جولان‌گاهِ مرگ

برخورد بس مسافربری با ماین در بزرگ‌راه هرات کابل، 35 نفر را به کام مرگ برد

الیاس طاهری

بامداد چهارشنبه هفته‌ی گذشته، نهم اسد، در پی برخورد یک بس مسافربری نوع 303 با ماین در بزرگ‌راه هرات- کابل در منطقه‌ی «شاوز آب خرما» از نقاط مرزی هرات و فراه، حداقل 35 نفر جان‌های شان را از دست دادند و حدود 17 سرنشین دیگرِ این موتر هم زخم برداشتند. در میان جان‌باختگان و زخمیان این حادثه زنان و کودکان نیز شامل هستند.

ساعاتی پس از این حادثه‌ی خونین و غم‌انگیز، مسوولان محلی ولایت فراه به رسانه‌ها گفتند، رویداد زمانی رخ ‌داد که این بس مسافربری از هرات به سمت کابل در حرکت بود و حوالی ساعت 6 بامداد با مین کنار جاده برخورد کرد. سخنگوی والی فراه به رسانه‌ها گفته که کارگذاران ماین‌های کنار جاده افراد گروه طالبان استند. برخی منابع دولتی به رسانه‌ها گفته‌اند که طالبان در این مسیر ماین‌های زیادی کار گذاشته‌اند و تیم ماین‌پاکی قطعه شاهراه، مصروف پاک‌سازی هستند.

در رویداد خونین روز چهارشنبه به‌شمول زنان، کودکان و مردان، چراغ زندگی شماری از دانشجویان نیز خاموش شدند. امید و آرزوهایی که این جوانان دانشجو در سر داشتند، همه با آن‌ها یکجا دود شده و به هوا رفت. به یک‌بارگی تبدیل به هیچ شد. حیف جوانان تحصیل کرده‌ای که این‌گونه طعمه‌ی جنگ می‌شوند. با چه مشقت پرورش و بزرگ و به چه آسانی و در یک چشم برهم زدن، نیست می‌شوند. پدران و مادران با پشت سر کردنِ چه دشواری‌ها و خون دل خوردن‌ها فرزندان دلبند خود را برای رسیدن به یک مرحله‌ی از آموزش و تحصیلات حمایت می‌کنند و حداقل انتظار دارند بخشی از ثمره‌ی آن را ببینند. اما با اندوه و درد که هیولای وحشتناکِ ناامنی و این جنگ خانمانسوز، چراغ‌های امیدِ خانواده‌های بی‌شماری را در این جغرافیای پر از خوف‌وخطر و خونریزی، پوف کرده و این‌گونه خاموش می‌کند. در چنین رویدادهایی، پیش از مادران و پدران پیر و ناتوان، مرگ به سراغ فرزندان جوان می‌آید و آن‌ها را می‌بلعد. گویی زمینِ افغانستان آن‌قدر تشنه و گرسنه است که می‌خواهد خون‌های بیشتری بریزد و آدم‌های زیادی، آن‌هم جوانان را در کامش فرو کند.

به حادثه‌ی خونین روز چهارشنبه اگر از این منظر نگاه کنیم، نه‌تنها یک حادثه‌ی المناک؛ بلکه یک فاجعه‌ی به تمام معنا بود. جان باختنِ چندین دانشجوی دانشگاه هرات که به تعطیلات تابستانی می‌رفتند، کام همه؛ به‌خصوص خانواده و دوستان شان را از همه بیشتر تلخ کرد. خانواده‌ها و دوستان آن‌ها سخت داغدار و اندوه‌گین هستند.

به صفحه‌ی فیسبوک نجیب‌الله ابراهیمی از جان‌باختگان رویداد روز چهارشنبه سر زدم. او یک‌ونیم ماه پیش با جمعی از دوستانش تولدش را جشن گرفته بود و به همین بهانه بر اتفاقات گذشته‌ی زندگی‌اش مکث کرده و به آینده‌اش نیز با چشم امید می‌دیده است. نجیب‌الله به مناسبت تولدش، یادداشتی را روی فیس‌بوکش گذاشته بود. از نظر او، “روز تولد احساس خاصی نیست. تنها بهانه‌ایست برای آنکه بنشینیم و بیندیشیم سالی که گذشت چگونه بود؟ چه‌قدر نیکی کردیم، چه‌قدر آموختیم و چه‌قدر مهر ورزیدیم؟”. در اخیر یادداشتش ذکر کرده بود در مسیری که حالا قرار دارد، علاقه‌مند آن است و از بابتش خوش‌حال. آره نجیب‌الله ابراهیمی و دیگر هم‌سفرانش نمی‌دانست که در این شاهراه مرگ جولان می‌کند. نمی‌دانست او که از این مسیر هرازگاهی رفت‌وآمد می‌کند، هیولای مرگ هرلحظه به دنبال اوست و دارد نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود. نمی‌گذارد آرزوها و اهداف او و دیگر هم‌سفرانش محقق شود. نمی‌دانست در دشت‌های فراه طعمه‌ی انفجار ماین می‌شود و آرزوها و آرمان‌هایش نیز دست‌نیافتنی. هیچ‌گاهی به این فکر نکرده بود که چند روزی زنده ماندن و نفس کشیدن در افغانستان، فقط تصادفی است.

در شش ماه گذشته 1366 غیرنظامی در کشور قربانی جنگ شده‌اند. براساس گزارش سازمان ملل متحد، نیروهای دولتی و طالبان هردو از عوامل کشته شدن این غیرنظامیان هستند. گزارشی که هردو طرف جنگ آن را رد می‌کنند.

اما تلخ‌تر از همه این است که در مصیبت‌خانه‌ای به نام افغانستان چیزی که هیچ تغییر نمی‌کند، بی‌تفاوتی و بی‌مسوولیتی دولت در قبال جان شهروندان است. متأسفانه در حال حاضر دولت در هیچ جای این خراب‌کده و ماتم‌کده قادر به تأمین امنیت حداقل جان شهروندانش هم نیست. مردم گروه‌گروه در انفجارهای داخل شهرها و بیرون از شهرها در مسافرت و یا هم در تجمعات و گردهمآیی‌ها چه در بیرون چه در خانه همه‌روزه به خاک و خون کشیده می‌شوند. درست است که طالبان و یا هر گروه تروریستی دیگر که دست به کشتار می‌زنند، عامل اصلی این جنایت‌ها هستند؛ اما دولت نیز مسوولیت دارد که در حفظ جان شهروندان از هیچ تلاشی دریغ نکند. حکومت خود را در بی‌خیالی مطلق زده‌است. پاسخ‌گوی این همه کشتار و خون در کشور کیست؟ کی مسوول است؟ حسابِ این‌ها را کی‌ها باید پس بدهند؟

حالا که کارزارهای انتخاب ریاست‌جمهوری آغاز شده، تیم انتخاباتی “دولت‌ساز” که بر سر اقتدار است و مسوول وضعیت کنونی، بیشتر درگیر موضوعات انتخابات و تأمین بقای قدرت برای پنج سال دیگر است تا توجه به امنیت شهروندان. بسیار دردآور است که ارگ ریاست‌جمهوری با صدورِ تنها اعلامیه‌های تکراری که به هیچ دردی نمی‌خورد، اکتفا می‌کند و بس.

نیروهای امنیتی‌ای که در مسیر شاهراه‌ها مسوولیت تأمین امنیت را به عهده دارند، باید توجه بیشتر به خرج دهند تا از کشته شدن مسافرین بی‌گناه و افراد ملکی جلوگیری شود. این نخستین رویداد در شاهراه کابل- هرات نیست و نخواهد بود. پیش از این نیز سوانح رانندگی و برخورد موترهای مسافربری با ماین‌های کنار جاده حوادث تلخ و خونینی را بار آورده‌است. بزرگ‌راه کابل- هرات، که از ولایت‌های میدان وردک، غزنی، زابل، قندهار، هلمند، فراه و نمیروز می‌گذرد، یکی از طولانی‌ترین و ناامن‌ترین شاهراه‌های کشور است. مردم به دلیل فقر اقتصادی توان مسافرت از طریق هوا را ندارند و ناگزیر اند جانِ شیرین خود را به خطر انداخته و این مسیرهای پرخوف و ناامن را در پیش بگیرند. فقط اگر شانس یارشان بود به مقصد می‌رسند. در حال حاضر قیمت یک‌طرفه‌ی تکت طیاره از کابل تا هرات، 107 دالر امریکایی است که حدود 8400 افغانی می‌شود. با این وجود، توان اقتصادی خانواده‌ها به حدی نیست که 16هزار و 800 افغانی را خرج سفر دوطرفه کابل- هرات کنند. به اضافه رویدادهای تلخ برخورد بس‌های مسافربری با ماین، گاه بر اثر تیزرانی و بی‌احتیاطی راننده‌ها سوانح ترافیکی خونین رخ می‌دهد و گاهی دزدان مسلح موترها را توقف داده و داشته‌های مسافرین را با خود می‌برند. دولت باید در تمامی این بخش‌ها توجه داشته باشد. به‌ویژه تأمین امنیت شاهراه و خودداری راننده‌ها از تیزرانی بیش از حد، در پایین آوردن تلفات حادثات این‌چنینی بسیار موثر است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *