عکس به زبان همه حرف می‌زند

گفت‌وگو با فایزه ابراهیمی، عکاس و خبرنگار

گفت‌وگوکننده: الیاس طاهری

از حدود دو سال به این طرف عکاسی می‌کند. می‌گوید عاشق هنر عکاسی است. در اوایل هیچ امکانات در اختیار نداشت تا تمرین عکاسی کند. گه‌گاهی از عکاسان، دوربینی را به امانت می‌گرفته و روزهای فراغت را از صبح تا به شام در ثبت لحظه‌ها و اتفاقات می‌گذرانده است. چنان‌چه می‌گوید از روزهای اول ورود به دانشگاه، به حرفه‌ی خبرنگاری و به‌ویژه عکاسی دلبسته شد. چنین شد که با یکی از تلویزیون‌های محلی هرات کار را شروع کرد. اکنون در کنار دانش‌جویی، از چهارسال به این طرف در رسانه‌های مختلف مصروف فعالیت‌های رسانه‌ای است.

این عکاس جوان، حالا دانش‌جوی سمستر هشتم دانشکده‌ی خبرنگاری دانشگاه هرات است. دو هفته پیش نخستین اثر او تحت عنوان «عکس اول» که حاوی 52 عکس با موضوعات مختلف است، رونمایی شد. او همچنان در کنار رونمایی این کتاب، نمایشگاهی را نیز برپا کرده بود که بازدیدکنندگان زیادی از آن سر زدند. فایزه برای رسیدن به این آررزویش که یک عکاس خوب باشد، از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و انواع مشکلات را یک تنه از سر راهش برداشته است.

هفته‌نامه اولوس، گفت‌وگویی را با او ترتیب داده‌ است تا از زبان خودش در مورد تلاش‌ها و سخت‌کوشی‌هایش به خوانندگان ما بگوید.

پرسش: دلیل رو آوردن تان به عکاسی چه بود؟

علاقه خاصی به هنر عکاسی دارم. وقتی حرفی از عکاسی و یا موضوعات مرتبط به این هنر به میان می‌آمد، آرزو می‌کردم کاش من هم بتوانم روزی در انعکاس زیبایی‌ها و دشواری‌های زندگی انسان‌های پیرامون خود از طریق گرفتن عکس، نقش ایفا کنم. از روزهای نخست دانش‌جویی‌ام علاقه خاصی به عکاسی داشتم و باوجود اینکه دوربین هم نداشتم، گاهی با امانت گرفتن دوربین از دوستانم و گاهی با موبایل عکاسی می‌کردم. بعد از مدتی، با اشتراک در صنف‌های عکاسی حرفه‌ای، خیلی قاطعانه شروع کردم به عکس گرفتن و بعدترها یک دوربین عکاسی خریدم که اکنون هم با همان دوربین عکس می‌گیرم. خیلی لذت می‌برم از عکاسی.

پرسش: چند وقت می‌شود عکاسی می کنی و چرا عکس می گیری؟

نزدیک به سه سال است که عکس می‌گیرم. طی این مدت دریافتم که شوق و علاقه‌ام به عکاسی روزبه‌روز در حال بیشتر شدن است. به هر میزانی که تجربه کسب می‌کنم، علاقه‌مندی‌ام نیز زیاد می‌شود. اول چون عکاسی را زیاد دوست دارم، بناءً عکس می‌گیرم. عکس گرفتن به من انرژی می‌بخشد. در قدم دوم می‌خواهم از طریق عکاسی به آوردن صلح در کشورم کمک کنم و با عکس‌‎هایم یک چهره‌ی تازه و خوبی از افغانستان به نمایش بگذارم. از نظرِ من، عکس شاید مثل متن نباشد که همه افراد باسواد توانایی خواندن آن را داشته باشند؛ ولی آن‌قدر جذاب است که همه قادر به درک و برداشت یک معنایی از آن می‌شوند. عکس به زبان همه حرف می‌زند.

پرسش: عکس چه تاثیری در زندگی انسان‌ها دارد؟

بدون شک، یک تصویر می‌تواند جهان را تکان دهد و سبب تحولات و دگرگونی‌های بسیاری شود. به همین سبب تاثیر عکس روی زندگی انسان بسیار گسترده است. انسان‌ها معمولاً از عکس‌های زیبای طبیعت برای تغییر حالت روحی، در خانه‌های شان استفاده می‌کنند؛ اما از دو نگاه می‌توان تاثیر عکس روی زندگی انسان‌ها را بررسی کرد: نخست اینکه عکس به بازتولید لحظات می‌انجامد و لحظاتی که شاید هیچ قابل برگشت نباشند، می‌توان با یک «قاب عکس» همه را زنده نگهداشت. دوم: تصویر سبب ایجاد نگرش در انسان می‌شود؛ یعنی هنگامی که تصویری از کودکان فقیر به نشر می‌رسد، سبب می‌شود تا ده نفر فکر کمک و همکاری به این کودک در ذهن شان ایجاد شود. پس می‌بینیم که عکس بر زندگی اجتماعیِ هر فرد تاثیرگذار است.

پرسش: چه کسانی شما را در عرصه عکاسی تشویق کرده‌اند؟

همه اعضای خانواده. شما می‌دانید ما در جامعه‌یی زندگی می‌کنیم که مردم آن‌ پیرو سنت‌ها و رسم و رواج‌هایی هستند. در بساموارد حتا این سنت‌ها «ارزش‌هایی» قلم‌داد می‌شوند که نباید یک دختر از آن پا فراتر بگذارد. دوربین در دست گرفتن، آن هم در جامعه‌ی سنتیِ مانند هرات کار نسبتاً سخت‌تری بود. بدون تشویق و حمایت‌های خانواده و دوستان، هیچ‌گاهی نمی‌توان فعالیت کرد. مهم‌تر از همه، خوشبختانه من حمایت خانواده را با خود داشتم و دارم.

پرسش: در کار عکاسی، چه کسی الگوی تان است؟

عکاسی هنرِ تجربه کردن و دیدن تجربه‌های دیگران است. اگر فقط عکس بگیرید و عکس‌ها و تجارب دیگران را نبینید، هیچ‌گاهی در کار عکاسی، پیشرفت و تغییر به به میان نمی‌آید. من از اینکه یک الگوی مشخصی داشته باشم، آثار عکاسان مختلف را می‌بینم و بیشتر سعی می‌کنم که درباره مهارت‌های عکاسان مختلف بدانم. اما عکس‌های ستیفین مک کیوری را بیشتر از دیگران دنبال می کنم؛ چون کارهایش واقعا قابل توصیف است.

پرسش: کارهای کدام عکاسان را بیشتر دوست دارید؟

چند عکاس داخلیِ خود ما که کارشان را دیده‌ام، آثار شان را می‌پسندم و کارشان خوب است. محمدعلی شیدا، نسیم سیامک و فرزانه واحدی. از عکاسان خارجی که تعداد شان زیاد است؛ اما بیشتر مک کیوری را دنبال می‌کنم.

پرسش: عکاسی را چطور تعریف می‌کنید؟ و کدام عکس‌ها را هنری گفته می‌توانیم؟

عکاسی، هنرِ ثبت هر واقعه­یی به خاطره است. عکاسی، هنرِ جست‌وجوی نکات ریزِ جامعه است. وقتی یک فرد به عکاسی روی می‌آورد، با چند بار عکاسی کردن، ریزبینی و ظرافت دیدش نسبت به همه‌چیز تغییر کرده و زیاد می‌شود. چنین فردی، دیگر همه‌چیز را از چشم یک عکاس می‌بیند.

به عکس‌هایی هنری گفته می‌توانیم که بار معنایی‌ای بزرگی را با خود داشته باشند و بیننده را برای لحظه‌ای «مات» خود کند. البته دانستن بیشتر بُعد هنریِ عکس، دشوار است و ممکن هر عکاسی آن را درک نتواند و هیچ در نظر نگیرد. به دلیل اینکه عکس‌ها دسته‌بندی می‌شوند و عکس هنری که نمادهای خاصی دارد، بخشی از آن است.

پرسش: سوژه‌های عکاسی شما بیشتر چه است؟

عکس‌های من زندگی روزانه مردم را انعکاس می‌دهد. تابحال، بیشتر زنان و کودکان سوژه‌های عکاسی من بوده‌اند. به دلیل اینکه فکر می‌کنم کودکان و زنان سال‌های سال از درس و تحصیل و زندگی بهتر محروم بوده‌اند. مثلاً دو نمونه از زیر پا شدن حقوق آنان را اگر بگویم، زنان همواره مورد خشونت قرار گرفته‌اند/ می‌گیرند و بر کودکان به‌جای اینکه به بازی‌های کودکانه مصروف باشند و یا به آموزش‌گاه بروند، بر آن‌ها کارهای شاقه تحمیل می‌شود. می‌خواهم این وضعیت را به تصویر بکشم. سعی می‌کنم با عکس‌هایی که می‌گیرم، به بهتر شدن زندگی زنان و کودکان افغان نقشی ایفا کنم. به‌ویژه اگر کودکان ما با این وضعیت بزرگ شوند، آینده‌ی این مرز و بوم واقعا در خطر خواهد بود.

پرسش: آیا تابحال کدام عکسی گرفته‌اید که مردم خیلی خوش کرده باشند؟

البته عکس‌هایی که به نمایش گذاشته می‌شوند، به طور معمول هر فرد دیدگاه خاص خود را نسبت به آن ابراز می‌کند. اما به یاد دارم عکسی از یک دختر کوچک با چشم‌های سبز گرفته بودم که خانوداده‌اش از هلمند مهاجر شده بود. این عکس، مورد پسند خیلی‌ها قرار گرفت. به‌خصوص وقتی در یک نمایشگاه گروهی عکاسان که در آیساف برگزار شده بود، خیلی مورد توجه و پسند بازدیدکنندگان خارجی قرار گرفت. آن‌ها با هربار رد شدن از کنار این عکس، به دقت آن را می‌دیدند و در موردش باهم حرف می‌زدند.

پرسش: با چه نوع دوربین عکاسی می کنید؟

فعلاً با نیکون D3300 عکس می‌گیرم.

پرسش: از نمایشگاه‌هایی که تاکنون اشتراک کرده‌اید بگویید؟

به اولین نمایشگاهی که اشتراک کردم، یک نمایشگاه جمعی بود. آثار گروهی از عکاسان وجود داشتند. این نمایشگاه زیر نام «آب و آیینه» برپا شده بود که 5 عکس من نیز در آن به نمایش گذاشته شده بود. بعد از آن، در نخستین نمایشگاه زنان خبرنگار شرکت کردم که فقط یک عکس از میان آثار من در آن‌جا بود و از بین تمام 30 عکسی که به آرای بازدیدکنندگان گذاشته شده بود، عکس من عنوان بهترین عکس را از آن خود کرد.

همچنان در نمایشگاه آیساف و چندین نمایشگاه داخلی دیگر نیز تاکنون اشتراک کرده‌ام. نمایشگاه بین‌اللملی تحت عنوان «لبخند خواهر من» که نیز به شکل گروهی بود، هم‌زمان در شهر هرات و کانسل بلافس امریکا برپا شده بود و آوارد فرهنگی در واشنگتن را بدست آورد. این یکی از بهترین نمایشگاه‌هایی بود که تاکنون در آن اشتراک کرده‌ام.

پرسش: درباره نمایشگاه «عکس اول» بگویید که دو هفته پیش برگزار کردید؟

نمایشگاه «عکس اول» نخستین نمایشگاه انفرادی من بود که در آن حدود 30 عکس در نمایشگاه و همچنان 52 عکس دیگر با موضوعات مختلف در کتابی تحت عنوان «عکس اول» رونمایی شد.

من «عکس اول» را نخستین نمونه از کارهای عکاسی‌ام می‌دانم که رسمی منتشر کرده‌ام و ممکن نقدهایی را نیز در پی داشته باشد. به همین دلیل، این نام را انتخاب کردم و عکس‌هایی را که گرفته بودم، به نمایش گذاشتم و نترسیدم از اینکه مورد نقد قرار بگیرد. خیلی دوست دارم کارهایم نقد شود. هنوز هم راه زیادی مانده تا عکاس شدن.

پرسش: عکس‌هایی که در این کتاب جا داده شده، حاوی چه موضوعاتی است؟

عکس‌های این کتاب بیشتر داستان زندگی زنان و کودکان را بازگو می‌کند. بیشتر سعی کردم تصاویر مثبت از زنان را در این اثر بگنجانم. مثلا خانمی که در حال نقاشی کردن در دیوارهای شهر است. یا هم خانمی که در حال خامک‌دوزی است و با نوک سوزن خود از یک سو هنرنمایی می‌کند و از جانب دیگر در تأمین معیشت خانواده‌اش سهم می‌گیرد. همین‌گونه هم تصاویری از کودکان در حال بازی و مکتب رفتن و …

این نمایشگاه در روز جهانی صلح برگزار شد و تلاش کردم که عکس‌هایی از تاثیر صلح بر زندگی انسان‌ها را به نمایش بگذارم.

پرسش: استقبال مردم از نمایشگاه «عکس اول» چطور بود؟

نمایشگاه «عکس اول» بازدید کننده‌های زیادی داشت. به‌شمول استادان دانشگاه و دانشجویان، برخی چهره‌های سیاسی و مقام‌های محلی و همچنان باشندگان عام حضور داشتند و از آثارم در این نمایشگاه دیدن می‌کردند. استقبال مردم خوب بود. از آن‌جایی‌که این اولین نمایشگاه آثار من بود، تعداد شرکت کننده‌ها قناعت‌بخش بود. طوری‌که بعد از پایان نمایشگاه، لحظه‌ای با خود گفتم که «فکر نمی‌کردم کارهایم اینقدر مورد استقبال مردم قرار گیرند»

پرسش: آیا دوست دارید کار شما نقد شود؟ تاکنون کسی عکس‌های تان را نقد کرده است؟

نقد سازنده است. هر کاری از نقد کردن بهتر می‌شود. خیلی دوست دارم که کارهایم نقد شود؛ زیرا شاید این امر باعث شود تا برای دور کردن نقایص عکس‌هایم بیشتر فکر و تلاش کنم. ولی تا اکنون کارهایم نقد نشده است. اما امیدوارم پس از انتشار کتاب «عکس اول»، این کتاب به دست هر عکاس و بیننده‌ای که می‌رسد، آن را از نگاه یک نقاد ببینند.

پرسش: حرف آخرتان چیست؟

من آروز می‌کنم که روزی صلح سرتاسری در کشور ما برقرار شود تا عکاس مجبور به گرفتن عکس از جنگ نباشد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *