست ضعف حکومت و استخبارات کشور را نشان می‌دهد.

به هرحال به این نیز توجه داشته باشیم که هدف قرار گرفتن پی همِ اقلیت‌های قومی در هر کشوری، نسل‌کُشی و کشتار سیستماتیک نیز تلقی می‌شود. اما تاکنون انتظارها از حکومت این است تا وضعیت را درک کرده و راه‌هایی برای رفع تهدیدات امنیتی جست‌وجو کرده و حافظ جان شهروندانش باشد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *