جفای وزارت معارف به حق دانش آموزان “زبان‌های سوم”

محمدعالم کوهکن

آموزش به زبان مادری اوزبیک‌ها و تورکمن‌های افغانستان پس از کودتای ثور سال 1357 در مکتب‌های افغانستان آغاز شد. در زمان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان مضامین مکاتب اوزبیکی و ترکمنی تا صنف چهارم تألیف، چاپ و تدریس آن عملی شده بود. بزرگ‌ترین عیب تدریس فرزندان اوزبیک ها و ترکمن ها به زبان مادری شان در نظام تعلیمی آن دوره، تدریس به زبان مادری تا صنف چهارم بود. پس از پایان دوره‌ی ابتدایی مکتب دانش آموزان اوزبیک و ترکمن وارد صنف پنجم مکتبی می‌شدند که تدریس به زبان دری بود.  برای دانش آموزی که تا صنف چهارم به زبان مادری خود درس خواند بود، آموزش مضامین صنف پنجم به زبان دیگر خیلی دشوار بود. این معضل سبب شد که اوزبیک‌ها و ترکمن‌ها فرزندان شان به مکاتب ابتدایی که نظام آموزشی آن به زبان مادری شان بود شامل نکنند. در نتیجه مکتب‌های ابتدایی که به زبان های اوزبیکی و ترکمنی تأسیس شده بودند، سقوط کردند.

نخستین بار قانون اساسی مصوب سال 1382 افغانستان حکومت را مؤظف به امر آموزش زبان مادری برای فرزندان اقوام اوزبیک، ترکمن، بلوچ، پشه‌یی، نورستانی، پامیری و گجری کرد. وزارت معارف افغانستان  گام هایی را در راستای تدریس مضمون زبان مادری برای فرزندان اقوامی که در قانون اساسی زبان شان “زبان سوم” نامیده شده است، برداشت. راه اندازی نظام تدریس به زبان ‌های سوم نیز چالش های خاص خودرا در پی داشت. برای نخستین بار کتاب های درسی برای “زبان های سوم” تا صنف ششم تألیف و چاپ شدند. این کار دست کم دو مشکل در پی داشت. اول این که وزارت معارف بدون در نظر داشت احصائیه‌ و آمار درست دانش آموزان این زبان‌ها کتاب ها به تعداد خیلی کم نشر کرده بود که بعد ها اداره‌ی مکتب ها با کمبود بیش از حد کتاب (در مکتب‌ های اوزبیک‌ها و ترکمن‌ها) روبه شد. و پس از گذشت سال‌ها وزارت معارف دیگر کتابی برای مضمون زبان (“زبان‌های سوم”) چاپ نکرد. دانش آموزی که تا صنف ششم مضمون زبان مادری را خوانده بود تا ختم دوره‌ی لیسه به نسبت نبود کتاب نتوانست آموزش زبان مادری را ادامه دهد.

کمی معلم ‌های مسلکی “زبان‌های سوم” و نبود بست برای این معلمان در مکتب‌ها  نیز از دشواری‌های دیگر این روند به شمار می‌رود. در خیلی از موارد موجودیت فساد در اداره های معارف ولایات مشکلاتی را به وجود آورده است. مسوولین معارف در ولایات به بهانه های مختلف معلمین مسلکیی را که از دیپارتمنت های “زبان‌ های سوم” فارغ شده بودند، برای تدریس این زبان ها تعیین نمی‌کردند.

مسوولین وزارت معارف افغانستان به هر دلیلی چندین سال است که کتاب‌های زبان را برای “زبان های سوم” چاپ نکرده اند و با این کار خود جفای بزرگی را به حق دانش آموزان “زبان های سوم” روا داشته اند، که به هیچ صورت قابل جبران نیست.

حکومت، برای تحقق برنامه‌ی آموزش زبان مادری به فرزندان اقوامی که زبان مادری شان غیر از دری و پشتو است، مسوولیت خطیری را بر دوش دارد، که باید گام های استوار و پی‌هم در این راستا بردارد. در عین حال نیاز است تا مردم نیز با بیداری و هوشیاری در قبال کم کاری ها و ندانم کاری های مسوولین در حکومت صدای اعتراض بلند کنند، که متأسفانه مردم ما به هر دلیلی تا هنوز کمتر از حق مدنی شان برای به دست آوردن حقوق حقه‌ی شان استفاده کرده اند.

در رابطه به حق آموزش فرزندان اقوامی که به زبان های دیگر (غیر از پشتو و دری) تکلم می‌کنند، مشکلاتی زیادی وجود دارد. نخست این که قانون اساسی افغانستان در ماده‌ی 43 “حق آموزش به زبان مادری” را در نظر نگرفته و تنها به “آموزش زبان مادری” بسنده کرده است. در واقع قانون اساسی ما در این‌جا از حق آموزش به زبان مادری طفره رفته است. و در ذات خود کوتاهی قانون در مورد به رسمیت شناختن حقوق اساسی و بشری شهروندان به شمار می‌رود. دوم این‌که وزارت معارف افغانستان در تحقق همین ماده نیز تعلل کرده است.

در حال حاضر وزارت معارف باید قدم‌های عملی را برای از میان برداشتن مشکلاتی که در قبال آموزش مضمون زبان اوزبیکی، ترکمنی، بلوچی، پشه‌یی، نورستانی، پامیری و گجری پا برجاست، بردارد. اگر در کوتاه مدت دشواری‌ها و چالش‌های موجود برطرف نشوند، نیاز است تا مردم با اعتراضات مدنی وارد میدان شوند و از طریق اِعمال فشار به حقوق مدنی و بشری شان برسند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *