نویسنده کتاب “دوازده زن لعنتی”؛ افراطی‌ جاهل

شکریه رضایی

از چندی به این طرف عکس کتابی تحت عنوان «دوازده زن لعنتی» در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود و تألیف این کتاب واکنش‌هایی را نیز برانگیخته است.

در مورد این کتاب می‌خواهم نکاتی را اشاره کنم. هرچند این اثر را به گونه‌ی تکمیل مطالعه نکرده‌ام- که بدون شک ارزش ورق زدن را هم ندارد؛ اما چند عنوان اساسی در فهرست مطالب آن به چشم می‌خورد و از همان پیداست که محتوای کتاب چیزی ندارد جز توهین به زنان.

«لعنت بر زنان استعمال کننده چپلک». این یکی از درشت‌ترین عناوین در فهرست کتاب مورد بحث جا داده شده‌است. استدلال، محتوا و نوع ادبیات نوشتاری این کتاب بیشتر “من درآوردی” خود نویسنده است و در کنار بی‌محتوایی، هیچ اصول نگارشی هم رعایت نشده‌است. شیوه‌ی نگارش آن به شدت عقده‌مندانه است. این عقده‌های شخص نویسنده را نشان می‌دهد.

طوری که از جلد کتاب معلوم می‌شود، مولف این کتاب، کسی به نام مولانا محمد ارشاد قاسمی، استاد مدرسه ریاضی‌العلوم گورینی در هند و مترجم آن شخصی به نام مولوی نصرالله منصور تخاری است. کتابِ چندان قطوری نیست. در 32 صفحه و 12 عنوان چاپ و وارد بازار کتاب شده‌است.

این‌گونه کتاب‌ها را می‌توان به‌صورت وافر در کتاب‌فروشی‌های شهر کابل پیدا کرد. نیاز به سر زدن به کتاب‌فروشی‌های معتبر شهر نیست. بساط این کتاب‌ها در هر کوچه و پس‌کوچه‌های شهر روی کراچی‌ها و زمین برای فروش پهن است. اگر کنترل و یا قانونی وجود داشته باشد، از نشر و پخش چنین کتاب‌های زننده و بی‌محتوا جلوگیری می‌شود. در حال حاضر حدود 40 بنگاه نشر کتاب در سراسر افغانستان جواز فعالیت دارند که براساس معلومات برخی ناشرین، ماهانه ده‌ها جلد کتاب در این بنگاه‌های نشراتی به طبع می‌رسند. اکثر محتویات درونی کتاب‌‌ها به دلیل نبودن قانون سانسور، بررسی نمی‌کنند چون آزادی بیان حق سانسور را نمی‌دهد اما کمیسیون تخطی و تخلفات رسانه‌ای تحت نظر وزارت اطلاعات و فرهنگ وجود دارد که در صورت شکایت، کمیسیون به آن رسیدگی می‌کند.

پس از آنکه کتاب «دوازده زن لعنتی» وارد بازار شد، عده‌ای از کاربران شبکه‌های اجتماعی در اعتراض به آن، با لحن طنزآمیز نوشته‌هایی با درون‌مایه مشابه این کتاب؛ اما به‌گونه مردستیزانه را زیر عنوان «دوازده مرد لعنتی» نیز دست‌به‌دست می‌کردند.

 پژوهشگران مسایل اسلامی این نوشته‌ها را سنتی و زن‌ستیزانه دانسته و می‌گویند این تفکر بر می‌گردد به دوره “قرون وسطایی” که جهان پیشامدرن زنان را این‌گونه می‌دید. اما امروزه جهان در حال پیشرفت و تغییر است و این‌گونه نوشته‌ها در جهان کنونی درد سر آفرین است؛ چون زمینه‌ها برای تحقق عدالت و برابری و حقوق بشر مهیا شده‌است.

سال‌هاست که به نحوی چنین کتاب‌هایی در افغانستان چاپ و یا از بیرون کشور وارد می‌گردد و از منظر دین و مذهب بر زنان تحمیل می‌شود. این کتاب‌ها در کشور سنتی مانند افغانستان به نظام مردسالاری بیشتر کمک می‌کند و بهانه دستش می‌دهد تا به زنان بیشتر ظلم و ستم روا دارند.

اما از طرف دیگر پرسش مهم‌ این است که آیا مشکل ما تنها کتاب‌هایی نظیر «دوازده زن لعنتی» است و دیگر هیچ مشکلی وجود ندارد؟ متأسفانه پاسخ «نه» است. شمار زیادی در افغانستان بدون آنکه خود متوجه عملکرد شان باشند، در برخورد با زنان عین کارهایی را مرتکب می‌شوند که در این کتاب و یا کتاب‌هایی شبیه آن نوشته شده و در افکار سنتی و مذهبی مردم سال‌ها و دهه‌هاست تزریق می‌شود.

ما باید تغییر را از خود شروع کنیم. باید به همه هم‌نوعان مان بدون پیش‌فرض ببینیم. بدون هیچ پسوند و پیشوندی همه‌ی ما انسان هستیم. نیاز است تا همه‌گی باید دست از هرگونه خشونت‌ورزی برداشته و عاشقانه هم‌دیگر را با تمام تفاوت‌های شان بپذیرند. هیچ انسانی لعنتی نیست و همه از هر گروه، نژاد، آیین و … از نگاه کرامت انسانی باهم برابرند. بیایید به ترویج خشونت علیه زن نه بگوییم.

با رونق یافتن بازار چاپ کتاب در افغانستان و کتاب‌های وارداتی از کشورهای همسایه خوش‌بینی‌ها در عرصه‌های رشد فرهنگی و آگاهی هم در کشور زیاد شد؛ اما نهادهایی که در این بخش مسوولیت دارند در برخی موارد وظایف شان را به درستی انجام نداده‌‎اند. هرچند آزادی بیان حق ابراز نظر را به همه داده‌است؛ اما وزارت اطلاعات و فرهنگ مکلف است کتاب‌هایی که از بیرون ولو با هر انگیزه‌ای وارد کشور می‌شود را نظارت و کنترل کند. قرار نیست در سایه‌ی آزادی بیان، هرکس هرچه دلش خواست بنویسد و با ربط دادن به دین و مذهب، به خورد مردم بدهد.

وزارت امور زنان هم مسوولیت دارد تا نسبت به این گونه کتاب‌ها که خشونت را از آدرس دین علیه زنان تبلیغ و ترویج می‌کنند، واکنش نشان داده و در همآهنگی با نهادهای ذی‌ربط از پخش و نشر آن جلوگیری کند. چنین کتاب‌ها از اساس غلط و بی‌بنیاد است. این‌گونه کتاب‌ها نه‌تنها علیه زنان است؛ بلکه به نوعی علیه دین نیز است.

این‌گونه موضوعات در جامعه سنتی افغانستان بسیار تاثیرگذاراست و ساحه زندگی را برای زنان تنگ و تنگ‌تر می‌سازد. رسانه‌ها که به عنوان پل ارتباطی میان مردم و حکومت عمل می‌کنند و رکن چهارم حکومت به شمار می‌روند مکلف‌اند با دیدن این نوع کتاب‌ها، از بنگاه‌های نشراتی یا تجارانی که کتاب را از کشورهای همسایه وارد افغانستان می‌کنند، وضاحت بخواهند.

خواندن این کتاب جز بدبینی و نفرت در برابر زن، چیزی دیگری را به خواننده القا نمی‌کند. بناءً این کتاب باید هرچه زودتر از طرف وزرات اطلاعات و فرهنگ جمع‌آوری گردد. در غیر آن دین‌ستیزان و و زن‌ستیزان افراطی مجال خوبی برای تاختن علیه دین اسلام و بر ضد زنان میابند.

هرچند فرهنگ کتاب‌خوانی در میان مردم به خصوص در بین دانشجویان و نسل جوان کشور در حال رشد و نهادینه شدن است. از مسابقات کتاب‌خوانی گرفته تا جلسات کتاب‌خوانی، جوانان همیشه در گوشه و کنار کشور راه‌اندازی می‌کنند، سطح شعور و آگاهی جوانان کشور بالاتر از آن است که به چنین کتاب‌هایی بها بدهند؛ اما بازهم نباید بهانه‌یی به دست زن‌ستیزان داده شود. این کتاب‌ها باید جمع شود.

نمونه‌ی دیگر از عناوین داخل این کتاب: لعنت فرشتگان بر زن انجام ندهنده‌ی ضروریات شوهر.!

نویسنده که عالم دینی هم است، فکر می‌کند تنها مرد انسان است و زن از این انسانیت برخوردار نیست. به عقیده‌ی ایشان، زن نیاز ندارد. زن چیزی برای پوشیدن نمی‌خواهد. زن نباید مالک ملک و دارایی باشد. البته متأسفانه در مملکتی زندگی می‌کنیم که در بساموارد به زن به یک روسپی‌ای بیش ارزش قایل نیستند و اکثراً فکر می‌کنند زنان باید در چهاردیواری خانه باشند تا در اجتماع.

ابن سیناه راست گفته بود: با قومی گیرمانده ایم که فکر می‌کنند تنها آن‌ها به راه راست هدایت  شده است، اسلامی که در قرون اولی آمده بود این‌قدر حقیر نبود که اکنون حقیر شده و از اسلام ماشین قانون‌کشی ضد انسان و ضد زن ساخته است.

نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *