سیک‌های افغانستان

روا داشتن تعصب، محرومیت‌های مدنی، ایجاد ممانعت از مناسک مذهبی و عقیدتی و آزار و اذیت سیک‌ها در اجتماع، باعث شد تا شمار زیادی از خانواده‌های اهل هنود افغانستان در جریان چند سال اخیر زادگاه اصلی شان را ترک گفته و به کشورهای همسایه از جمله هند پناه ببرند.

آمارها، سیک‌های تابع افغانستان را در دهه‌ی شصت خورشیدی، بیشتر از ۲۰۰هزار نشان می‌دهند. اما گفته می‌شود این رقم از زمان به قدرت رسیدن مجاهدین به این طرف ۹۹ درصد کاهش یافته و به به کشور‌های دیگر رانده شده‌اند.

سیک‌ها در زمان حکومت وحدت ملی که رییس‌جمهور غنی همواره دم از برابری افغان‌ها می‌زند، بیشتر به دست فراموشی سپرده شد و کسی به محرومیت‌های آن‌ها توجه نکرد. عدم توجه به خواست‌های مدنی و رسیدگی به حقوق طبیعی و قانونی سیک‌ها، ظلم آشکار در اجتماع، محروم کردن آن‌ها از آموزش و تحصیل و همچنان آزار و اذیت فرزندان شان در مراکز آموزشی و محلات بود و باش، غصب املاک پدری آن‌ها از سوی زورمندان، این اقلیت را مجبور به ترک وطن شان کرده‌است. سیک‌ها شهروندان اصلی و صلح‌دوست افغانستان هستند که بیشتر به کسب و کار و تجارت مشغول اند. به همین ملحوظ اکثرا در مراکز و ساحات تجارتی سکونت دارند. سیک‌ها بیشتر در ولایت‌های جلال‌آباد، هلمند، قندهار، غزنی و کابل زندگی داشتند/ دارند؛ ولی در این اواخر به علت بیشتر شدن مشکلات آنان و اخیراً کشته شدن یکی از سرداران شان در هلمند، سبب شد تا این ولایت را به کلی و برای همیشه ترک کنند. در قندهار نیز از این ملیت کوچک، فقط یک خانواده باقی مانده است.

ماده‌ی چهل و سوم قانون اساسی کشور حکم می‌کند که «تعليم حق تمام اتباع افغانستان است که تا درجه ليسانس در مؤسسات تعليمي دولتي به صورت رايگان از طرف دولت تأمين مي‌گردد. دولت مکلف است به منظور تعميم متوازن معارف در تمام افغانستان، تأمين تعليمات متوسطه اجباري، پروگرام مؤثر طرح و تطبيق نمايد و زمينه تدريس زبان‌هاي مادري را در مناطقي که به آن‌ها تکلم مي‌کنند فراهم کند.»

اطفال سیک‌ها نه‌تنها از حقوق شهروندی شان محروم هستند و زبان مادری شان به رسمیت شناخته نشده‌است؛ بلکه به گفته‌ی آن‌ها اقوام دیگر در مکاتب و مدارس آموزشی به آن‌ها به دیده‌ی حقارت نگریسته و فرهنگ و عقایدشان را به تمسخر می‌گیرند.  تابحال متأسفانه هیچ جوانی از سیک‌ها به دانشگاه‌ها و موسسات تحصیلات عالی افغانستان راه نیافته‌اند. با در نظر گرفتن ماده مذکور در قانون اساسی کشور نادیده گرفتن مشکلات اجتماعی و زیر پا شدن حقوق شهروندی سیک‌ها از سوی حکومت و دیگر اقوام ساکن در کشور، قانون اساسی را زیر سوال برده و آن را جزء دنگ‌دنگ بی‌معنا و برگه‌های منسوخ چیزی دیگری جلوه نمی‌کند.

هندوسوزان (شمشان) یکی از مراسم خاص آن‌ها است که جسد مرده‌ی شان را می‌سوزانند. بارها به خاطر به جا کردن این مراسم، آنان از سوی باشندگان محل مورد توهین و تحقیر و مزاحمت و ممانعت قرار گرفته‌اند. سیک‌ها قبلا برای اجرای این مراسم مکان مشخصی در یکی از نواحی کابل – پایتخت داشتند که به گفته‌ی آن‌ها ۱۶۰ سال قدامت دارد. آن‌ها تا به حال چندین بار مشکلات شان را با دولت در میان گذاشته‌اند. هرچند دولت به آن‌ها وعده سپرده بود که به خواسته‌های شان توجه می‌شود اما در عمل هیچ‌کس به آن‌ها که با چه دشواری‌های در این مملکت روبه‌رو هستند، توجه نکرد.

موجودیت حساسیت‌ها در برابر این اقلیت صلح‌جو و دوگانگی حکومت و مردم نسبت به آنان غیر قابل چشم پوشی بوده و برای حکومت که هرلحظه دستش به سوی جامعه جهانی دراز است، ننگ و شرم‌آور خواهد بود. با این حال وزیر امور مهاجرین کانادا طرح پذیرفتن اقامت سیک‌ها را در کشورش پیشنهاد کرده‌است. با خروج سیک‌ها از افغانستان، حکومت اعتبارش را نزد جامعه جهانی از دست خواهد داد و در کنار این، اگر کوچ دسته‌جمعی سیک‌ها و اهل هنود از افغانستان اتفاق بیفتد، لکه‌ی ننگی به جبین تاریخ «پنج‌هزار ساله‌ی»! کشور برای همیشه خواهد ماند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *