لولی های آسیای میانه کی‌ها اند و چگونه زندگی می‌کنند؟

ترجمۀ محمد عالم کوهکن

“لولی” نام قومی است که حدود 80 گروه اتنیکی نزدیک به هم را در خود گرد آورده است. به باور ککتکتو “Kaktakto ”  پیدایش لولی‌ها در آسیای مرکزی به گذشتۀ دور برمی‌گردد. 

در انگلستان لولی‌ها را جیپسیس “Gypsies” یعنی مصری‌ها، در فرانسه بوهیمینس “bohémiens”، در آلمان، ایتالیا و روسیه رومه  “Roma” یا که سیگن “Sigan” می‌نامند.     

در آسیای مرکزی آن‌ها به نام های “لولی، جوگوت و مَزَنگ” یا می‌شوند. لولی های آسیای میانه خودرا موگَت می‌گویند.

افسانه ها در مورد منشأ لولی‌ها

در قدیم یک زوج تهی‌دست زندگی می‌کرد. پسر این خانواده “لو” و دختر آن “لی” نام داشت. روزی از روزها به کشور یک گروه اشغالگر هجوم می‌آورد. در بحبوحۀ جنگ و درگیری این خانوادۀ  کوچک پسر و دخترش را گم می‌کند. “لو” و “لی” به جستجوی پدر و مادرشان می‌برایند. هر کدام راهی را برمی‌گزیند،  “لو” و”لی” پس از گذشت سال‌ها با هم روبه رو می‌شوند، آن دو در حالی که یک‌دیگر را فراموش کرده بودند، با هم ازدواج می‌کنند. پس از افشای این راز آن‌ها‌مورد لعنت و نفرت ملاها قرار می‌گیرند و از آن زمان به بعد این خانواده و فرزندان شان نیز با نفرت به نام “لولی” یاد شده اند.

لولی های آسیای مرکزی (مانند دیگر لولی‌ها) از هندوستان آمده اند. آن‌ها متعلق به کاست[1] پایین جامعه هند بودند.

محققان به موضوع کوچانیدن 12000 هنرمند “لوری” در قرن پنجم از هندوستان به عنوان تحفه به شاه ساسانی – بهرام گور در شاهنامۀ فردوسی نیز توجه دارند.

نظر به تخمین دانشمندان واژه های “لوری” و”لولی” با نام پایتخت راجه های قدیم سند “الرور” یا “ارور” واقع در شمال‌غرب هندوستان پیوند دارد. این گروه از هنرمندان به هر جایی که رفتند، برای حفظ خصوصیات اتنیکی – هنری خود کوشیدند و به یک اتنیک خاص مبدل شدند. و به این ترتیب فرزندان مردم سند لولی‌های فارس و آسیای مرکزی را تشکیل دادند. در لغتنامۀ فارسی واژۀ “لولی” به معنی “رقاص و هنرمند آواز خان” آمده است.

لولی‌ها چه کار می‌کنند و در کجاها زندگی دارند؟

مردان لولی‌های که در شمال آسیای مرکزی زندگی می‌کنند، اساساً با تربیه و فروش اسپ مشغول بودند. هم‌چنان آن‌ها از یال اسپ‌ها چاچوان (یک نوع تور یا جال مخصوصی که برای پوشانیدن روی خانم‌ها استفاده می‌شد) می‌بافتند. لولی‌ها قاشق چوبی، چشکه و دیگر سامان خانه می‌ساختند.

در مناطق جنوبی آسیای مرکزی لولی‌های مرد با کسب زرگری مشغول بودند. بعضاً ظروف فلزی و چوبی را ترمیم می‌کردند.

لولی‌های زن به تجارت های کوچک پرداخته اند. آن‌ها سامان آرایش، سوزن، تار و فرآورده های مردان خود را می‌فروختند. برخی از زنان لولی فالبینی می‌کردند. تعدادی از آن‌ها طبیب بودند.

جمعی از زنان لولی کمربند و کلاه می‌دوختند. اما شغل اساسی آن‌ها گدایی است. در تابستان و زمستان زنان لولی همراه با فرزندان کوچک شان به شانه های خود خورجین آویخته گدایی می‌کنند. آن‌ها برای محافظت از حملۀ سگ‌ها چوب های دراز با خود حمل می‌کنند. زنان لولی مرتکت دزدی‌های کوچک هم می‌شدند.

بعضی از مردان آن‌ها به طبابت و گدایی نیز پرداخته اند.

تعدادی از مردان لولی و جوگوت به کار تولیدی مشغول بوده برای تأمین احتیاج خانواده غمخواری کرده اند. برای اکثریت لولی‌ها گدایی زنان آن‌ها منبع اصلی درآمد شناخته شده است. زنان لولی با خریطۀ نسبتاً بزرگ و چوب دراز همه روزه در شهرها و قشلاق‌ها خانه به خانه رفته صدقه و خیرات گردآوری می‌کنند. در مسیر راه به واسطۀ یک آیینۀ کوچک و یا یک کاسه آب فال می‌بینند.

مزنگ‌ها هیچگاه گدایی نکرده اند. مردان مزنگ بیشتر با کار نجاری و تجارت‌های کوچک مشغول بودند. خیمه محل زندگی لولی‌ها شمرده می‌شود. خیمۀ زمستانی به واسطۀ دو یا سه خادۀ چوبی که در زمین میخکوب می‌کردند، برپا می‌شد. فراز و اطراف آن  را با شال‌های محکم و ضخیم می‌پوشانیدند. فضای داخل خیمه را با افروختن آتش در نزدیکی دروازۀ آن گرم می‌کردند.

خیمۀ تابستانی برای حفاظت از تابش آفتاب و استفاده از سایه در روز های گرم بر افراشته می‌شد. خیمۀ تابستانی کوچک بوده ،در آن نمد فرش می‌کردند. بالای نمد روجایی پهن کرده بالشت می‌گذاشتند.

خیمۀ مزنگ‌ها با دیگر لولی‌ها متفاوت بود. آن‌ها با استفاده از نودۀ درخت‌ها، نَی و خاشاک چَیله می‌ساختند. چیله‌ها به درازی 4-3 متر برپا می‌شدند. دروازۀ آن از نَی ساخته می‌شد و یا به دروازۀ آن شال و تکه می‌آویختند.

آن‌ها چه می‌پوشند؟

پوشاک آن‌ها از لباس اوزبیک‌ها و تاجیک‌ها چندان متفاوت نیست. در حال حاضر نیز مردان بزرگسال آن‌ها خَلَت (بالاپوش نازکی که بالای لباس پوشیده می‌شود) و پتلون فراخ می‌پوشند، به سر کلاه و لنگی دارند. پوشاک زن‌ها مانند لباس زنان لولی های اروپا فراخ، نازک و پرپره دار نیست.

 

لولی‌های آسیای مرکزی لباس‌های نسبتاً روشنتر و متمایل به آبی می‌پوشاند و از این جهت با پوشاک اوزبیک‌ها متفاوت‌تر است. زن‌های لولی به محصولات زرگری چون انگشتر، دستبند، مرجان و انواع دیگر زیورات تمایل بیشتر دارند. اما در سال‌های اخیر پوشیدن زیورات در میان آن‌ها اهمیت خودرا از دست داده است.

دین و مراسم خانواده‌گی

از لحاظ اعتقاد و باورهای دینی لولی‌های آسیای مرکزی مسلمان استند. آن‌ها مرده‌های خودرا به پیروی از سنن اسلامی دفن می‌کنند و چون دیگر مسلمان‌ها به عبادت می‌پردازند. روزه می‌گیرند و پسران شان‌را ختنه می‌کنند. لیکن آن‌ها تا گسترش دین اسلام  باور به اعتقادات پراوسلاو pravoslav نیز داشتند.

لولی‌ها به جن، پری، بازوبند نیز باورمند استند. معتقد اند که به پیاز، مرچ سرخ، نان، چیز های تند و تیز و شاخ قوچ (گوسپند نر) برای خنثی کردن ارواح خبیثه مؤثر است. لولی‌ها به گرگ قدرت خاص و مقدس قایل اند: دندان نوک تیز و بینی خشک شدۀ  گرگ را در لباس های شان می‌دوزند.

به باور لولی‌ها جَیره نیز چنین قدرتی دارند. خار جیره را مانند تعویذ استفاده کرده اند. لولی‌های قرشی[2] گوشت جیره را می‌خوردند. اما در سمرقند خوردن گوشت جیره منع شده است. لولی‌هافکر می‌کنند که جیره ها مدت‌ها پیش انسان شده اند.

لولی‌ها در خانواده های کوچک زندگی‌ می‌کنند. پسران پس از ازدواج از خانوادۀ پدر و مادر جدا شده مستقل از آن‌ها زندگی می‌کنند. با آن که زن لولی‌ها نان آور اصلی خانواده شمرده می‌شوند، اما به شوهران خود احترام دارند و از آن‌ها اطاعت می‌کنند.

دخترهای لولی‌هادر سنین 15-12 ازدواج می‌کنند. مراسم عروسی آن ها از مراسم مردم محل متفاوت نیست. میان لولی‌ها ازدواج بین دختران و پسران کاکاها رواج بیشتر دارد. در جامعۀ لولی‌ها نکاح شعار (ازدواج عوضی یا ازدواج مبادله) نیز رایج است. در چنین حال دادن طویانه مطرح نیست.

در مورد مراسم عروسی و نکاح لولی‌ها یک زن نسبتاً مسن به شانۀ عروس خورجینی را می‌آویزد و از وی می‌خواهد که جملات زیر را تکرار کرده مراسم تحلیف عنعنوی را به جا آورد: “قسم یاد می‌کنم که این خورجین را تا پایان زندگی از شانه هایم دور نخواهم کرد و مانند گذشتگان خود زندگی خانواده وفرزندانم را تأمین خواهم کرد. این خورجین هیچ‌گاه خالی نمی‌ماند. من خانه به خانه رفته صدقه و خیرات می‌طلبم. آن روزی به من لعنت باد که خورجینم را دور انداخته با کار دیگری مشغول شوم.”

در مراسم نکاح تعداد زیادی از مردم جمع می‌شوند. خروس‌ جنگی و خر دوانی راه اندازی می‌کنند.

مراسم ویژۀ  نکاح مسلمانان در خانۀ عروس برگزار می‌شود. هنگام آوردن عروس به خانۀ داماد آن‌ها از اطراف آتش چند بار دَور می‌خورند و عروس و داماد سیمای یک دیگر به آیینه تماشا می‌کنند.

با تولد نخستین فرزند مراسم لچک بندان برگزار می‌شود. در حقیقت پس از این مراسم عروس تازه  اجازه می‌یابد برای جمع آوری خیرات به خانه های مردم برود.

لولی‌ها به کدام زبان سخن می‌کند و حالا چه تعداد لولی موجود اند

لولی ها در آسیای مرکزی به دو زبان – اوزبیکی و تاجیکی صحبت می‌کنند. اما زبان پنهانی خاص خودرا نیز دارند؛ “لفظ موگت” یا (زبان) عربی. آن‌ها به نسبت این که کوچی هستند و رنگ پوست شان سیاه است، خودرا عرب نژاد می‌پندارند.

در واقع این (زبان) “پنهانی” متشکل از مفاهیم و گوییش های بر گرفته از زبان های دیگری اند که برای افادۀ یک سلسله حرکت‌ها و اشاره‌ها استفاده می‌شوند و کدام زبانی نیست.

در آسیای مرکزی تعداد دقیق لولی‌ها در دست نیست و نفوس شماری میان آ‌ن‌ها نیز ممکن نیست. چون که تعدادی از لولی‌‌ها مدعی اند که به قوم و ملت دیگری منسوب استند. نظر به احصائیۀ سال 1989 در آسیای میانه نزدیک به 25 هزار لولی زندگی می‌کند.

وبسایت منبع: https://daryo.uz/?fbclid=IwAR2STNQ1czUfwzS2-F1SKwMd0NpNbfKcXWoyjO_lryzJksT8tC1H5KIRJ9k

[1] . نوع نظام اجتماعی است. در این نظام افراد جامعه بر اساس نسب خود به طبقات مختلف تقسیم می‌شوند. هیچ فردی از افراد یک کاست حق ارتقاع به کاست بالاتر را ندارد. این نظام مخالف اصول حقوق بشری و شایسته سالاری است. نظام کاست در افریقا و خاورمیانه وجود داشته و در نظام اجتماعی هندوستان به قوت خود باقی است. (مترجم)

[2] . قرشی نام شهری در سمرقند اوزبیکستان است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *