پژوهشی در باره‌ی بلغه‌لی

بلغلی، بالغه‌لی، بالقه‌لی، ... بلیقلی، بلقلی، بالقلو، بالکلی

تحقیق از: داکتر سعید عظیمی

یادآوری: بلغه‌لی قریه‌یی است در 20 کیلومتری جنوب شرق سرپل در ارتفاع 854 متری از سطح بحر در طول البلد شمالی 36 و شرقی 66 واقع است. بلغه‌لی یکی از مناطق ناآرام سرپل است و فعالیت‌های مخالفان دولت در آن منطقه ‌طور دوام‌دار دیده می‌شود. بلغه‌لی همچنان قریه‌یی است مربوط اولسوالی روی دواب در ولایت سمنگان که در آن مردمان هزاره ساکن‌اند. در این مقاله درباره سابقه تاریخی بلغه‌لی بحث می‌گردد.

درگذشته‌های دور مرزهای کنونی وجود نداشت و قبایل تورک در مناطق وسیع آسیای مرکزی در گشت و گذار بودند. در قلمرو امپراتوری‌های وسیع، نظیر امپراتوری مغول صدها قبیله و شاخه‌های آن در مناطق گوناگون پراکنده بودند و به‌ آسانی از یک محل به محل دیگر مهاجرت می‌نمودند. روشن است که قبایل مختلف به شاخه‌های متعدد تقسیم می‌شدند و با نظر داشت نیازها و موضوعات سیاسی به مناطق دیگر نقل و مکان می‌نمودند. بعضاً شاخه‌های یک قبیله در مناطق مختلف ساکن می‌گردیدند. برای تفکیک قبایل، علاوه از نام خاص، هر قبیله از خود دارای تمغا و اوران خاص بود که محدوده، ملکیت‌ها، مواشی وغیره را اعضای قبیله از طریق آنها می‌شناختند. با به وجود آمدن مرزبندی‌های کنونی، قبایل ساکن در مناطق مختلف در محدوده مرزی ایجاد شده باقی ماندند. از همین رو، شاخه‌های یک قبیله را در کشورهای مختلف و در ساختار ملت‌های متعدد می‌توان یافت که به زبان‌های مختلف تکلم می‌نمایند. با شکل‌گیری زندگی شهری و کمرنگ شدن تعلقات قبیلوی، نام قبایل به تدریج از استعمال افتید و در حال حاضر نام قبایل را تنها از طریق نام محلات شناسایی می‌توان نمود. در حالی که نام شماری از قبایل باستانی کاملاً فراموش گردیده است.
“بلغه‌لی” یکی از این قبیله‌هاست که درگذشته در حدود مرزهای کنونی کشورهای قزاقستان، قرغیزستان، اوزبیکستان، تورکمنستان، تاجیکستان و افغانستان می‌زیست.
ازآنجایی‌که با افزایش و گسترش شهرنشینی در میان تورک‌ها و انکشافات سیاسی در سده بیستم، سیستم قبیلوی به تدریج ضعیف گردید، تعلقات قبیلوی و همراه با آن نام‌های قبیلوی نیز از بین رفت. در حال حاضر بسیاری از تورک‌های اوزبیک از تعلقات قبیلوی خود چیزی نمی‌دانند. طوری که گونار یارینگ می‌نویسد: خط سیر و حضور تورک‌ها را در افغانستان از طریق تحلیل نام مناطق می‌توان شناسایی نمود. نشانه موجودیت قبایل تورک‌ها در افغانستان نام های مناطق در کشور ماست که بر اساس آنها ریشه‌های آنها را می‌توان در منابع تاریخی جستجو نمود. اکنون برای دریافت سابقه تاریخی بلغه‌لی (این طرز نوشته بر اساس تلفظ موجود در میان اهالی انتخاب گردید)، آن را در منابع دست داشته جستجو می‌نماییم.
در منابع تاریخی موجود، بلغه‌لی یکی از اوروغ مربوط به قبیله قونغرات ذکر گردیده است، ولی باگذشت زمان در جریان تغییرات سیاسی در آسیای مرکزی و شکل‌گیری اتحادیه‌های جدید قبایل، بلغه‌لی در ساختار قبیلوی اوزبیک‌ها، قزاق‌ها، قرغیزها، قره قلپاق‌ها و حتی دیگران داخل شده است. چنانکه ویسیلدر می‌نویسد که مقایسه ساختار قبیلوی مردمان تورک در آسیای مرکزی نام های موازی قبایل را در میان باشقیرها، اوزبیک‌ها، قره قلپاق‌ها، قزاق‌ها و قرغیزها نشان می‌دهد. حدود یک‌صد نام قبیلوی و اتنونیم در بین این مردمان دیده می‌شود؛ طور مثال نام 30 قبیله بین باشقیر-اوزبیک (مثلاً قپچاق، قنقلی، قوشچی، ختای، ساریشی، بلغه‌لی ، اویشون، بدرغه‌لی، مینگ، تاز، بایلر، بیشول وغیره) مشترک‌ اند. به همین‌گونه، پانزده نام بین باشقیر و قره قلپاق و 25 نام با تورکمن‌ها باوجود دوری محل سکونتشان مشترک است.
اگرچه بلغه‌لی یکی از شاخه‌های اساسی قبیله مغولی قونغرات ( شاخه‌یی از کوک مغول‌ها) ذکرشده است، اما در “تاریخ سری مغولان” و در “تاریخ جهانگشای جوینی” و در “جامع التواریخ” رشیدالدین از آن ذکر نگردیده است. تغییرات سیاسی و مهاجرت‌های ناشی از این تغییرات و درنتیجه ائتلاف‌های قبیلوی به میان آمده، اوروغ بلغه‌لی در جمله قبایل دیگر غیر از قونغرات هم داخل گردیده است. قونغرات‌ها تمغای دروازه یا آستانه را داشتند. فکر می‌شود که بلغه‌لی‌ها هم در ابتدا عین تمغا را داشتند. بعدها با نظر داشت رشد اوروغ بلغه‌لی و افزایش جمعیتش، تمغای آن بالغه/بالقه یا چکش انتخاب گردید و اوران بلغه‌لی‌ها پلنگ و سمبول آنها شانه موی است.
مؤلف “فردوس الاقبال” یا “تاریخ خوارزم” این اوروغ را بالغه‌لی ثبت و نموده مربوط قبیله قونغرات و قره قلپاق می‌داند. در ادامه چنین می‌نویسد که بلغه‌لی طایفه‌یی از قبیله قونغرات مغول است. قونغرات‌ها در زمانه‌های دور، در زمان حیات دوبون بایان پدر کلان آلان قوا در مجاورت دریای قولا می‌زیستند. در آن زمان پادشاه همه قونغرات‌ها کسی به نام قالجیدای خان از طایفه بلغه‌لی بود. او را پادشاهی عادل و دانا می‌دانند که در زمان او قدرت و ثروت قونغرات‌ها به حد کمال رسید، طوری که شمارش گوسفندان آنها ممکن نبود. قالجیدای برادری به نام سالجیدای و پسری به نام قادان خان داشت که قبل از وفات قلمرو خود را بین این دو تقسیم نمود. یکی از اخلاف قالجیدای به نام دای نویان خان با یسوگای بهادر پدر چنگیز خان هم‌زمان بود. یسوگای بهادر دختر دای نویان خان به نام بورته قوچین خاتون را به پسر خود تموچین به زنی گرفت که پسران چنگیز خان هریک جوجی خان، اوگیتای خان، چغتای خان و تولوی خان فرزندان بورته قوچین بودند. این به‌خوبی موقف قونغرات‌ها و به همین‌گونه بلغه‌لی‌ها را در زمان چنگیز خان ترسیم می‌نماید. از آن زمان به بعد قونغرات‌ها در تشکیلات نظامی چنگیز خان نقش مهم را داشتند.
در “فردوس الاقبال” در ضمن فتوحات نیاز بیک در ماوراءالنهر، از اسلمیس بی بلغه‌لی یادآوری می‌گردد. در جنگ با تورکمن‌ها نیروی قره قلپاق ها را سرمساق بی قولداولی، اسلمیس بی بلغه‌لی و نورتای بی قوش تمغه‌لی فرمان می‌دهند. درگذشته‌های دور در میان مغول‌ها و تورک‌ها معمول چنین بود که نام قبیله یا طایفه مربوط را در اخیر نام افراد ذکر می‌نمودند. با نظر داشت ثبت زکی ولیدی توغان، این سه تن مربوط طایفه‌های قولداولی، بلغه‌لی و قوش تمغه‌لی شاخه‌های فرعی قبیله قونغرات اند. طبق مؤلف “فردوس الاقبال” خان‌های خیوه همه از طایفه بلغه‌لی قبیله قونغرات اند.
کلاپرات اوزبیک‌ها را ازنظر ساختار قبیلوی به‌صورت عموم دارای چهار گروه عمده اویغور- نایمن، قنغلی- قپچاق، قیات- قونغرات و نوکوس-منگوت می‌داند. طبق این تقسیمات، بلغه‌لی مربوط گروه قیات- قونغرات است. در تقسیمات دیگر توسط شمیت، گروه‌های چهارگانه اوزبیک‌ها شامل اویغور-نایمان، قنغلی-قپچاق، قیات-قونغرات، نوکوس-منغوت است و مانند تقسیمات کلاپرات قبیله بلغه‌لی مربوط گروه قیات-قونغرات است. درحالی‌که رادلوف در اثر سایبریای خود هنگام بحث درباره اوزبیک‌ها، بلغه‌لی را در گروه قتای-قپچاق مربوط می‌داند و می‌نویسد که گروه قتای-قپچاق به دو بخش زیر تقسیم می‌گردد: 1) قتای ها شامل سریغ قتای، اوترچی، قنجغه‌لی ، قوش تمغه‌لی، ترکلی، بلغه‌لی اند؛ 2) قپچاق‌ها که شامل تورت-تمغه‌لی، سریق قپچاق و توقوز بای اند. به نظر رادلوف این دو قبیله به حدی به‌هم‌ پیوسته‌اند که هنگام سوال درباره منشاء هر یک از اعضای آنها، خود را از قبیله قتای-قپچاق می‌دانند.
قابل‌ذکر است که بلغه‌لی در جمله قبایل زمان ابوالخیر خان و جدول قبایل زمان شیبانی خان شامل نیست. قونغرات‌ها در جمله قبایل آلتین اورده شامل بودند و در زمان فتوحات تیمور در خوارزم زمامدار خوارزم حسین صوفی و بعداً یوسف صوفی از قونغرات‌ها بود. به نظر می‌رسد قبایل تورک و مغول موجود در آسیای مرکزی پس از آمدن اردوی شیبانی‌ها از دشت قپچاق، بعدها به تدریج در جمله قبایل اوزبیک‌ها داخل شده‌اند. وامبری در جمله قبایل 32 گانه عمده اوزبیک‌ها از قبیله بلغه‌لی نام می‌برد. لوگوفت در قبایل 102 گانه از بلغه‌لی نام نمی‌برد، اما در شاخه‌های فرعی از آن نام می‌برد. شامل نبودن بلغه‌لی در بعضی لست‌ها، شاید از سبب فرعی بودن این قبیله بوده باشد.
با نظر داشت منابع موجود درباره اوزبیک‌ها، در جمله 92 اوروغ اوزبیک‌ها قبیله‌یی به نام بلغه‌لی وجود ندارد. زکی ولیدی توغان در اثرش منشاء قزاق‌ها و اوزبیک‌ها در جمله 92 باو از بلغه‌لی نام نمی‌برد. اما هنگام بحث درباره تقسیمات قبایل موجود و شاخه‌های فرعی آنها در تورکستان (اوایل سده بیستم) می‌نویسد که قبیله قونغرات دارای پنج شاخه است و در جمله شاخه پنجم یا قیر اوروغ‌های ذیل را نام می‌برد: گوزیلی، کوساولی، تیرس، بلیقلی، قوبه که بدون شک بلیقلی همین بلغه‌لی است که مورد بحث ماست. او یادآور می‌گردد که شاخه‌های قونغرات در بخارا، حوزه دریای آمو و خوارزم زندگی می‌کنند. از سوی دیگر ارمین وامبری در جمله قبایل 32 گانه اوزبیک‌ها هر دو قبیله قونغرات و بلغه‌لی را ذکر می‌نماید. به همین‌گونه، کمیسیون حوزوی شوروی در سال 1924 نیز بلغه‌لی را در جمله قبایل و طایفه‌های اوزبیک در تورکستان ثبت نموده است.
هوارت در “تاریخ مغول‌ها” به اتکا نسب نامه اوزبیکیه از خانیکوف 97 قبیله اوزبیک را نقل می‌نماید که قبیله شماره نهم قونغرات دارای شاخه‌های فرعی پنج‌گانه قنجغه‌لی، اوملی، قوش تمغه‌لی، یاق تمغه‌لی و قیر است که هر یک دارای طایفه‌های متعددند. در جمله قیر پنج شاخه زیر را ذکر می‌نماید: جوزیلی، کوساولی، تیرس، بلیقلی، قوبا که بلیقلی همین قبیله موردنظر ما بلغه‌لی یا بالغه‌لی است. طوری که در بالا ذکر گردید همین شاخه‌ها از سوی ولیدی توغان نیز در جمله شاخه‌های قیر قبیله قونغرات ثبت گردیده است.
طبق “دایرة‌المعارف ملی اوزبیکستان”، بلغه‌لی نام یکی از اوروغ‌های اوزبیک‌هاست که درگذشته در ترکیب قبایل جلایر، کینه گس، قوره ‌مه، قونغرات، تورکمن‌های نورآته و طوایف دیگر اوزبیک‌ها شامل بوده است. قبیله بلغه‌لی به شاخه‌های مختلف نظیر بیرول، بیورلی، ایش تیکه، کرایت، نوغای، نوکوس، ایشیکلی تقسیم گردیده است. بعضی از این شاخه‌ها در اصل قبیله مستقل‌اند. احتمال دارد در جریان مهاجرت‌ها و همزیستی قبایل با همدیگر قبایل یا طایفه‌های کوچک در چوکات قبیله بزرگ‌تر داخل گردیده باشند. این شاخه‌ها در ساختار قبایل قزاق‌ها و قره قلپاق‌ها نیز دیده می‌شوند.
در تشکیلات قبایل قزاق که شامل سه گروه اساسی به نام های اولی یوز، اورته یوز و کیشی یوزاست بلغه‌لی یکی از شاخه‌های فرعی قبیله جلایر مربوط قبایل اساسی اولی یوز یا شاخه بزرگ قبیلوی قزاق‌ها است. طبق نظر هوارت در “تاریخ مغول‌ها” قبیله قونغرات (قزاق‌ها آن را قونرات میگویند) بعدها در جمله اولی یوز داخل گردیده است، ولی بلغه‌لی در آن شامل نیست. طبق افسانه‌های موجود بین قزاق‌ها قبیله جلایر به سه شاخه عمده سرمناق، شومناق و بیرمناق تقسیم گردیده است و هریک از این شاخه‌ها دارای شاخه‌های متعدد دیگرند:
• سرمناق: اندس، میرزا، قره شپن،اوراقتی، آق بوییم، قلپی، سیپه تای
• شومناق: اریق تانیم-بای شیگیر، بلغه‌لی، قیشی‌لی، قوشیق
• بیرمناق : بای بوگن

به همین‌گونه طبق این افسانه، قبیله بلغه‌لی از دو تن به نام های قلومبت و قولین منشاء می‌گیرد. قلومبت شش پسر به نام‌های شغیر، دولت آی، قره کوز، توق بای، اوگیز، نیاز بارنگ داشت. قولین پنج پسر به نام های شوقی، الده بیردی، جریم، ایوقال، بارلی داشت. فرزندان این‌ها باهم بلغه‌لی‌ها را تشکیل داده‌اند.

قبیله قونغرات در بعضی نسب نامه‌ها با قبیله مویتن یکی پنداشته می‌شود. اما در ساختار قبیلوی قره قلپاق‌ها، قونغرات یکی از قبایل بزرگ قره قلپاق‌هاست. قبایل قره قلپاق‌ها به‌صورت عموم به دو گروه قبیلوی بزرگ اریس قونغرات و اریس اون تورت اوروغ تقسیم می‌گردد. بلغه‌لی در ترکیب قبیلوی قونغرات شامل است و دو اوروغ عمده از هشت اوروغ اساسی اریس قونغرات مربوط بلغه‌لی هاست که یکی بلغه‌لی و دیگری بلغه‌لی قیات است که هر یک قرار ذیل به شاخه‌های متعدد تقسیم‌شده‌اند:
• بلغه‌لی قیات :بیس پیشاق، ایتکشی، سنگ مورین و خوجه قراغان.
• بلغه‌لی: نور بلغه‌لی، آق بلغه‌لی، تاز بلغه‌لی، قوش تمغه‌لی، تورکمن، جمن اویل، جومیشلی، توکون بت (توکومبت)، قره تاشلی، اسن و ارزیقل.
مؤلف کتاب “قشقه دریا قیشلاق نامه سی” بلغه‌لی را بالغه‌لی ثبت نموده است که نام قریه‌یی است در ولایت قشقه دریای اوزبیکستان. و آن را قبیله‌یی می‌داند که در تشکیلات قبیلوی قزاق‌ها، قره قلپاق‌ها، قرغیزها و اوزبیک‌ها شامل است. نیز یادآور می‌گردد که اوروغ بالغه‌لی در جمله قبایل سرای، قونغرات، تورکمن جوز سرخان دریا و کینه گس، قوره‌مه و تورکمن‌ها ی نور آته نیز موجود است. نکته مهم این است که نام این قبیله و به همین ترتیب نام قریه از اصطلاح بالغه منشاء گرفته است که در تورکی به معنی چکش است. بالغه تمغا یا نشان خاص مردمان این قبیله بوده است. بالغه در حقیقت نشانه ابزار کار برای مردمان این قبیله پنداشته شده است. درگذشته‌ها هر قبیله تمغای خود را داشت که مواشی خود را با آن نشانی می‌نمودند و معاملات و مالکیت آن‌ها از تمغاهایشان شناسایی می‌گردید.
به نظر می‌رسد، در ترکیب تورک‌های قشقایی ایران نیز بلغه‌لی شامل باشد؛ زیرا در مناطقی که قشقایی‌ها ساکن‌اند منطقه‌یی به نام بالقلو وجود دارد که ازجمله مناطق ییلاقی این قبیله است. به همین‌گونه در تورکیه قریه‌یی به نام بالکه‌لی در اولسوالی قره قوچان و هم در اولسوالی تکه کوی ولایت سامسون موجود است که شاید به بلغه‌لی مرتبط باشد.
طبق آنچه گفته شد، بلغه‌لی یکی از شاخه‌های عمده قبیله قونغرات بوده و طبق تاریخ شفاهی اوزبیک‌ها، خان‌های قونغرات همه از طایفه بلغه‌لی بودند. قبیله قونغرات تا حال در ترکیب اوزبیک‌ها وجود دارد و در بلخ هنوز هم قریه‌یی به نام قونغرات قیشلاغی موجود است. در زمان چنگیز خان قونغرات یکی از قبایل عمده مغول بود که در “تاریخ سری مغولان” نیز ذکر گردیده است. قونغرات‌ها در فتوحات چنگیز خان جز عمده نیروی نظامی او بودند. این قبیله به تدریج با قبایل تورک مخلوط گردیده، هویت تورکی را اختیار نمود و بالاخره در سده پانزده در جمله قبایل اوزبیک داخل گردیده است.
در مورد نام بلغه‌لی، قسمت اول این نام بالغه یا بالقه است که در تورکی به معنی چکش یا ابزاری مانند چکش است. اصطلاح بالقه هنوز هم در گویش اوزبیک‌های افغانستان به مفهوم چکش مورد استفاده است. قسمت اخری “لی” علامه نسبتی است. لذا بلغه‌لی یا بالغه‌لی به مفهوم مردمان کارگر و زحمتکش است[معنای تحت الفظیش چکشدار یا صاحب چکش است-یارقین].
گفتنی است، قبیله دیگری به نام بالته‌لی در تشکیلات قبیلوی قزاق‌ها وجود دارد. “بالته” در تورکی به معنی تبر است. برخلاف عقیده بعضی‌ها، نام این قریه با کلمه بلغ/بلیغ یا ماهی تورکی-اوزبیکی ربطی ندارد. به همین‌گونه به‌ اصطلاح بالغ/بالیق مغولی که به شهر اطلاق می‌گردد، نیز پیوند ندارد. اکنون منابع موجود درباره بلغه‌لی در افغانستان را مرور مختصر می‌نماییم.
دو منبع عمده درباره بلغه‌لی معلومات ارایه می‌نماید:
یکی “اتلس قریه‌های افغانستان” چاپ سال 1353 است که در آن قریه بلغه‌لی مربوط مرکز اولسوالی سرپل ثبت گردیده است. در آن‌ وقت سرپل یکی از اولسوالی‌های مربوط ولایت جوزجان بود. موقعیت بلغه‌لی در جنوب سرپل ذکر گردیده است. در ضمن اتلس از قریه دیگری به نام بلغه‌لی یاد می‌نماید که مربوط ولایت سمنگان و در جمله قراء اولسوالی روی دواب ثبت گردیده است. معلومات بیشتری درباره این قریه‌ها در اتلس ارایه نشده است.
منبع دوم، اثر لودویگ ادمک کتاب “گزیته سیاسی افغانستان” است که در چند مورد از قریه بلغه‌لی یادآور می‌گردد. یکی بلغه‌لی قریه‌یی است در ده میلی شهر سرپل و در طرف چپ دریای سرپل موقعیت دارد که همین قریه مورد بحث ما در ولایت سرپل است. او می‌نویسد که در آن حدود ده خانوار اوزبیک‌های اچه‌میلی در آن سکونت دارند. ولی در جای دیگر می‌نویسد که در بلغه‌لی حدود 40 خانوار اوزبیک اچه‌میلی سکونت دارد و از گریسباخ نقل می‌کند که بلغه‌لی قریه فرعی مربوط استراب است که شامل قریه‌های علف سفید، آدرینگ، لغمان، بلغه‌لی، سوخته، کل قیشلاق و بوغایی است. درباره جمعیت آنها رقمی را ارایه نمی‌نماید، اما یادآور می‌گردد که ساکنان آن هزاره‌ها، تاجیک‌ها و اوزبیک‌هایند. در ضمن می‌گوید که گذرگاهی به نام بلاغلی در شمال غرب علاءالدین موقعیت دارد که منظور از بلاغلی باید بلغه‌لی باشد. اما علاءالدین در سرپل شناسایی‌شده نتوانست شاید هدف ادمک قریه بلغه‌لی در روی دواب باشد که کوتل بلغه‌لی مربوط آن است. در ضمن قریه علاءالدین نیز در روی دواب موقعیت دارد و در اصل علاءالدین یکی از قبایل هزاره‌ها است.
ادمک از قریه دیگری به نام بالا گلی (در قوسین بلغه‌لی نوشته‌شده است) در اولسوالی دواب یادآور می‌گردد که در آن هزاره‌های بیسود شاخانی ساکن‌اند و به نقل از گریسباخ می‌نویسد که گذرگاه بین بالا گلی و دریای کوچک چایل به نام کوتل بالا گلی یاد می‌گردد. گذرگاه از سوی مردمان محل به نام قشقه یاد می‌شود. قریه در مسیر راه از قره کوتل پایین و دهی در دره صوف قرار دارد و در بین صخره‌های آهکی موقعیت داشته دریای کوچک آن از آب چشمه‌های دارای آب صاف که از این صخره‌ها سرچشمه می‌گیرد تشکیل گردیده است. در این قریه دریای کوچکی به نام بلغه‌لی و کوتلی نیز به نام کوتل بلغه‌لی موجود است. طبق معلومات دست داشته در این قریه هزاره‌ها سکونت دارند.
در ضمن ادمک با نقل‌قول از پیکاک می‌نویسد که در دره نارین در چیچکتو از مربوطات میمنه قریه‌یی به نام بلغه‌لی وجود دارد. سرکی از زیارت ثور ( مربوط قریه ثور) در مسیر سرک المار به قیصار به این قریه می‌رود. اما در لست قریه جات منطقه آن را ذکر نمی‌نماید. به‌این ‌ترتیب، بلغه‌لی ها در چیچکتو در میمنه نیز ساکن بودند که این نام را به آن قریه داده‌اند. در نقشه‌های نو موقعیت قریه بلغه‌لی در فاریاب پیدا نشد، اما قریه نارین ثبت گردیده است.
یکی از منابع مهم درباره تاریخ آسیای مرکزی کتاب “اتلس تاریخی آُسیای مرکزی” تألیف یوری بریگل شرق‌شناس معروف است. او در این کتاب هنگام بحث درباره قبایل اوزبیک در سده نزده، تنها از قبایل و گروه‌های قبیلوی عمده اوزبیک یادآوری می‌نماید و قبایل کوچک را ذکر نمی‌کند. دریکی از نقشه‌ها به موجودیت قونغرات‌ها در سرپل، شبرغان، میمنه، بلخ، سمنگان و قندوز اشاره نموده است. با نظر داشت منابع دست داشته، درباره قونغرات‌ها در سرپل اطلاعاتی به دست نیامد. اما تاریخ مقیم خانی از حضور قونغرات‌ها در بلخ و مناطق مجاور آن حکایت می‌نماید. با مراجعه به سابقه قبیله قونغرات و ارتباط آن با بلغه‌لی می‌توان چنین حدس زد که شاید منظور قبیله بلغه‌لی در سرپل باشد که تاکنون قریه‌یی به این نام در آن وجود دارد. این امکان نیز وجود دارد که طی مهاجرت‌های بعدی، از سرپل به مناطق دیگر نقل‌مکان نموده باشند و یا طی نسل‌ها نام قبیلوی خود را فراموش نموده باشند.
در منابع چاپی جدید در افغانستان درباره بلغه‌لی اطلاعات کافی در دست نیست و تنها به ذکر نام قریه اکتفا شده است. در بعضی منابع جدید تنها به موقعیت قریه اشاره‌شده است؛ طور مثال در “قاموس جغرافیایی افغانستان” چاپ اکادمی علوم افغانستان نام قریه به شکل “بل غلی” ثبت‌شده است و معلومات داده‌شده تنها موقعیت جغرافیایی و ولایت مربوط را در برمی‌گیرد و بلغه‌لی ولایت سمنگان ذکر نشده است. بلغه‌لی در دره استراب ولایت سرپل واقع است که چندین قریه در آن واقع است. دره استراب شامل قریه‌های بلغه‌لی، آدرینگ، لغمان، علف سفید، سر دره، جرغان، فیض‌آباد وغیره است. در ضمن از موجودیت ذخایر آهن و ذغال سنگ در دره استراب از سوی گریسباخ در دهه 1880 گزارش‌شده است. دره استراب درگذشته رونق زیادی داشته است. چنانکه از بقایای مغاره های بودایی در دره استراب ذکرشده است، که یادآور سابقه تاریخی این منطقه است.
خلاصه
• بلغه‌لی یکی از قرای ولایت سرپل است. قریه‌یی به همین نام در اولسوالی روی دواب ولایت سمنگان نیز وجود دارد.
• مناطقی به نام بلغه‌لی در ولایت قشقه دریای اوزبیکستان و ولایت سغد تاجیکستان نیز وجود دارد.
• بلغه‌لی یکی از شاخه‌های قبیله تورکی-مغولی قونغرات است. قبیله قونغرات در زمان فتوحات چنگیز خان پس از ازدواج بورته قوجین از این قبیله با تموچین به شهرت رسید.
• با فتوحات مغول‌ها، قونغرات‌ها در مناطق مختلف آسیای مرکزی پراکنده شدند و به تدریج در ترکیب تورک‌های ساکن در ماوراءالنهر نظیر قرغیزها، قزاق‌ها، اوزبیک‌ها، قره قلپاق‌ها وغیره داخل گردیدند.
• پس از تاسیس دولت شیبانی‌ها بلغه‌لی در ساختار قبیلوی اوزبیک‌ها داخل گردید و در جمله اوروغ‌های مربوط به قبیله قونغرات شامل است که در نسب نامه اوزبیکیه ذکرشده در منابع مختلف شامل است.
• بلغه‌لی‌ها در ساختار قبیلوی قزاق‌ها در قبیله جلایر اولی یوز و در ساختار قبیلوی قره قلپاق‌ها در جمله اریس قونغرات‌ها شامل اند.
• بلغه‌لی‌ها در جریانات سیاسی خوارزم و خانات خیوه شامل بودند و شماری از زمامداران آن‌وقت از قبیله بلغه‌لی بودند.
• بلغه‌لی‌ها در افغانستان در ترکیب اوزبیک‌ها و هزاره‌ها شامل اند، اما نام بلغه‌لی تنها به محل زیست آنها در ولایت سرپل و سمنگان محدود مانده است.
• در قریه بلغه‌لی سرپل اوزبیک‌ها و در اولسوالی روی دواب سمنگان هزاره‌ها سکونت دارند. در منابع اوزبیک‌های ساکن قریه بلغه‌لی در سرپل از قبیله اچه‌میلی و هزاره‌های بلغه‌لی در روی دواب از قبیله شاخانی بیسود ذکر گردیده‌اند.

 

مأخذها:
1. اتلس قریه‌های افغانستان معرفی واحدهای اداری محلی، پروژه مطالعات دیموگرافی اداره مرکز احصاییه صدارت عظمی، کابل: 1353.

  1. فردوس الاقبال: خوارزم تاریخی، تألیف شیرمحمد میراب المتخلص بالمونس و محمدرضا میراب المتخلص بالاگهی، یوری برگل نینیگ سعی و اهتمامی بیله، لیدن، بریل چاپی، 1988.
  2. تاریخ سری مغولان، یوان چاو پی شه، ترجمه شیرین بیانی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران: 1383.
  3. قشقه دریا قیشلاق نامه سی، توره نفس اوف، محرر نشریاتی، تاشکینت: 2009.
  4. تورک‌های افغانستان، گونار یارینگ و دیگران، ترجمه جلایر عظیمی، چاپ انتشارات خراسان، کابل: 1392.
  5. جامع التواریخ، رشیدالدین فضل‌الله، تصحیح و تحشیه محمد روشن و مصطفی موسوی، نشر البرز، تهران: 1373.
  6. قاموس جغرافیایی افغانستان، انجمن دایرة‌المعارف آریانا، اکادمی علوم افغانستان، چاپ انتشارات سعادت، کابل: 1393.

مأخذ دیگر
1. Karakalpakların Urukları, Sembolleri ve Damgaları
URL:http://ekitap.kulturturizm.gov.tr/…/12513,karakalpaklarinur…

  1. Cengizli Hâkimiyet Anlayışını Değiştirme Girişimleri: Kongrat Hive Hanlığı Örneği
    M. Bilal Çelik, Akademik İncelemeler Cilt:2 Sayı:1 Yıl:2007
    3. Les parlers karakalpak dans leur contexte
    François Jacquesson, Cahiers d’Asie centrale [Online], 10 | 2002, Online since 28 August 2009, connection on 22 April 2015. URL : http://asiecentrale.revues.org/658
  2. Kırgız sancıralerine Göre Türk boyları
    Timurlan Omorov, Ankara- 2008
  3. Türk Süperetnosu, Dünya Sistemi ve Turan Petrolleri
    Türk Dünyası Analizleri Şener Üşümezsoy 2 1 . YÜZYIL Oc a k / Ş uba t / Ma rt 2 0 0 7
  4. Historical and Political Gazetteer of Afghanistan: Mazar-i-Sharifand north-central AfghanistanLudwig W. Adamec, Akadem. Druck- u. Verlagsanst., 1972
  5. The Origins of the Kazaks and the ôzbeks
    H. B. Paksoy, Central Asian Survey, vol 11, No 3, 1992.
  6. Travels in Central Asia
    Arminius Vambery, Published by J. Murray, London 1864.
  7. Ćagataische sprachstudien
    Herrmann Vambery, Published by F. A. Brockhaus, Leipzig, 1867.
  8. History of the Mongols, V2
    Henry H, Howorth, Longmans, Green and Co, London, 1876.
  9. An historical atlas of Central Asia
    Yuri Bregel, Brill Academic Publishers, Leiden, Netherlands, 2003.
  10. The Nomadic Alternative
    Wolfgang Weissleder, Walter de Gruyter, Mouton Publisher 1978.

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *