بزرگ‌نمایی داعش و القاعده در افغانستان؛ اهداف سیاسی قدرت‌های بزرگ

محمدعالم کوهکن

در آخرین تحلیل جنگ در افغانستان، جنگ برسر منافع قدرت های بزرگ دنیا و منطقه است. جنگ چهل ساله افغانستان در برهه های مختلف، مضمون دیگری جز این نداشت. امروزه در افغانستان از یک جهت نیروهای دولتی سنگینی نبرد علیه تروریستان و دهشت افگنان را به حمایت جامعه‌ی جهانی، سازمان ناتو و امریکا تحمل می‌کند، از سوی دیگر جنگ طالبان و جنگجویان دیگر شبکه های تروریستی در برابر نیروهای دولت در نهایت اهداف آزمندانه و استرتیژیک قدرت های منطقوی را بازتاب می‌دهد. طالبان پس از شکست سنگین شان در پایان سال 2001 و آغاز سال 2002 بار دیگر به حمایت برخی کشور های منطقه تجدید قوا کرده در جبهات جنگ وارد شدند و امروز بدون شک در ولایات مختلف افغانستان امنیت کشور را به چالش کشیده اند.

در سال‌های اخیر از موجودیت داعش به مثابه‌ی رقیب بالقوه‌ی طالبان در افغانستان صحبت می‌شود. کشور های غربی، از جمله امریکا از داعش به عنوان گروه تروریستی خطرناک یاد می‌کند و در عین حال روسیه در مورد “نفوذ روز افزون” داعش در شمال افغانستان اظهار نگرانی کرده است. اخیراً الکساندر بورتنیکوف رئیس سازمان امنیت فدرال روسیه از حضور پنج هزار تروریست داعشی در مناطق مرزی ولایات شمالی افغانستان خبر داده گفت که: «تحرکات تروریست های داعش در ولایات شمالی افغانستان که هم مرز با کشورهای آسیای میانه هستند، نگرانی فراوان ایجاد کرده است.  به باور مقامات روسی در مناطق شمالی افغانستان گروه موسوم به “ولایت خراسان” داعش فعالیت می‌کند و بخش عمده‌ی تروریست‌های این گروه را اتباع کشورهای آسیای میانه تشکیل می‌دهند که سابقه جنگ در سوریه را دارند.

اخیراً جنرال سکات میلر قوماندان امریکایی نیروهای حمایت قاطع در افغانستان نیز از موجودیت القاعده در افغانستان سخن به زبان آورد. وی گفت که «آن‌ها در برخی از مناطق افغانستان القاعده را دیده اند.»

ادعاهای قدرت‌های بزرگ از جمله امریکا و روسیه در مورد حضور بالفعل القاعده و “نفوذ روبه گسترش” داعش در افغانستان تا چه حد با واقعیت‌های روی زمین همخوانی دارد؟

پس از کشته شدن اسامه بن لادن رهبر القاعده در ایبت آباد پاکستان در ماه می سال 2011 حضور این شبکه‌ی تروریستی در افغانستان به پایینترین حد خود رسیده است. حتی در سال اخیر نامی از این گروه برده نمی‌شد. جنگ‌جویان خارجی القاعده که عمدتاً عرب‌ها بودند پس از آغاز سقوط حاکمیت صدام حسین از سوی امریکا و آغاز جنگ در عراق از افغانستان به عراق و کشور های عربی رفتند. از حضور و فعالیت مشهود جانشین اسامه، داکتر ایمن‌الظواهری در سال‌های اخیر چیزی گفته نمی‌شود. فعالین افغان القاعده جنگ‌جویانی جز طالبان نیستند.

ادعای جنرال سکات میلر در مورد موجودیت القاعده در افغانستان بیشتر اهداف سیاسی دارد. چنانچه می‌دانیم یکی از بحث‌های اساسی در مذاکرات امریکا و طالبان قطع رابطه‌ی این گروه با شبکه‌های تروریستی از جمله القاعده است. احتمال این که امریکایی ها برای وارد آوردن فشار به طالبان در مذاکرات از موجودیت القاعده در افغانستان سخن گفته باشند، بیشتر است.

از سوی دیگر بزرگ نمایی مقامات روسی در مورد “نفوذ روبه گسترش” جنگجویان داعش در ولایات شمالی هم‌مرز با آسیای مرکزی نیز بیشتر متوجه اهداف سیاسی است. در سال های اخیر داعش یک مرکز نسبتاً مستحکم در ولسوالی درزاب و قوش تیپه‌ی ولایت جوزجان ایجاد کرده بود. داعشی های درزاب و قوش تیپه همواره درگیری های خونین با طالبان داشتند که در ماه اسد سال 1397 پس از شکست سخت از طالبان نزدیک به دوصد تن از افراد داعش به دولت پیوستند، که حالا در زندان به سر می‌برند. داعشی های که از آسیای مرکزی بودند، تسلیم طالبان شدند، تعدادی از جنگ‌جویان اوزبېکستانی که در بادغیس به اسارت طالبان بودند، در نتیجه‌ی هجوم شبانه‌ی کوماندوهای افغان و نیروهای ویژه‌ی امریکایی گرفتار شدند. ادعای اخیر مقامات روسی در مورد حضور گویا پنج‌هزار داعشی در ولایات شمال با واقعیت همخوانی ندارد و این اظهارات بیشتر سیاسی است.

روس‌ها مناطق آسیای مرکزی را که بخش حوزه‌ی نفوذ سیاسی خود می‌دانند، هر از گاهی برای ایجاد رعب در این کشورها چنین ادعاها را بیان می‌کنند تا دولت‌های آسیای مرکزی برای تأمین امنیت قلمرو خود کماکان از روسیه کمک بخواهند و مسکو پیوسته به نفوذ و حضور نظامی دراز مدت خود در این کشورها ادامه دهد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *