فاجعه‌ی وحشتناک یک نسل

سرمقاله – محمدعالم کوهکن

چند روز پیش در شبکه‌های اجتماعی ویدیو‌یی پخش شد که در آن جریان آموزش نظامی جنگ‌جویان طالبان در لیسه‌ی دختران قریه‌ی غوزاری[1] ولسوالی خواجه سبز پوش ولایت فاریاب به نمایش گذاشته شده است. غوزاری آخرین قریه در آن ولسوالی بود، که در ماه رمضان سال‌جاری به اشغال طالبان در آمد.

تا زمانی که در این قریه رزمنده‌گان محلی طرفدار دولت مستقر بودند، لیسه‌ی پسران و دختران فعال بود، و ده ها دختر و پسر دانش آموز آزادانه به مکتب می‌رفتند. حالا دروازه‌ی این مکتب ها بسته شده است. دانش آموزان یا در خانه های شان نشسته اند و یا با خانواده های خود به شهر میمنه و یا دیگر مناطق امن پناهنده شده اند.

در سه یا چهار سال گذشته در مناطقی که در ولایت فاریاب و دیگر ولایات شمال به تصرف طالبان در آمده است، نظام آموزش و پرورش بر هم خورده، ساختمان مکاتب ویران و یا به مراکز و قرار گاه های تروریست‌ها تبدیل شده است.

اگر این مشکل در ولایت های شمال در سال‌های اخیر به وجود آمده است؛ این فاجعه در مناطق تحت نفوذ طالبان در جنوب و شرق کشور معضل چندین ساله است.

جنگ در چهل سال گذشته بزرگترین صدمه و نقصان را به پیکر نظام تعلیمی و تحصیلی کشور وارد آورده است. ویرانی های مادی جنگ را می‌توان تلافی کرد؛ اما آنچه را که مردم ما در نتیجه‌ی بحران های امنیتی چهار دهه‌ی  گذشته در حیات معنوی خود از دست داده اند، به ساده‌گی اعاده نمی‌‌‌‌شود.

دشمنی با مکتب و معارف عصری ریشه در تاریخ جامعه‌ی ما دارد. دشمنان مردم ما همواره از جهالت، نادانی و عقب ماندگی ذهنی افراد این کشور استفاده کرده اند. مقابله با تجدد خواهی امان الله خان، سوزاندن ساختمان صدها مکتب در اقصا نقاط ممکت و قتل استادان و معلمان از سوی مجاهدینی که در برابر حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان می جنگیدند هیچ توجیه قانع کننده‌ای جز استفاده از جهالت افراد جامعه توسط دشمنان توسعه و سعادت مردم افغانستان ندارد.

آن‌چه در سال‌های اخیر خیلی امیدوار کننده به نظر می‌رسد، تغییر مثبت ذهنیت عامه نسبت به آموزش و تحصیل در لایه‌های مختلف جامعه است. 17 سال پیش، پس از سقوط رژیم طالبان جهش عجیبی در مناطق مختلف کشور برای آموزش و تحصیل به مشاهده رسید. در مناطق دور از مراکز شهرها نیز مردم از حکومت می‌خواستند تا مناطق شان برای آموزش پسران و دختران آن‌ها مکاتب جدید تأسیس کند. در آن سال‌ها صدها مکتب ایجاد شد و هزاران دانش‌آموز به این مرکزهای آموزشی شامل شدند.

فعالیت روزافزون مکتب‌های خصوصی و کورس‌های آموزشی در مراکز شهرها نیز نشانه‌ی خوبِ شیفتگی مردم به امر آموزش فرزندان شان شمرده می‌شود.

امروزه ما در ساحه‌ی معارف کشور گواه یک عقبگرد تحمیلی ناشی از جنگ استیم. طالبان علی‌الرغم اظهارات شان در مورد عدم مخالفت به نظام معارف و جریان آموزش در مناطق تحت اشغال خود عمل کرده اند.

سقوط نظام آموزشی در نقاط جنگی کشور و بازماندن هزاران پسر و دختر کشور از آموزش فاجعه‌ی هولناک و درد آوری است که امروز دامنگیر جامعه ما شده است. دشمنان مردم ما که آتش جنگ نیابتی را در کشور بر افروخته اند و از ایجاد افغانستان قوی و با ثبات هراس دارند، برای ضربه زدن به معارف و نظام تعلیمی و تحصیلی کشور تلاش می‌کنند.

متاسفانه باز هم  جهالت و نادانی جنگجویانی که به حمایت دشمنان خارجی افغانستان در برابر مردم ما می‌جنگند مانند گذشته به اهمیت این مسأله آگاه نیستند و خود در تطبیق برنامه های شوم باداران شان پیشقدم اند.

دولت  افغانستان و حامیان بین‌المللی آن به این مسأله باید توجه داشته باشند که پیروزی جنگ در برابر تروریستان و گروه های متحجر و عقبگرد در جامعه نیاز به حمایت آگاهانه‌ی اجتماعی دارد و آگاهی اجتماعی فقط از طریق آموزش افراد اجتماع در مکاتب و آموزشگاه ها میسر خواهد بود.

ما در کشور جنگ زده‌ی خود برای سال های دراز  به حمایت اساسی از معارف نیاز داریم وراه نجات کشور از عقبماندگی و رسیدن به توسعه از دهلیز های مکاتب، آموزشگاه ها و دانشگاه ها می‌گذرد.

دولت ما وظیفه دارد که نه تنها در کل کشور زمینه‌ی فعالیت مکتب ها و دانشگاه ها را مهیا کند، بلکه نیاز است تا در کار ارتقای کیفیت آموزش مطابق به مطالبات عصر و زمان و تطبیق نصاب های مدرن تعلیمی و تحصیلی نیز توجه داشته باشد.

[1] . تا هنوز نام این قریه در اسناد دولتی به شکل “غُذاری” نوشته می‌شود، که نادرست است. نام قریه‌ی غوزاری برگرفته از ولسوالی غوزار ولایت قشقه دریای کشور اوزبیکستان است. و این نام منشأ عربی ندارد که آن را به شکل نادرست “غذاری” بنویسیم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *