عالم ساعی: دوستم مانع صعودم به معاونیت اول ولسی‌جرگه شد

دوستم رقبای خودی را هرگز تحمل نمی‌کند

عمر کمال

 اعتبار و جایگاه جنرال عبدالرشید دوستم که در گذشته به عنوان رهبر کاریزماتیک اوزبیک‌های افغانستان شناخته می‌شد، در سال‌های اخیر در حد باور نکردنی اُفت کرده است. نام دوستم در سال‌های نخست دهه‌ی 60 خورشیدی زمانی به سر زبان‌ها آمد که وی به‌عنوان سپاهی سرسپرده‌ی رژیم طرفدار مسکو در برابر مجاهدین در شمال و جنوب جنگ می‌کرد و لقب “قهرمان جمهوری دموکراتیک افغانستان” را از حکومت ببرک کارمل کمایی کرده بود.

قیام قوت‌های نظامی در شمال علیه حکومت دوکتور نجیب‌الله و سقوط رژیم کابل جایگاه جنرال دوستم را به عنوان یکی از بازیگران نظامی‎‌- سیاسی در معادلات بعدی تثبیت کرده بود. محرومیت تأریخی اۉزبیک‌های کشور عامل مهم دیگری بود که این قوم بزرگ را در محور یک حرکت نظامی – سیاسی تحت نام “جنبش ملی – اسلامی افغانستان” متحد کرد که هم‌زمان با سقوط رژیم کابل در ولایت شمال تشکیل شده بود. دوستم که به حمایت رژیم کابل در شمال به محور قوماندان‌های اوزبیک و نیروهای نظامی تبدیل شده بود به راحتی توانست خود را به مقام رهبری سیاسی این قوم جا بزند. روشنفکران اوزبیک و ترکمن و حلقات سیاسی دیگر شمال در فضای ایجاد شده چاره‌ای جز حمایت از “جنبش” و دوستم نداشتند.

در آن سال‌ها دوستم که از امکانات بلند نظامی و اقتصادی در شمال برخوردار شده بود، مؤلفه‌های خودشیفتگی، استبداد رای، تمامیت‌خواهی در شخصیت او چیره می‌شد. افکار و نظریات مخالفانش را در داخل “جنبش” قبول نداشت، دیگراندیشان و اصلاح طالبان را یکی پی دیگر به بهانه‌های گونه‌گون به حاشیه می‌راند.

دوستم با روشنفکران، صاحب‌نظران قوم خود کنار نمی‌آمد. او با قوماندان‌های بی‌سواد، مطیع و فرمانبردار و تحصیل یافته‌های دستبوس‌اش راحت‌تر است. دوستم بارها از تحصیلکرده‌ها و آگاهان قومش زبان به شکایت گشوده، قوماندان‌های بی‌سواد قومش را ستوده و گفته است که آن‌ها (فرماندهان بی‌سواد) به درداش می‌خورند.

روش خودخواهانه و استبدادی دوستم سبب شده است که امروز بیشترین روشنفکران، متخصصین و تحصیل یافته‌های قوم اوزبیک با وی تعامل ندارند.  

شخصیت کُشی از بدترین شاخصه‌های شخصیتی جنرال است. او رقیبان بالقوه و بالفعل‌اش را در میان قوم اوزبیک هرگز تحمل نمی‌کند. می‌کوشد تا فرصت‌های رشد آن‌ها را خنثی کند و برای کشتن شخصیت شان از هیچ تلاشی فرو گذاشت نمی‌کند. تمامیت‌خواهی دوستم در حدی است که او نمی‌خواهد در حیات‌اش هیچ آدرس سیاسی – مدنی موازی با “جنبش ملی – اسلامی افغانستان” در جامعۀ اوزبیک وجود داشته باشد.

دوستم همواره با ایجاد تشکل‌های سیاسی و مدنی اوزبیک‌ها مخالفت کرده است. او با انجمن فرهنگی “آیدین افغانستان” که به اشتراک تحصیل کرده‌های اوزبیک در ترکیه تأسیس شده بود سرِ ناسازگاری پیشه کرد و همیشه فعالین و اعضای رهبری این انجمن را جهت پیوستن به جنبش جوانان افغانستان (سازمان جوانان تحت حمایت دوستم) تحت فشار قرار داد. حالا انجمن فرهنگی آیدین افغانستان کارآیی پیشین خود را از دست داده است. دوستم باری در مراسم معرفی‌اش به عنوان معاون نخست ریاست جمهوری در قصر صدارت انجمن آیدین را “انجمن بی‌دین” خطاب کرد. 

حافظۀ زمان در سال‌های اخیر حوادثی را در خاطره دارد که جنرال دوستم برای از میان برداشتن رقیبان خود در میان قوم اوزبیک در تکوین این رویدادها نقش بازی کرده است. در سال 1383 دوستم طرفدارانش را در برابر قاضی عنایت‌الله عنایت والی وقت فاریاب به مظاهره و مقابله ترغیب کرد، که از جنرال اطاعت نمی‌کرد.

در بهار سال 1387 حمله به خانۀ فقید محمد اکبر بای رییس شورای اسلامی ترکتباران افغانستان در محله‌ی وزیر محمد اکبر خان کابل و شکنجه وی از کارنامه‌های ضد بشری دیگر جنرال شمرده می‌شود. او در آن وقت رییس ارکان سرقوماندانی اعلی قوای مسلح مملکت بود.    

  در سال 1392 محمد عالم ساعی والی ولایت جوزجان را که از نزدیکان جنرال دوستم بود، با راه‌اندازی تظاهرات و حملۀ مسلحانه به خانه‌ی وی ساعی را مجبور به ترک جوزجان کرده بود.

گرفتاری، شکنجه و زندانی کردن انجنیر احمد ایشچی از مؤسسین “جنبش ملی اسلامی افغانستان” و از رقبای سیاسی دوستم در پنجم قوس سال 1395 توسط معاون اول ریاست جمهوری وجدان بیدار بشریت را آزار داد. 

جنرال دوستم دو بار به مقام‌های بلند دولتی خود را نامزد کرد و وارد میدان رقابت‌های انتخاباتی شد. بار نخست در سال 1383 نامزد ریاست جمهوری شده بود. اوزبیک‌ها (حتا مخالفان وی در میان اوزبیک‌ها به منظور تثبیت جایگاه قومی شان) به دوستم رای دادند. او با کسب بالاتر از 800 هزار رای (10% کل آرأ) در میان 18 نامزد در جایگاه چهارم قرار گرفت.

او در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 در تکت انتخاباتی محمد اشرف غنی به عنوان معاون اول وارد کارزار انتخاباتی شد. دوستم در جریان کمپاین‌های انتخاباتی بارها در مراکز نفوذش از هواخواهانش (اوزبیک‌ها) خواست تا به اشرف غنی رای بدهند. جنرال، کسانی را که به نامزدان دیگر رای بدهند، خایین خواند.

جنرال دوستم هیچ رجال اوزبیک مستقل و رقیبش را بیرون از دایره‌ی نفوذ خودش تحمل ندارد. در نخستین سال کار حکومت وحدت ملی تیم ثبات و همگرایی به رهبری داکتر عبدالله عبدالله سردار رحمان اوغلی از کادرهای اوزبیک را به وزارت اقتصاد نامزد کرده که با مخالفت جدی دوستم رو به رو شد. رحمان اوغلی در پی تلاش‌های طرفداران دوستم در ولسی جرگه نتوانست از مجلس رأی اعتماد به دست آورد.  

در هفته‌ای که گذشت محمد عالم ساعی از چهره‌های سیاسی اوزبیک برای احراز کرسی معاونیت اول ولسی جرگه رقابت کرد. ساعی در دور اول با کسب 93 رای پیشتاز انتخابات برای رقابت در دور دوم بود. اما در دور دوم او در برابر رقیب‌اش رای کمتری به دست آورد. ساعی با نشر نامه‌ای به زبان اوزبیکی در صفحه‌ی فیسبوکش، دوستم، پسرش باتور نماینده‌ی مردم در ولسی جرگه و برخی ار طرفداران جنرال را متهم به راه‌اندازی کمپاین علیه خودش کرد. یک تن از نمایندگان بی‌طرف مردم اوزبیک در ولسی جرگه در صحبت با نگارنده‌ی این مقاله ادعای عالم ساعی را تأیید کرده گفت که دخالت منفی دوستم و طرفدارانش در انتخابات ولسی جرگه سبب شد تا اوزبیک‌ها کرسی معاونیت اول مجلس را از دست بدهند.

دوستم مانند هر رهبر تمامیت‌خواه قومی دیگر می‌خواهد در هر سطحی سرنوشت قوم اوزبیک را در انحصارش داشته باشد. او مداخله در مقدرات سیاسی و اجتماعی این قوم را حق بلامنازعه‌ی خویش تلقی می‌کند. و این رویکرد دوستم از نفوذ وی میان قوم اوزبیک به ویژه سیاسیون، قشر آگاه، تحصیل یافته‌ها و روشنفکران کاسته است.

رقیب‌های دوستم او را مرد  “شتر کینه” می‌گویند. او شخصیت‌های متنفذ، سیاسیون آگاه اوزبیک را که با وی همنوایی ندارند، هرگز نمی‌بخشد. اگر فرصت مهیا شود از آن‌ها انتقام می‌گیرد.

اما به هرحال، زوال سیاسی جنرال دوستم سال‌ها پیش آغاز شده است. ماجراجویی‌ها و کنش‌های خلاف موازین حقوق بشری‌اش از وی چهره‌ی نامطلوب در داخل و بیرون به تصویر کشیده است. حالا دوستم در مجامع سیاسی جهان دیگر شخصیت قابل اعتنأ و اعتماد نیست.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *