در محاصره‌ی بحران

وخامت اوضاع امنیتی، افزایش تنش‌های سیاسی و مسائل اقتصادی، سه ضلع اساسیِ بحران در کشور را تشکیل می‌دهند

الیاس طاهری  

جاناتان رابرتز می‌گوید، بحران يک وضعيت نسبي و ادراکي است، يعني رويدادي که براي يک طرف بحران تلقي مي‌شود، ممکن است براي طرف ديگر بحران نباشد. در افغانستان دقیقاً چنین است. چالش‌های امنیتی، سیاسی و اقتصادی‌ای که رفته‌رفته تا مرز بحران رسیده و اکنون به‌ گونه‌ی باالفعل مردم و کشور را تهدید می‌کند. اما این وضعیت معمولاً برای حکومت‌ها بحران شمرده نمی‌شود. تنها مردم متضرر اصلی است.

افغانستان، شاید تنها کشوری حداقل در منطقه باشد که از دیر زمان به این سو در محاصره‌ی تنگ بحران‌های مختلف امنیتی، سیاسی و اقتصادی قرار داشته و مردم ما این دشواری‌ها را از روی ناگزیری و ناخواسته تحمل و تجربه می‌کنند. به‌ویژه تحولات داخلی و جهانی در ماه‌های اخیر، وضعیت را نگران کننده‌تر از پیش کرده و به چالش‌های موجود افزوده است.

در کنار جنگ و ناامنی و اوضاع متشنج سیاسی، بحران دیگری دامن‌گیری کشور ما شده؛ بحران اقتصادی. هرچند پیش از این نیز ما در وضع خیلی بهتر قرار نداشتیم؛ اما به حیث یک کشوری که تازه ‌می‌خواست به وسیله کمک‌های جامعه جهانی روی پای خودش بیایستد، از حالت سکون بیرون آمده بود.

اول‌تر از همه در پهلوی امنیت و آرامش، شکوفایی اقتصادی یکی از نیازهای اساسی یک جامعه قوی و پویا به حساب می‌آید. بدون این دو عنصر مهم که وابسته به یک‌دیگر نیز استند، فایق آمدن به این همه مشکلاتِ دیگر ناممکن می‌شود. برای تحقق این امر، نیروی کار وسیله‌ی اصلی است. متأسفانه از سال‌های دور به این طرف به دلیل جنگ‌ها و خشونت‌ها و دیگر نابسامانی‌ها، نیروهای کار ما از کشور بیرون شدند و به ممالک همسایه (ایران و پاکستان) و برخی کشورهای اروپایی و … مهاجر شدند. این نخستین ضربه‌‌یی بود که افغانستان آن را در نتیجه‌ی خشونت‌های چندین ساله دریافت کرد. این نکته نیز قابل یادآوری است که نبود بازار کار در داخل کشور را نیز نمی‌توان نادیده گرفت.

به هر صورت مهاجرانی که در کشورهای دیگر زندگی و کار می‌کنند منبع خوب درآمد برای خانواده‌ها در داخل افغانستان هستند. بیشتر خانواده‌ها در داخل کشور هیچ درآمدی ندارند و وابسته به پول‌هایی هستند که از بیرون توسط مهاجرین به افغانستان فرستاده می‌شوند. سید حسین عالمی بلخی، وزیر مهاجرین و بازگشت کنندگان سال گذشته گفته بود که این یک فرصت است: «حواله‌هایی که از سوی مهاجرین ما در کشورهای خارجی به کشور ما می‌آید مشکلات را کاهش داده است و در 40 سال گذشته ما دچار مشکلات زیاد نشده‌ایم.»

آمار این وزارت نشان می‌دهد که تنها در سال 2015 مهاجران افغان از کشورهای بیرونی حدود 7 میلیارد دالر به داخل افغانستان حواله کرده بودند که این مقدار پول ‌می‌تواند وضعیت زندگی را بهبود و فقر را تا اندازه‌ای کاهش دهد.

تنش‌های سیاسی و چالش‌های امنیتی جاری در داخل کشور نیز هرگز به نفع مملکت نیست و عاملان این وضعیت هرکس / کسانی که هستند، با گلوله به پیکر افغانستان عزیز شلیک می‌کنند.

اما جنگ تجاری امریکا با ایران، ترکیه و برخی کشورهای دیگر، بحران اقتصادی جدی را در افغانستان رقم زد. هرچند در ظاهر کسی به آن توجه ندارد؛ ولی در واقع بازهم این مردم افغانستان است که غیر مستقیم قربانی این جنگ تجاری هستند. طرف مستقیم این جنگ افغانستان نیست؛ اما افغانستان به دلیل داشتن مبادلات تجاری با کشورهای ایران و پاکستان و این اواخر ترکیه،‌ این جدال اقتصادی روی بازار افغانستان هم تأثیر منفی گذاشته است. حتماً می‌دانید که از شروع تحریم‌های امریکا بر ایران و ترکیه، تومان ایرانی ارزش خود را در برابر دالر امریکایی و در برابر افغانی به طور بی‌سابقه از دست داده است. حسن روحانی رییس‌جمهوری ایران روز سه شنبه هفته گذشته در سخنرانی‌اش در مجمع عمومی سازمان ملل، به این جنجال‌های اقتصادی نیز اشاره کرد. او امریکا را مخاطب قرار داده گفت که این جنگ اقتصادی علیه ایران، به مثابه‌ی تروریسم اقتصادی است.

از سویی هم، لیره واحد پولی ترکیه، کلدار پاکستان و این طرف واحد پولی ما «افغانی» نیز در برابر دالر امریکایی افت قابل ملاحظه‌ای کرده است.

اُفت افغانی در برابر دالر امریکایی را یک طرف می‌گذاریم. اما موجودیت سیلی از کارگران افغان که اکثراً در ایران و پاکستان مصروف کار هستند، بیشتر متضرر این جنگ تجاری هستند که تأثیر مستقیم به وضعیت نابسامان اقتصادی کشور دارد.

پیش از این نظر به آمار وزارت مهاجرین که در بالا ذکر شد،‌ سالانه پول زیادی از طریق مهاجرین وارد کشور می‌شد که به گفته‌ی مقام‌های دولتی این پول‌ها در از بین بردن فقر اقتصادی خانواده‌ها بسیار مهم و موثر بود. اما حالا ارزش واحد پولی کشورهای همسایه در برابر افغانی و دالر بسیار پایین آمده و مهاجرینی که در این کشورها مشغول کار هستند، ناخواسته قربانی رقابت‌های کشورهای قدرت‌طلب شده‌اند.

تنش‌های سیاسی و چالش‌های امنیتی جاری در داخل کشور نیز هرگز به نفع مملکت نیست و عاملان این وضعیت هرکس / کسانی که هستند، با گلوله به پیکر افغانستان عزیز شلیک می‌کنند. بزرگان سیاسی و حکومت‌مداران ما باید این موضوع را در نظر بگیرند که جنجال‌های ویرانگر آنان برای در دست داشتن چند چوکی و قدرت، هیچ‌گاه به اندازه‌ی یک افغانستان آباد و سربلند، ارزش ندارد. منشأ بخشی از بحران جاری امنیتی، سیاسی و اقتصادی در کشور، بدون شک که ارتباط می‌گیرد به مدیریت و اجراآت ضعیف دولت و تنش‌های اخیر سیاسیون. مهم‌تر از همه تنش‌های سیاسی میان رهبران حکومت وحدت ملی زمینه را برای استفاده جویان داخلی و بیرونی فراهم می‌کند. در چهار سال عمر حکومت وحدت ملی بسیار شاهد بودیم که عبدالله عبدالله و اشرف غنی در پیوند به برخی مسایل باهم اختلاف نظر جدی پیدا می‌کردند که تا دیر زمان دوطرف مصروف این کشمکش‌های سیاسی می‌شدند و در امور مملکت و حکومت‌داری اخلال به میان می‌آمد.

وخامت اوضاع امنیتی که هیچ جای بحث ندارد. از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب، کشور در وضعیت جنگی قرار دارد. جغرافیای جنگ روز به روز به نفع طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی در حال گسترش است. سربازان زیادی در سنگرهای دفاع از این سرزمین جان‌های شان را از دست می‌دهند. طارق‌شاه بهرامی وزیر دفاع کشور روز یکشنبه هفته پیش گفت که در یک ماه گذشته بیش از 500 سرباز اردوی ملی کشته و بیش از 700 سرباز دیگر زخم شده‌اند. او همچنان گفت که تلفات تروریستان در مقایسه به تلفات نیروهای امنیتی در این ماه، بیشتر بوده است. در یک کلام، بحران ناامنی در کشور را دقیقاً با این اعلام وزیر دفاع ملی می‌توان سنجش کرد که اوضاع امنیتی به چه میزان وخیم است. بمب‌گذاری‌ها و افزایش حملات انتحاری در داخل شهرها را که می‌دانید.

با این همه، گفته می‌توانیم که مملکت به نحوی در چنبره‌ی یک بحران سه ضلعی امنیتی، سیاسی و اقتصادی قرار دارد. عدم ثبات سیاسی و همدیگرناپذیری سیاسیون می‌تواند یکی از عوامل اساسی وضعیت نابسامان کنونی به حساب آید. در چنین شرایطی و برای بیرون کشیدن افغانستان از این منجلاب، نیاز است تا سیاسیون ما (چه آن‌هایی که در حکومت اند و چه آن‌‎هایی که در بیرون از نظام فعالیت دارند) دست به کار شده و با پی گرفتن یک سیاست واحد و قوی اوضاع فعلی را کنترل کنند تا در آینده کشوری با پایه‌های قوی داشته باشیم.

نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *