بن‌بستِ صلح خواهد شکست؟

خوش‌بینیِ پومپئو و استولتنبرگ از توافق قریبُ‌الوقوع صلح با طالبان

الیاس طاهری

از مذاکرات مستقیم و رسمی امریکا با نمایندگان سیاسی طالبان که در دوحه‌ی قطر به‌خاطر صلح افغانستان از ماه‌ها به این طرف انجام می‌شود، شش دور سپری شده‌است. تاکنون این تلاش‌ها نتایج ملموسی در روند پیچیده‌ی صلح افغانستان به دنبال نداشته و به نظر می‌رسد به این زودی‌ها هر نوع تلاش در پیوند به صلح طوری که انتظار می‌رود کارا واقع نخواهد شد.

در ادامه‌ی تلاش‌ها به‌منظور آتش‌بس دایمی و برقراری صلح در کشور، هفتمین دور گفت‌وگوهای دیپلمات‌های امریکا و نمایندگان سیاسی دفتر طالبان امروز در دوحه قطر برگزار شده‌است. قبلاً گروه طالبان اعلام کرده بود که در این دور از گفت‌وگوها، روی «زمان‌بندی خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان» بحث خواهد شد.

در آستانه‌ی برگزاری هفتمین دور گفت‌وگوهای امریکا و طالبان، وزیر خارجه‌ی امریکا در یک سفر کوتاه از قبل اعلام ناشده سه‌شنبه هفته گذشته به کابل آمد و با مقام‌های حکومت افغانستان به‌شمول رییس‌جمهوری و رییس اجرایی حکومت وحدت ملی دیدار و گفت‌وگو کرد. بر بنیاد خبرنامه‌ی ارگ، در دیدار وزیر خارجه امریکا با اشرف‌غنی و عبدالله روی انتخابات و صلح صحبت شده و آقای پومپئو از انتخابات ریاست جمهوری و روند صلح افغانستان اعلام حمایت کرده‌است. وزیر خارجه امریکا در سفرش به کابل، همچنان گفته که امیدوار است قبل از اول سپتمبر سال جاری میلادی، با گروه طالبان به توافق صلح دست یابند.

از سویی هم ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو روز چهارشنبه هفته گذشته در نخستین روز نشست وزیران دفاع در بروکسل گفت: «ما بیشتر از هر زمان دیگر به توافق صلح در افغانستان نزدیک هستیم.» آقای استولتنبرگ همچنان افزود، در کنار همکاری‎های سیاسی، بهترین راه برای تحقق توافق صلح، ادامۀ حمایت از نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان از طریق آموزش و کمک‌های مالی است.

هم زمان با این گفته‌های وزیر خارجه امریکا و دبیر کل ناتو در مورد پیشرفت‌ در گفت‌وگوهای صلح افغانستان، این پرسش نیز مطرح می‌شود که آیا سرانجام بن‌بست صلح می‌شکند یا اینکه طالبان اراده‌ی مستقل ندارند و هفتمین دور گفت‌وگوها نیز مانند گذشته همچنان بی‌نتیجه خواهد بود؟ پاسخ این پرسش می‌تواند منفی باشد. زیرا گذشته از همه‌چیز، یک موضوع واضح است که تصمیم‌گیری در مورد مسایل کلان و پیچیده‌ای نظیر صلح افغانستان، نیاز به اراده مستقل دارد که متأسفانه طالب از آن برخوردار نیست. این بسیار روشن است. طالب‌ها به جای اینکه از خود اراده محکم و مستقل سیاسی برای پیشبرد گفت‌وگوها و مذاکرات صلح داشته باشند، از آی‌اس‌آی پاکستان و دیگر حامیان بیگانه‌ی خود فرمان می‌گیرند و دستورات جنرال‌های پاکستانی و دیگران را به جا می‌آورند.

رسیدن به صلح یا حداقل نزدیک شدن به آن، در حال حاضر فقط دو راه دارد که دولت افغانستان و حامی و شریک استراتژیک آن امریکا، باید از این راه‌ها به صورت مشترک، همآهنگ و هم‌زمان برای تحقق این هدف بزرگ و مهم (برقراری صلح) کار گیرند. یکی؛ آوردن فشارها از سوی جامعه جهانی به‌ویژه ایالات متحده امریکا به پاکستان است؛ زیرا این کشور از تروریسم برای رسیدن به مقاصد خود حمایت کرده و هراس‌افگنان را به خاک خود پناه‌گاه می‌دهد و همین‌طور سرکوب نمودن جنگ‌جویان این گروه در میدان‌های نبرد راهکار دیگری می‌تواند باشد که نهایتاً طالب را متوجه می‌سازد یا به میز مذاکره با دولت حاضر شود یا اینکه در میدان‌های جنگ همه‌روزه کشته شود.

اشرف‌غنی رییس‌جمهوری کشور روز پنج‌شنبه هفته گذشته به پاکستان سفر کرد. تا زمان نوشتن این یادداشت، از دیدار رییس‌جمهور با نخست‌وزیر پاکستان جزئیاتی در رسانه‌ها منتشر نشده بود؛ اما چیزی که قبلاً ارگ اعلام کرده بود، رییس‌جمهوری در این سفرش به پاکستان، به دنبال اتصال منطقه‌ای، تجارت، امنیت و صلح است. اینکه غنی در دیدارش با مقام‌های پاکستان در خصوص صلح چیزی به‌دست خواهد آورد یا نه، باید منتظر گذشت زمان بود. زیرا پاکستان بارها گفته که روند صلح افغانستان به نفع پاکستان نیز است و از آن حمایت می‌کند؛ اما در عمل هیچ گام مثبتی برنداشته و همواره مانع برقراری صلح در افغانستان بوده‌است.

به هرحال شش دور مذاکرات امریکا و طالبان که در پشت درهای بسته انجام شد، نتایج آن‌چنانی در قبال نداشته است. هرچند اطلاعات دقیق و با جزئیاتی از گفت‌وگوهای خلیل‌زاد با نمایندگان سیاسی طالبان بیرون داده نشده و همچنان نمی‌شود یک قضاوت قطعی در مورد نتایج این مذاکرات داشت؛ اما یک چیز روشن است که طالبان به خروج کامل نیروهای خارجی از کشور پافشاری می‌کنند و بارها گفته‌اند در غیر این هیچ‌گونه صلحی ممکن نخواهد بود. این موضوع هنوز حل نشده و همچنان میان دوطرف گفت‌وگو به‌عنوان یک نقطه اختلافی پابرجاست. طوری‌که وزیر خارجه امریکا هم گفت که هرچند مذاکرات با طالبان تاکنون پیشرفت‌هایی داشته است اما هنوز هم جدول زمانی برای خروج نیروهای کشورش از افغانستان وجود ندارد.

این خوش‌بینی‌ها و امیدوار صحبت کردن مقام‌های بلندپایه امریکا و ناتو درباره صلح، شاید برای خودشان خوش‌آیند و مایه دلگرمی باشد. برای مردم افغانستان نه‌تنها دلگرم کننده نیست؛ بلکه مردم را بیشتر گیج می‌کند و به سمت نگرانی و سردرگمی می‌برد. شهروندان کشور به شدت تشنه‌ی صلح اند اما در عین حال، خواهان توافق صلحی هستند که بار دیگر کشور را به گذشته‌ی تاریک نبرده و صلح پایدار، با عزت، همه‌شمول و قابل قبول برای همه طرف‌ها باشد.

یک نگرانی عمده این است که در نتیجه‌ی گفت‌وگوها و مذاکرات امریکا با طالبان و بعد حکومت و این گروه، ولو طرف‌ها به توافقی هم دست یابند، لزوماً منجر به برقراری صلح و آرامش نشده و آتش جنگ کماکان همچنان شعله‌ور خواهد بود. ترس این وجود دارد که مبادا با ختم پروژه‌ی طالب در افغانستان، گروه‌های دیگری از جمله داعش و القاعده دوباره در کشور سر بلند کنند. زیرا در این اواخر بزرگ‌نمایی‌هایی از داعش و القاعده در برخی مناطق افغانستان صورت می‌گیرد و افکار عامه را متوجه می‌سازد که این گروه‌ها نیز به عنوان یک تهدید بالقوه همچنان وجود دارند. قدرت‌های بزرگ به‌شمول استخبارات‌ برخی کشورهای منطقه و همسایه از بزرگ‌نمایی این گروه‌ها سود می‌برند. اما واقعیت این است که اگر این گروه‌ها در افغانستان دوباره جان بگیرند، کشور را به کام یک جنگ ویرانگر دیگر می‌کشاند که پایانش معلوم نخواهد بود.

با این همه، در یک جمع‌بندی مختصر می‌توان گفت که طالبان نخست به صلح باور ندارند و دوم، اراده‌ی مستقل ندارند و دستوری عمل می‌کنند. بناءً به دست آمدن توافق صلح با طالبان حداقل به این زودی‌ها ممکن نیست. امریکا و ناتو اگر خوشبینانه حرف می‌زنند هم در اشتباه استند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *