آزار و اذیت خیابانیِ زنان؛ پدیده‌ای که رو به گسترش است

شکریه رضایی

آزار و اذیت زنان و دختران در جاده‌ها و بازارهای شهر کابل، به یک معضل و ناهنجاری بزرگ اجتماعی مبدیل شده  است. این معضل باعث شده تا شماری از خانواده‌ها به همین بهانه، فرصت‌های شغلی، آموزشی، تحصلی و همچنان فعالیت مدنی را از دختران شان بگیرند.

این ناهنجاری اجتماعی، ناشی از ضعف اخلاقی آن تعداد خانواده‌هایی است که فرزندان شان باعث آزار و اذیت زنان و دختران می‌شوند. این خانواده‌ها حالا به هر دلیلی نتوانسته‌اند پسر شان را تربیه سالم دهند تا بیرون از خانه اخلاق اجتماعی را رعایت کرده و سبب آزار و اذیت مردم نشوند.

خانواده نقش بسیار اساسی و عمده در تربیت اطفال دارد که نباید نادیده گرفته شود. کودک از آوان تولد متوجه حرکات و عملکردهای پدر و مادر خود است. اگر والدین متوجه هر حرکت خوب و بدِ کودک خود باشند و به کارهای خوب تشویق و از کارهای بد نهی کنند، ما به طرف یک جامعه‌ی عاری از آزار و اذیت زنان و دختران خواهیم رفت. آن‌گاه ما جامعه‌ی سالم‌تری خواهیم داشت که زنان و مردان در آن برابرانه کار و فعالیت کنند. تا زمانی که روی تربیت و افکار فرزندان در هر خانواده کار نشود، تغییرات مثبت در نوع برخورد مردان و پسران جوان و نوجوان نسبت به زنان و دختران در اجتماع به میان نخواهد آمد. هیچ نهاد و قانونی هم به تنهایی نمی‌تواند با این پدیده که به یک ناهنجاری اجتماعی بدل شده است، مبارزه موثر کند.

در حدود یک و نیم دهه‌ی گذشته، در بخش زنان پول‌های هنگفتی به مصرف رسید. ده‌ها نهاد تحصیلی و غیر تحصیلی در بخش زنان، آغاز به فعالیت کرده‌اند که به همین دلیل تاحدودی زمینه‌های تحصیلی و اشتغال را برای زنان افغان فراهم کرده است؛ اما دیدگاه اکثریت مردم در رابطه به حضور پر رنگ زنان در فعالیت‌های اجتماعی تغیر چندانی نکرده است. البته این پول‌های هنگفتی که برای ظرفیت‌سازی زنان به مصرف رسیده نیز کارآیی و نتیجه‌ی خوبی نداشته؛ زیرا پول‌های جامعه جهانی که در بخش ظرفیت‌سازی زنان به افغانستان آمد نیز با پلان و برنامه‌ریزی دقیق به مصرف نرسید؛ بلکه فساد و بی‌برنامگی در این برنامه‌ها نیز مانند دیگر بخش‌های ادارات دولتی وجود داشت. در کنار عدم آگاهی مردان از حقوق زنان، همین بی‌سوادی زنان نیز خود زمینه را برای مردانِ زن‌ستیز و زن‌آزار فراهم می‌کند تا مورد آزار و اذیت‌های خیابانی قرار بگیرند. براساس برخی گزارش‌ها، حتا زنان و دختران در اداره‌های دولتی و غیر دولتی نیز از سوی همکاران شان مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند.

زمانی که زنان و دختران به دلایلی مثل رفتن به مکتب، دانشگاه، وظیفه و یا به دلایل مختلف دیگر که از خانه‌های شان پا به بیرون می‌گذارند، همه‌روزه با ده‌ها نوع آزار و اذیت‌های خیابانی بر می‌خورند، دل شان از زندگی بد می‌شود. یک دختر وقتی با این وضعیت بر می‌خورد، مأیوس می‌شود که چرا در چنین جامعه‌ای زاده شده و ای کاش در اینجا هیچ نمی‌بود. این را فقط یک دختر می‌تواند درک کند.

از یک طرف، باوجودی‌که نهادهایی زیر نام دفاع از حقوق زن برای مبارزه با این معضل اجتماعی و ده‌ها مشکل دیگر از چند سال به این سو فعالیت‌هایی را انجام دادند؛ اما هنوز هم در جاده‌ها و محلات کاری، این پدیده ریشه‌کن نشده که هیچ؛ بلکه به گونه‌ای دیگر ادامه دارد. از راننده‌های موتر گرفته تا رهگذران پیاده همه به طرف زنان و دخترانی که از جاده‌ها می‌گذرند، چشم می‌دوزند و به آدرس آن‌ها حرف‌هایی می‌زنند که به آن «پرزه» می‌گویند.

پس از سقوط رژیم طالبان، زمانی‌که زنان به تعلیم، تحصیل و فعالیت‌های مدنی تاحدودی دست‌رسی پیدا کردند، حضورشان در اجتماع گسترده بوده؛ اما این حضور با چالش‌های جدی نیز روبرو بوده است. زنان هنوز که هنوز است به توانایی و قابلیت‌های چندانی نرسیده‌اند که بتوانند از حضورشان در جامعه و حقوق شان به خوبی دفاع کنند؛ هرچند هر انسان دارای یک سلسله حقوق و آزادی‌های فردی‌اند و هیچ‌کس نمی‌تواند این حقوق و آزادی‌اش را سلب کند؛ اما در جامعه افغانستان این مشکل وجود دارد.

متأسفانه از دیگر چالش‌های فراروی زنان که بگذریم، آزار و اذیت‌های خیابانی روز به روز در جاده‌ها و کوچه پس‌کوچه‌ها در حال افزایش است. دولت و به‌ویژه نهادهای حامی زنان و باالخصوص وزارت امور زنان در برابر این پدیده زشت عکس‌العمل جدی نشان نمی‌دهند.

ما بارها شاهد بوده‌ایم هرگاه زنی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد یا هم با الفاظ زشت از سوی مردان یاد می‌شود، زمانی که این خانم در برابر این‌گونه مردان عکس‌العمل نشان می‌دهد، بلافاصله دیگران به این زن برچسب‌های عجیب و غریب می‌زنند و ناخن انتقاد طرف زنان است. در چنین جامعه‌ی مردسالار زن همیشه مقصر اصلی به شمار می‌رود و از جنس دوم و ضعیف خوانده می‌شود.

اکثر زنان حالا به خود اجازه نمی‌دهند در برابر مردانی که آنان را اذیت می‌کنند، واکنش نشان دهند؛ چون می‌دانند، همه خودش را مقصر می‌پندارند. فکر می‌کنند بهتر است سر را پایین انداخته و همه‌چیز را ناشنیده و نادیده بگیرند تا رسوای جامعه نشوند. مثل این ضرب‌المثل که می‌گویند «شتر دیدی نخیر ندیم!»

متأسفانه هیچ قانون یا ارگانی برای رسیده‌گی به این معضل بزرگ اجتماعی وجود ندارد و به همین دلیل این پدیده زشت به یک فرهنگ متداول مبدل شده است و در کنار خشونت‌های فیزیکی و روانی، این زشت‌ترین نوع آن است که در درازمدت می‌تواند مانع حضور و رشد زنان و دختران شود. در نتیجه‌ی دادخواهی‌های نهادهای حقوق بشری دولت افغانستان تلاش کرد تا قانون منع خشونت علیه زنان را اجرایی کند؛ اما زمانی که این قانون برای تصویب به پارلمان فرستاده شد، پارلمان زن‌ستیز آن را تصویب نکرد. شماری از نماینده‌های پارلمان گفتند که برخی ماده‌های این قانون برخلاف شریعت اسلامی است و نباید از سوی پارلمان تصویب شود.

دولت و نهادهای حقوق بشری و هر نهاد دیگری که در زمینه‌ی زنان فعالیت می‌کنند، باید به هر شکل ممکن، جلو این ناهنجاری اجتماعی را بگیرند. در غیر آن صورت، این روند آزار و اذیت بالای زنان بیشتر از پیش تآثیر منفی گذاشته و  آنها را به حاشیه می‌کشاند. در اگست ۲۰۱۵ قانون منع آزار و اذیت‌های جنسی توسط شورای وزیران و ریس جمهورغنی تصویب و توشیح شد اما فقط روی کاغذ باقی ماند و هرگز تطبیق نشد.

نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *