صلح عجولانه، پایدار نیست!

نارضایتی اشرف‌غنی از روند گفت‌وگوهای خلیل‌زاد با طالبان

الیاس طاهری

به نظر می‌رسد در جریان گفت‌وگوها میان نماینده‌های امریکا و گروه طالبان، برخی پیشرفت‌ها و توافقاتی درباره چگونگی مذاکرات صلح افغانستان صورت گرفته است. واشنگتن اعلام کرده که نماینده‌های امریکا و طالبان درباره چهارچوب کلی صلح به توافق رسیده‌اند.

زلمی خلیل‌زاد نماینده ویژه‌ی امریکا که گروهی از دیپلومات‌های آن کشور را در نشست‌های صلح با طالبان رهبری می‌کند، در ختم دیدار شش روزه‌اش با نمایندگان طالبان در قطر، گفته که دوطرف در دیدار اخیرشان به چنین توافقی رسیده‌اند. آقای خلیل‌زاد همچنان گفته، پیش‌نویس این توافق شامل برنامه‌ای برای «خروج نیروهای امریکا، برقراری آتش‌بس و طرد گروه‌های بین‌المللی تروریستی در خاک افغانستان است.»

اما دیدارها و گفت‌وگوهای خلیل‌زاد نماینده ارشد امریکا برای صلح افغانستان با نمایندگان طالبان، به‌ویژه چهارمین دور گفت‌وگوی او که شش روز در قطر ادامه داشت، پشت درهای بسته صورت گرفته و حکومت و مردم افغانستان که طرف اصلی قضیه هستند، اطلاع موثقی از این گفت‌وگوها ندارند. هرچند که آقای خلیل‌زاد خودش را فقط تسهیل کننده‌ی گفت‌وگوهای بین‌الافغانی معرفی می‌کند. پس از آغاز رسمی و تسریع روند صلح در ماه‌های اخیر، تاکنون هیچ گفت‌وگوی رسمی بین حکومت و گروه طالبان صورت نگرفته و طالب‌ها هربار از نشستن رو در رو با نمایندگان حکومت در یک میز خودداری کرده‌اند.

اشرف غنی رییس‌جمهوری هم در یک بیانیه ویدیویی‌اش به مناسبت گفت‌وگوهای صلح و همچنان در سخنرانیِ روز چهارشنبه خود در نشست مشورتی جوانان در پیوند به صلح، از گروه طالبان خواست که با دولت افغانستان مذاکرات جدی را آغاز کند. به گفته‌ی آقای غنی، افغانستان صلح فوری می‌خواهد؛ اما باتدبیر. اما واقعیت این است که طالب‌ها نمی‌خواهند با حکومت افغانستان گفت‌وگو کنند – به این دلیل که این گروه دولت افغانستان و روند پسا بن را مشروع نمی‌داند. به همین خاطر هم است که سال‌هاست با این نظام در جنگ است و آن را دست نشانده امریکا می‌داند. ظاهراً امریکا نیز به این نتیجه رسیده است که نمی‌تواند طالب‌ها را یا از طریق تشویق و یا هم با فشار وادار سازد که با اداره کابل به‌عنوان یک حکومت مشروع گفت‌وگو کنند. امریکا فعلاً در این خصوص تلاش‌هایش را بی‌نتیجه ارزیابی کرده‌است.

غنی از چی هراس دارد؟

اشرف غنی رییس‌جمهوری، هفته گذشته پس از دیدار با زلمی خلیل‌زاد، فوراً بیانیه داد و گفت که او از نقش فعلی منطقه و جهان در خصوص صلح آگاهی دارد و می‌داند خطرها و تهدیدات احتمالی بعد از موافقه صلح کدام‌هایند. آقای غنی به زمان داکتر نجیب‌الله اشاره کرد و گفت «ما همه می‌دانیم که او چگونه فریب داده شد. سازمان ملل به او تضمین تأمین صلح را داده بود، اما متأسفانه به فاجعه انجامید.» او در این بیانیه‌اش گفت، به همین دلیل به صلح با تدبیر تأکید می‌کند که تجربه زمان داکتر نجیب‌الله تکرار نشود.

از سویی هم آقای غنی تجربه سازمان‌های بین‌المللی در رابطه به صلح را ناکام می‌داند و از این هراس دارد که مبادا این بار به تضمین حتا دولت امریکا – که ابرقدرت هم است و برخلاف زمان داکتر نجیب فعلاً به جای سازمان ملل در قضیه صلح به صورت مستقیم دخیل است، فاجعه‌ی دیگری در انتظار او و حکومتش باشد.غنی وقتی می‌گوید تجربه زمان نجیب را در نظر دارد، به این معنا هم است که او حتا می‌ترسد مبادا شخصاً به سرنوشت داکتر نجیب‌الله گرفتار شود.

البته این نگرانی آقای غنی به جا است. او می‌داند که دولت امریکا از حضور 18 ساله‌اش در افغانستان که به هدف مبارزه با تروریسم و محو آن آمده بود و در این مدت دست‌آورد چندانی هم ندارد، اکنون خسته شده‌است. دولت امریکا به مالیه دهندگان خود که توسط پول آن‌ها امروز به افغانستان است، به متحدان بین‌المللی‌اش و مهم‌تر از همه به آن امریکایی‌هایی که اعضای خانواده شان در جنگ 18 ساله در افغانستان کشته شده‌اند، باید یک پاسخ داشته باشد. حالا به نظر می‌رسد حکومت ایالات متحده امریکا و به‌ویژه شخص دونالد ترامپ می‌خواهد هرچه زودتر قضیه‌ی افغانستان را به گونه‌یی یک‌طرفه کند و از این ماجرای 18 ساله بیرون شود. اشرف غنی این‌ها را خوب می‌داند. او چهارشنبه گذشته کنایتاً به این موضوع اشاره‌یی هم داشت. گفت که نمی‌خواهیم “کلوخ گذاشته” و از دریا عبور کنیم و غرق شویم؛ بلکه مردم می‌خواهند به ساحل نجات برسند. اما واقعیت این است که ترامپ اگر تصمیم‌اش را گرفته باشد، با “کلوخ گذاشتن” هم که شده، از دریا عبور و افغانستان را به حال خودش رها می‌کند.

در این اواخر هم‌زمان با تسریع روند صلح، بحث ایجاد اداره موقت هم بر سر زبان‌هاست و عده‌یی از تحلیل‌گران و آگاهان سیاسی در این باره نیز صحبت‌هایی را در رسانه‌ها مطرح می‌کنند که گویا با رسیدن به توافق نهایی صلح، اداره انتقالی شکل می‌گیرد و بعد از آن افغانستان با حضور و توافق تمامی گروه‌های سیاسی به شمول طالبان، به سوی یک نظم سیاسی جدید خواهد رفت. هرچند زلمی خلیل‌زاد این خبر را تاکنون تأیید نکرده‌؛ اما بحث اداره موقت همچنان کماکان بر سر زبان‌هاست و منهای غنی و ممکن برخی چهره‌های دیگر، اداره موقت طرفداران خود را در میان دیگر گروه‌های سیاسی در افغانستان دارد. ظاهراً امریکا هم مخالف چنین طرحی برای عبور از وضعیت کنونی نیست.

آقای اشرف غنی از این موضوع هم هراس دارد. او قدرت و حاکمیت خود را به قیمت صلحی که حالا عجولانه می‌خواندش، حاضر نیست از دست بدهد. شکل‌گیری اداره موقت هم به کنار؛ اما در انتخاباتی که بعد از آن هم برگزار خواهد شد، آقای غنی چانس برنده شدن خود را بسیار کم ارزیابی می‌کند. خلاصه این امر به مثابه‌ی آن است که غنی بخواهد پای ورقی امضا کند که او را پای دار ببرد و یا چوکی قدرت را با دستان خود تقدیم کسانی دیگری بکند. رییس‌جمهور غنی از این‌ احتمالات می‌ترسد. به همین دلیل است که به برگزاری انتخابات در تاریخ تعیین شده‌ی آن (29 سرطان 1398) تأکید می‌‎ورزد و حالا که روزهای حساس فرارسیده و وقت چندانی هم در اختیار نیست، به مردم وعده می‌دهد که در کمیسیون‌های انتخاباتی به دلیل اینکه مردم به این دو نهاد اعتماد ندارند، اصلاحات گسترده می‌آورد. غنی وعده داد که رای‌گیری در انتخابات ریاست‌جمهوری پیشرو به صورت بایومتریک برگزار می‌شود و او می‌خواهد که نتایج این انتخابات به صورت شفاف طی دو روز به مردم افغانستان اعلام شود. به هرحال این سخنان اخیر آقای غنی نشان می‌دهد که از یک طرف به طرفداران اداره موقت نه می‌گوید و از جانبی هم اختلاف نظرهای عمیقی بین او و در واقع امریکا که زلمی خلیل‌زاد نماینده‌ی آن کشور در امور پایان جنگ افغانستان است، پیدا شده‌است. اشرف غنی می‌گوید صلح عجولانه نتیجه نمی‌دهد و سرانجام به جنگ‌های خونین‌تر از پیش می‌انجامد؛ اما ایالات متحده ظاهراً می‌خواهد هرچه زودتر سرنوشت جنگ کنونی در افغانستان روشن شود. وضعیت سیاسی و اقتصادی در امریکا هم فعلاً به حدی نیست که مثل هجده سال پیش حداقل بتواند همین نیروی 14هزار نفری‌اش را در افغانستان نگه دارد.

به هرحال رییس‌جمهوری اکنون نگرانی از این دارد که موقف حکومت افغانستان در این گفت‌وگوهایی که جریان دارد، در حد یک گروه بسیار کوچک سیاسی تنزیل نکند و مبادا معاهده‌ی صلح بدون نقش قوی حکومت و مردم افغانستان «پشت درهای بسته» امضا شود. چنان‌جه آقای غنی روز چهارشنبه هفته گذشته در تالار لوی جرگه هم گفت: «صلح پشت دروازه‌های بسته توسط یک اقلیت به نتیجه نمی‌رسد. ما صلح گذرا نمی‌خواهیم بلکه صلح پایدار می‌خواهیم.»

از نظر اشرف غنی، ارزش‌های چون وحدت ملی، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، دولت مرکزی قوی و کارا و حقوق اساسی شهروندان کشور در گفت‌وگو با طالبان غیر قابل بحث است.

با این همه، عدم اجماع گروه‌های سیاسی کشور در پیوند به صلح، یکی از نقطه ضعف‌های جدی و فرصت‌سوز در این خصوص تلقی می‌شود که متأسفانه تجربه تاریخی نشان می‌دهد سیاست‌گران افغانستان حتا در مهم‌ترین و حیاتی‌ترین پروسه‌ها که در آن خیر مردم و کشور نهفته است، هیچ‌گاه نتوانسته‌اند با یکدیگر کنار بیایند و به نفع مردم و افغانستان عزیز تصمیم واحد بگیرند. در حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین مرحله‌های تاریخ نیز شماری از چهره‌های سیاسی چه در گذشته و چه حال متأسفانه به دنبال آن بودند/ هستند که منفعت شخصی و گروهی خود را بر منافع ملی و کشوری ترجیح می‌دهند. عدم اجماع سیاسیون به سود کشور و این روند نخواهد بود و آینده‌ی مردم و حکومت در موضوع صلح هنوز روشن نیست. اما دیده شود در گفت‌وگوهای دور بعدی که قرار است بازهم میان نمایندگان امریکا و طالبان برگزار گردد، چه می‌شود.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *