خونریزی، وحشت، ویرانی؛ طالب‌ها به صلح اعتقاد ندارند

الیاس طاهری

حدود 9 ماه است که دولت ایالات متحده امریکا به رهبری دونالد ترامپ، به هدف پایان دادن به جنگ 19 ساله‌‎ی افغانستان – که به قول رییس‌جمهوری امریکا، طولانی‌ترین جنگ آن کشور علیه مبارزه با تروریسم در جهان به‌حساب می‌آید، تلاش‌هایش را افزایش داده و تاکنون چندین دور گفت‌وگوی مستقیم با این گروه در دوحه‌ی قطر انجام داده است. امریکا می‌گوید هدف از این گفت‌وگوها و مذاکرات با طالبان این است که این گروه را تشویق کند با تمامی طرف‌ها در داخل افغانستان و به‌خصوص با حکومت روی یک میز بنشیند و در مورد آینده‌ی کشورشان تصمیم بگیرند.

اما دیده می‌شود هرقدر که گفت‌وگوها و مذاکرات با این گروه شدت می‌یابد و گفته می‌شود که گفت‌وگوها با پیشرفت‌هایی همراه بوده، به همان میزان اینجا در افغانستان خونریزی و خلق وحشت بیشتر می‌شود. طالبان با افزایش حملات خود در نقاط مختلف کشور؛ به‌ویژه حمله‌ی انفجاری هفته گذشته در کابل، نشان داد که این گروه علاقه‌ و باورِ عمیقی به خشونت و خونریزی دارد و هیچ‌گونه اعتقادی به صلح ندارد. حمله به غیرنظامیان؛ به‌ویژه کودکان و دانش‌آموزان در هیچ آیین و مذهب روا نیست و این، یکی از غیرانسانی‌ترین اعمالی است که گروه طالبان در کارنامه‌ی خود ثبت کرده‌است. انفجار مهیبی که هفته گذشته در کابل صورت گرفت و آرامش پایتخت‌نشینان را بار دیگر برهم زد، بیش از پنجاه کودک معصوم دانش‌آموز را زخمی و روانه‌ی شفاخانه‌ها کرد. بر بنیاد آمارهای ارائه شده، بیش از 100 تن زخمی شدند. گزارش‌های نشر شده در خصوص تلفات برخاسته از این انفجار ضد و نقیض است؛ اما گفته می‌شود حدود 6 نفر در این رویداد جان‌های شان را از دست دادند.

لحظاتی بعدتر از انفجار، گروه تروریستی طالبان با گرفتن مسوولیت این حمله اعلام کرد که هدف آنان ریاست لوژستیک وزارت دفاع ملی بوده است. اما برخلاف ادعای آن‌ها در این انفجار جز ایجاد وحشت، به خاک و خون کشاندن غیرنظامیان، ترساندن کودکان معصوم و کسب روسیاهی، تروریستان طالب چیز دیگری به دست نیاوردند.

این حمله با واکنش‌های تند رهبران حکومت وحدت ملی نیز مواجه شد. ارگ با نشر خبرنامه‌یی به نقل از رییس‌جمهور غنی این حمله را یک عمل «جنایتکارانه» خواند. در اعلامیه‌ی ریاست‌جمهوری همچنان آمده که «حکومت افغانستان براساس فیصله‌های لویه جرگه مشورتی صلح، برنامۀ صلح را به پیش می‌برد،  اما طالبان یک بار دیگر با انجام این حملۀ وحشیانه نیت شوم شان را در تداوم جنگ و کشتار افراد ملکی نشان دادند.»

عبدالله عبدالله رییس اجرائیه نیز در واکنش تندی به این حمله‌ی انفجاری، در اعلامیه‌یی گفت: «گروه مزدور، منافق، تروریست و تروریست‌پرور طالب از یک‌سو سخن از صلح می‌زند و از سوی دیگر به شهروندان بی‌دفاع و مراکز ملکی حمله‌ور می‌شود.» در ادامه اعلامیه به نقل از رییس اجرائیه آمده که حمله‌ها و برنامه‌های طالبان در تابستان امسال با شکست مواجه شده و اکنون این گروه می‌خواهد با راه‌اندازی حمله‌های انتحاری حضور «نحس» خود را با «نارواترین» شیوه‌های «ضداسلامی و انسانی» نشان دهد.

خشونت‌ها و حملات انفجاری طالبان در حالی در کابل و گوشه‌گوشه‌ی کشور ما صورت می‌گیرد که هفتمین دور گفت‌وگوها میان دیپلمات‌های امریکایی و چند نماینده‌ی طالبان در قطر برگزار شده و ادامه دارد. در چنین حالتی، مذاکره و گفت‌وگو به چه معناست که چند نفر به اصطلاح نماینده‌ی با صلاحیت سیاسی از جانب طالبان در قطر معرفی شده و با امریکایی‌ها در مورد صلح افغانستان بحث و چانه‌زنی می‌کنند و از طرفی دیگر جنگ‌جویان تروریست شان در افغانستان به هر طرف حمله می‌کنند، انفجار می‌دهند، می‌کُشند و در میان مردم فضای رعب و وحشت به بار می‌آورند؛ طوری‌که حالا همه به این نتیجه رسیده‌اند که این گروه برای صلح آماده نیست و فقط تشنه‌ی خون و خشونت است.

طالب به دنبال چیست؟

از آغاز گفت‌وگوهای مستقیم امریکا با نماینده‌های طالبان تا حالا، دو مورد به وضاحت مشاهده شد. نخست اینکه به نظر می‌رسد طالبان با حملات تروریستی و هراس‌افگنانه‌ی خود در این مقطع زمانی، در واقع دست رد به سینه‌ی خواهندگان صلح که جز شهروندان کشور نیست، می‌زنند و خواسته‌ی مردم را نادیده می‌گیرند. تنها نشستن در میز گفت‌وگوهای صلح با امریکایی‌ها کافی نیست؛ بلکه برای پیشبرد تلاش‌های واقعی صلح باید اراده و قاطعیت وجود داشته باشد. طالبان اما این اراده و قاطعیت و همچنان استقلالیت در تصمیم‌گیری را ندارند. این گروه به جای اینکه از جانب خود اجندا و حرف داشته باشد، اجندای بیگانگان را دنبال می‌کند. ضعیف نشان دادن حکومت و نظام کنونی که نتایج قربانی‌های چندین ساله‌ی مردم افغانستان است، یکی از اهداف دشمنان مردم و وطن ماست که به وسیله‌ی گروه طالبان دنبال می‌شود. حاضر نشدن طالبان برای گفت‌وگوی مستقیم و رو در رو با حکومت که نماینده آدرس مشروع و قانونی مردم ما می‌باشد، خود دلیلی بر همین مدعاست. در سومین دور گپ‌وگفت‌های نمایندگان امریکا با طالبان که در ابوظبی پایتخت امارات متحده عربی برگزار شده بود، نمایندگان طالبان هیأت حکومت افغانستان را که برای شرکت در این نشست عازم آن کشور شده بود، نپذیرفتند. در واقع این حرکت بلندپروازانه‌ی طالبان، توهین به حکومت و مردم افغانستان بود.

مورد دوم هم اینکه طالبان با رفتن در قطر برای گفت‌وگو با دیپلمات‌های امریکایی، به جای اینکه دنبال یافتن راهِ صلح و ختم جنگ و خشونت در کشور باشند، بیشتر به قباحت‌زدایی از خود فکر می‌کنند. این گروه به این باور است که با نشستن در میز گفت‌وگو با امریکا- که ابرقدرت جهان است، قدرت‌مند بودن خودظ را در سطح جهانی ثابت می‌کند و از جانبی هم با این کارش می‌تواند مشروعیت بین‌المللی کسب کند. از نظر این گروه حکومت افغانستان «دست نشانده» غرب است، این گروه هرگز با حکومت دور یک میز نمی‌نشیند و امریکا را طرف مذاکرات مستقیم خود می‌داند. حرکت‌های بلندپروازانه‌ی این گروه به مفهوم این است که می‌خواهد خودش را پراقتدار نشان داده و حکومت را در این روند مهم دور بزند.

به هرحال، باتوجه به موضوعاتی که تا اینجا به آن اشاره شد، امریکا منحیث یکی از بزرگ‌ترین حامیان مالی و شریک استراتژیک حکومت به طالبان و حامیان و هم‌باوران بیرونی این گروه فشار نمی‌آورد و هیچ اقدام جدی در این باره روی دست نمی‌گیرد. موضوع جدی و قابل تأمل این است که باید روی آن فکر شود.

وقتی طالبان به صلح اعتقاد ندارند، با حکومت افغانستان به مذاکره و گفت‌وگو حاضر نمی‌شوند، آتش‌بس را نمی‌پذیرند، از راه‌اندازی حملات انتحاری و انفجاری حتا به صورت مقطعی دست نمی‌کشند، پس برای چی با نماینده‌های امریکا در قطر روزها پشت دروازه‌های بسته می‌نشینند و تبلیغ می‌کنند که دو طرف به پیشرفت‌هایی در مذاکرات دست یافته‌اند. اگر این گروه امیدواری دارند که دوباره امارت سیاه طالبانی خود را به مردم افغانستان تحمیل می‌توانند، در اشتباه هستند و این یکی از ناممکنات جهان خواهد بود.

لجاجت بیش از حد طالبان در برابر صلح، به‌خصوص انجام حمله‌ی انفجاری هفته‌ی گذشته در کابل، باید امریکا را به یک تصمیم دیگر وادار می‌کرد که همانا فشار آوردن به این گروه از طریق قطع گفت‌وگوها بود. به تعلیق درآوردن گفت‌وگوهای جاری امریکا و طالبان یکی از راه‌هایی بود که فوراً می‌توانست تاحدودی کارساز واقع شود. امریکایی‌ها نیز اگر واقعاً به دنبال پایان دادن به ماجرای 19 ساله‌ی افغانستان هستند، باید این گردن‌شخیِ طالبان را هرچه زودتر متوجه شود و با روی دست گرفتن پالیسی‌های جدید و جدی‌تر، آنان را وادار سازد که به خواست دیرینه‌ی مردم افغانستان تمکین کنند. مهم‌تر از همه پای خود امریکا در این ماجرا گیر است. واشنگتن نباید این واقعیت را فراموش کند که از طریق سیاست تضرع صلح با طالبان ممکن نیست و باید در پالیسی و نحوه‌ی برخورد با این گروه تجدید نظر شود. توهین به شریک استراتژیک امریکا، به نحوی توهین به خود امریکا هم است.

با این همه گفته می‌شود که اگر در دور هفتم مذاکرات امریکا و طالبان پیشرفتی به میان آید، دور بعدی مذاکرات بین‌الافغانی به میزبانی مشترک آلمان و قطر تا یک هفته دیگر برگزار خواهد شد. اما حکومت اعلام کرده که در این نشست به نمایندگی از حکومت کسی شرکت نمی‌کند. براساس برخی گزارش‌های دیگر کسانی‌که وظیفه حکومتی دارند به حیث اشخاص مستقل، نه مقام دولتی، در این نشست شرکت خواهند کرد. در نشست بین‌الافغانی پیشرو باید اشتراک کنندگان این موضوع را به طالبان جداً گوشزد کنند که دست از خونریزی و خشونت بکشند و اگر خود مزدور و فروخته شده نیستند، به ندای صلح مردم لبیک گفته و به این جنگ خانمانسوز پایان داده شود.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *