میرزا امام ویردی (بیردی) اوزبیک مبارزی نستوه از تبار آزادی‌خواهان

محمد حلیم یارقین

 

مردم افغانستان با خصوصیت‌های بارز آزادی‌خواهی و استعمارستیزی شهرۀ جهان اند. موقعیت استراتیژیك جغرافیایی میهن ما در درازای تاریخ آن را در معرض تهاجمات، جنگ‌ها و گذرگاه سلطه‌ جویان و لشكركشی های بزرگ قرار داده است. از این رو، این سرزمین و مردم آن از اثر تجاوزات و جنگ‌های متجاوزین سلطه­جو و استعمارگر متحمل تلفات انسانی زیاد و زیآن‌ها و آسیب‌های مادی و معنوی بزرگی شده است.

در سده های هجدهم و نوزدهم میلادی مردم ما شاهد تلاش‌های استیلاگرانۀ دو دولت بزرگ استعماری در هم‌جواری كشور خود بودند. استعمارگران انگلیسی از شرق و جنوب و استعمارگران تزاری از شمال چشم طمع به سرزمین ما دوخته بودند. حكومت پارس (ایران) نیز گاه گاهی به نیت دستیابی به بخش‌های غربی كشور ما دست به تشبثات نظامی می­زد.

در این میان، بدون شك استعمارگران انگلیسی بیش از همه به سرزمین و سرنوشت مردم ما مداخله و تجاوز نموده، جنگ‌ها و تلفات زیاد انسانی و مالی را به آن تحمیل كرده اند. انگلیس‌ها سه بار طی جنگ‌های اول و دوم و سوم افغانستان و انگلیس (سال‌های 1831ـ1841، 1878ـ1880 و 1919م.) كوشیدند تا سلطۀ خود را بر كشور ما برقرار نمایند. آن‌ها به این نیت خود قسماً از طریق خرید خوانین و سركرده های قبیله‌ها و حكومت‌های دست نشانده در كابل توفیق یافتند.

گفتنی است كه، انگلیس‌ها خود نیز از اثر قیام‌ها و پیكارهای مردم افغانستان متحمل تلفات زیاد و شكست‌های خفت‌باری شده اند. در این جهاد مقدس تمام مردم افغانستان شامل كلیه اقوام، قبایل و ملیت‌ها از سراسر كشور شركت فعال داشته اند. در جریان جهاد مقدس مردم افغانستان علیه استعمارگران انگلیس مبارزان برجسته و فداكاری به عنوان رهبران قیام ها از اقوام مختلف به منصۀ ظهور رسیدند. یكی از این سیماهای درخشان و مبارز نستوه میرزا امام وېردی (وردی = بېردی) اۉزبېك است.

میرزا امام بېردی اوزبیك از شمار آن رهبران پیشگام جنگ اول مردم افغانستان با انگلیس‌ها بود، كه به قول غبار در به حركت آوردن «چرخ انقلاب» جان نثاری كرده اند.

مرحوم غبار در كتاب «افغانستان در مسیر تاریخ» از امام بېردی اوزبیك دو بار یاد كرده است:

یكی، او را در جمع رهبران جهاد علیه استعمارگران انگلیس، به عنوان”تدویر كننده‌گان چرخ انقلاب” چنین یاد می‌كند:

«… صفوف مردم بدون امتیاز نژاد و زبان و مذهب و منطقه تحكیم شده بود. البته از جمله‌ی هزاران مبارز ملی (یا قهرمانان گمنام تاریخ) اشخاص معدودی در ردیف رهبران انقلاب در تاریخ كشور نام برده می‌شود. معهذا از این نام های معدود روحیه‌ی اصلی ملت افغانستان تجلی می‌كند؛ مثلاً در كابل اشخاص ذیل در تدویر چرخ انقلاب جان نثاری می‌كردند:

امین الله خان (نایب لوگری)، سكندر خان بامیزایی، امام وېردی اوزبیك، ملا احمد برنج فروش، اكبر خوابگاهی، آغا حسین قیزیلباش، احمد میرآخور، حاجی بختیار، ….» (افغانستان در مسیر تاریخ، چاپ اول، ص 548) این موضوع و فهرست را میر محمد صدیق فرهنگ نیز با استفاده از تاریخ غبار و كتاب موهن‌لال در اثرش «افغانستان در پنج قرن اخیر» (نشر مشهد، جلد1، ص 265) آورده، ولی در آن نام «میرزا امام بېردی اوزبیك» را از قلم انداخته است!

دوم، مرحوم غبار میرزا امام بېردی را در رابطه به حادثه‌ی جالب و مهمی یاد كرده است. یعنی او در آن زمان در برانگیختن و بسیج مردم عامه و تحریك رهبران جهاد و روحانیون علیه انگلیس‌ها از راه تبلیغات و پخش شبنامه‌ها و اعلامیه‌ها نقش فعال داشته است. مرحوم غبار در این رابطه چنین می­نویسد: «… در همین ماه جولائی (سال 1840م. ـ  یارقین) بود كه سه نفر كابلی به نام احمد برنج فروش، میرحسن مفتی و میرزا امام وېردی (تأكید از یارقین است) به غرض انتباه و تحریك رجال متنفذ پایتخت به تبلیغ و نشر اعلامیه­یی پرداختند كه در آن گفته شده بود: «تمام رجال مشهور كشور به زودی از طرف انگلیس‌ها در هندوستان تبعید می­شوند، پس بایستی قبلاً در صدد نجات خود برآیند.» مكناتن به عجله توسط اعلامیۀ دیگری محتویات این اعلامیه را تردید نمود . (افغانستان در مسیر تاریخ، چاپ اول ، ص540)

 

عین همین واقعه را ملا فیض محمد كاتب نیز در «سراج­‌التواریخ» گزارش داده، ولی نوشته است كه عاملین آن معلوم نشد. (مرحوم كاتب شاید نام آن بزرگمردان را نمی‌دانسته و یا هم اگر ذكر كرده باشد، ممكن است سانسورچیان دربار نام آن ها را حذف نموده باشند!)

به گونه­یی كه دیده می­شود، میرزا امام بیردی اوزبیك اشتراك كننده‌ی عادی میدان های جهاد استقلال نبوده، بل آن گونه که مرحوم غبار نیز تصریح کرده است، از شمار معدود رهبران بزرگ جهاد ضد استعمار بوده، که در «تدویر چرخ انقلاب جان نثاری» ‌کرده و حتی برای بسیچ مردم و تهیج رهبران دست به تبلیغ و پخش شبنامه‌ها می‌زده است.

در منابع انگلیسی و هندی تألیف شده در باره‌ی رویدادهای تاریخی آن زمان، ما به نام و كارنامه های درخشان میرزا امام بېردی در رابطه به رویدادهای گوناگون و مهم سیاسی بیشتر و بیشتر بر می‌خوریم. بیشترینه مؤلفان این آثار در واقع ناظر و گواه مستقیم همان وقایع و حتی از مهره های فعال طرف انگلیسی بوده اند. ما از مأخذهای مزبور پارچه های ترجمه شده چندی را كه در آن‌ها از میرزا امام بېردی و فعالیت هایش یادآوری گردیده، در زیر نقل می كنیم:

رابرت جانسن (Robert Johnson) در صفحه‌ی 77 كتاب خود به نام «شیوه جنگ افغان ها: چگونه و چرا می‌جنگند؟» چنین می‌نویسد: «اکبر خان از نام خسرش محمد شاه، حمایت سران غلجی را خواستار شد و تاکید نمود تا قزیلباش ها از اختیارات او اطاعت نمایند. میرزا امام وېردی فصاحت و بلاغت مقاومت اسلامی را در مقابل انگلیس ها ادامه داد، تا مشروعیت اکبرخان را تقویت ببخشد. اما این تحول کار آسانی نبود. از ابتدا خان های غلجی و بزرگان بر ترفیع محمد شاه و اکبر خان خشمگین بودند.»1

هنگامی كه اختلافات و جنگ میان پسران پاینده محمد خان در كابل دوام نمود، نارضایتی مردم به اوج رسید. دوست محمد خان از ترس اقدامات مردم كابل شیردل خان را قسم داد تا برای ملاقات عاجل آماده گردد. روز آینده جلسه در خیمه‌ی نواب صمد برگزار گردید. در باره‌ی توافقات این جلسه ویلیام هو (William Hough) در كتاب «شرح پیشروی و عملیات اردوی اندوس» چنین می‌نویسد: «معاهده‌یی به موافقه رسید که طی آن دوست محمد خان حکومت کابل را داشته باشد و حبیب الله خان به او بیعت نماید.

همه دارایی محمد عظیم خان برای مخارج جنگ خارجی توسط شیردل خان و پردل خان حفظ گردد. (به این وسیله، آن‌ها نه دهم زمین ها و مالیه قندهار را صاحب می شدند) شیردل خان و پردل خان با دارایی های که غصب نموده بودند، به قندهار بر گشتند و حبیب الله خان، اکرم خان و امام وېردی را زیر نظر ملا پیر محمد، قاضی جوانشیر و دوست محمد جوانشیر به سردار دوست محمد خان فرستادند. (یار محمد خان نیروهای زیر اداره برادرش پیر محمد خان را به پشاور سوق داد، در حالی که خودش و سلطان محمود خان در کابل باقی ماندند.)»2

 

سر وینسنت ایر (Sir Vincent Eyre) در كتاب «عملیات نظامی در كابل» در وقایع یازدهم مارچ 1842 چنین می‌نویسد: « دوست محمد خان هم‌راه با امام وېردی از نزد سردار برگشتند و با تورن پاتینگر ملاقات طولانی داشتند. چنین حدس زده می‌شد که محمد اکبر نظرات دوستانه‌یی در رابطه به برگشت پدرش به حکومت انگلیس ارایه نموده است. گزارش هایی در باره سقوط غزنی موجود بود که بعدتر واقعیت آن ثابت شد. در ضمن آگاهی یافتیم که خدا بخش خان، از سران قدرتمند غلزی، سردار را ترک گفته است، زیرا قدرت او در حال ضعیف شدن بود.»3

موهن لال كشمیری فرستاده دولت هند برتانیوی به دربار امیر دوست محمد خان در كابل بود. به عنوان نماینده انگلیس ها در كابل، با امیر از طریق نماینده هایش و با شمار زیاد شخصیت های افغانستان به طور مستقیم مذاكره و تبادل نظر داشته است. موهن لال كه در مدت اقامتش در كابل با جریانات و تحولات آن روزی افغانستان و شخصیت امیر آشنایی و شناخت زیاد حاصل نموده بود، پس از عزیمت به هند كتابی تحت عنوان «زنده‌گی امیر دوست محمد خان امیر كابل» در دو جلد نوشت. این كتاب بار نخست در سال 1848 میلادی در لندن چاپ شده است. جلد نخست این كتاب توسط پوهاند سید خلیل الله هاشمیان به دری برگردان شده، در 356 صفحه از سوی “كانون نشرات آئینه افغانستان” در خارج از كشور به نشر رسیده است. كتاب در برگیر تصاویر رجال سیاسی آن زمان و نقشه های افغانستان در قرن های هژدهم و نوزدهم می‌باشد. كتاب موهن‌لال مأخذ شماری از مورخان و پژوهشگران كشور، از جمله غبار و فرهنگ بوده است.

در بخشی از كتاب مزبور زیر عنوان «ورود ویكوویچ، نماینده روسیه به قندهار و مذاكره با سرداران» موهن لال چنین می‌نویسد:

«اقامت ویکوویچ (در تاریخ های غبار و فرهنگ به گونه «ویتكویچ» نوشته شده است- یارقین) در منزل وزیر برای رویه‌ی کلی و مذاکرات مخفی یا دسایس او خیلی مناسب بود. ارتباطات و مذاکرات او با امیر تنها از طریق وزیر رازدار او صورت می گرفت و به مردم آشکار نبود. همان‌گونه که با نماینده‌ی انگلیس صورت می‌گرفت. ارتباط با او از طریق نواب جبارخان (برادر دوست محمد خان- یارقین) یا میرزا امام وېردی و گاهی نایب امیر صورت می‌گرفت. هرگاه چیزی درباره‌ی گفتگوها با نماینده‌ی روسیه به ما آشکار می‌شد، تنها از طریق اطلاعات سری پیشخدمت امیر یا وزیر او ممکن بود. در بعضی حالات اطلاعاتی که توسط آغای میسن منشی اخباری نماینده‌ی انگلیس به دست می‌آمد، کافی بود و کمترین شکی در آن موجود نبود.»4

هم‌چنان، موهن لال در كتابش به نام «سفرهای پنجاب، افغانستان، تورکستان، به بلخ، بخارا و هرات» می‌نویسد:

… در 22 جون 1842، هنگامی که همه سران را مطیع ساخت و خان شیرین خان را نگه‌داشت، میرزا امام وېردی را برای دستگیری من به منزلم فرستاد. قبلاً دراین باره گوشزد شده بودم؛ ازاین‌رو با پنسل بالای کاغذی به حکومت در باره‌ی توقیف خود نوشتم و از سِر جورج پولاک خواستم تا فوراً به سوی کابل پیش‌روی نماید. محمد اكبر مرا شکنجه نمود و پول هایم را گرفت که بعدتر از سوی لارد ایلن بورو پرداخته شد. هنگامی که نزد ملا جلال بودم، من تجربه وحشتناکی داشتم.»5

هم‌چنان، موهن لال مثلی كه دل پری از میرزا امام وېردی داشته است، در جلد دوم همان كتابش پس از این كه محمد عثمان خان وزیر شاه شجاع تعیین می‌گردد، چنین می‌نویسد:

«… میرزا امام وېردی، ریاکار بزرگ معاون یا منشی او تعیین گردید، و دوران خدمت او با سران بارکزی از نظر اصول به رفاه امور دولت همیشه زیان آور و بد است. او هم‌راه با عبدالرزاق خان مستوفی و سید حسین دفتری از بی تجربگی و غفلت وزیر نو در امور مملکت داری سوء استفاده نموده، با بهره گیری از نفوذ خود با روش های ناروا خود را توانگر می‌ساختند. در عین زمان، آن‌ها دوستان نزدیک سران بارکزی بودند و ارتباط نزدیک با میرزا سمیع خان وزیر امیر دوست محمد خان داشتند. آن‌ها تلاش می‌نمودند تا پریشانی و اغتشاش را در کشور دامن زده علیه شاه جدید اقدام نمایند.»6

هری رام گوپتا در کتاب «پنجاب، آسیای میانه و جنگ اول افغان: براساس مشاهدات موهن لال» هنگام بحث در باره‌ی اسرای انگلیس چنین می‌نویسد:

«میرزا امام وېردی به موهن لال گفت که حضور دگرمن پاتینگر و کپتان مک کینزی، محمد اکبر (وزیر محمد اكبرخان- یارقین) گفته است که می‌خواهد اسرا را آزاد بسازد، اما کپتان تروپ مخفیانه به اکبر گفت که در ازای آزادی زنان مبلغ دو لک روپیه خواهد پرداخت. از این رو، محمد اکبر تصمیم خودرا تغییر داد.» ص 153

«او میرزا امام وېردی، عبدالرزاق مستوفی و سید حسین دفتری را نماینده های عمده تعیین نمود، همه آن‌ها در توانگر نمودن خود کوشیدند که منجر به نا رضایتی وسیع در مقابل انگلیس ها گردید.» صفحه 200

«… خان شیرین خان نامه‌ی مک گریگر را به او داد. در 16 اپریل میرزا امام وېردی به صفت نماینده‌ی محمد اکبر به کابل آمد تا مسایل سیاسی را با امین الله (نایب لوگری- یارقین) بحث نماید.» صفحه 207

«… در بالای تپه‌ی خواجه صفا توپی را تعبیه نمود و برج را از آن جا زیر آتش گرفت و رخنه عمیقی را سبب گردید. میرزا امام وېردی مشغول جعل اسناد بود تا منافع انگلیس را صدمه بزند.» ص 213

«اکبر(وزیر محمد اكبرخان- یارقین) با یافتن همه چیز به دلخواه خود زنده‌گی لذت بخشی را آغاز نمود وهمه کارها را به محمد شاه خان، امام وېردی، محمد میرزا و سید حسن واگذار شد.»7

کاترین نویل در کتاب ”دولت و قبیله در افغانستان سده نزدهم: حکمرانی امیر دوست محمد خان” می‌نویسد:

«بر طبق سراج التواریخ، گاهی نظام‌الدوله مدد معاش سران، به گونه‌ی مثال از صمد خان پوپلزی را، به تعویق می‌انداخت. به باور مؤلف کارهای نظام‌الدوله قسماً زیر اثر خواست های فردی بود. در تبانی با میرزا امام وېردی کارمند عالی دوست محمد خان قزلباش، اعمال ناشی از تمایلات مخفی او مخالفت با شاه شجاع بر انگیختن بارکزی‌ها بود.»8

نویسنده‌ی دیگر انگلیسی به نام چارلز میسن نیز در كتابش راجع به فعالیت‌ها و نقش میرزا امام بېردی در رویدادهای سیاسی و نظامی آن وقت معلومات داده است: زمانی كه كپتان برنس به تازه‌گی به عنوان نماینده‌ی انگلیس وارد كابل گردید، امیر دوست محمد خان هم‌راه میرزا عبدالسمیع خان (صدراعظم امیر- یارقین) به ملاقات او می‌رود. میان آن‌ها مذاكرات صورت گرفته، برای عقد قراردادهایی در آینده موافقه می‌كنند. دوست محمد خان بعداً پیش‌برد مذاكرات را به میرزا عبدالسمیع خان و میرزا امام بېردی محول می‌سازد.

دو نفر اخیرالذكر نخست با چارلز میسن (مؤلف كتاب- یارقین) كه به عنوان معاون یا منشی كپتان برنس كار می‌كرده، ملاقات نموده، از او می‌خواهند تا زمینه‌ی ملاقات و مذاكرات شان را با كپتان برنس فراهم نماید. آن‌ها قبلاً تمام خواست‌ها و پیشنهادات شان را به چارلز میسن می‌گویند. یكی از پیشنهادات دوست محمد خان سپردن اداره‌ی پشاور برای امیر، با وعده‌ی آرام ساختن قیام‌ها و اغتشاش های ضد انگلیسی توسط امیر بود.

چارلز میسن پیشنهادات را قبول می‌كند؛ ولی میرزا عبدالسمیع از این كه موضوع پیشنهاد مزبور به نام اوختم شود نگران شده، چنین وانمود می‌كند كه طرح آن از میرزا امام وېردی است.

چارلز میسن پیشنهادات آن‌ها را به اطلاع كپتان برنس می‌رساند. او پیشنهاد امیر را به شرطی قبول می‌كند، كه امیر باید یكی از پسرانش را به عنوان گروگان نزد او بفرستد. برنس این وضع و پیشنهادات را به نفع انگلیس تلقی می‌كند.

از این نوشته ها به روشنی معلوم می‌شود، كه میرزا امام وېردی شخص عادی نبوده، بل یك شخصیت برجسته و سرشناس و كارشناس سیاسی فعال زمان خود بوده، كه به عنوان نماینده یا عضو ارتباطی مذاكره كننده امیر دوست محمد خان و هم‌رزم و هم‌كار سیاسی فعال و نزدیك وزیر محمد اكبرخان در ملاقات‌ها و مذاكرات مهم سیاسی با نماینده‌ی برتانیه، رهبران مبارزات استقلال چون نایب امین الله خان لوگری و سایرین در كابل دید وادید می‌كرده است. هم‌چنان، او در مبارزه علیه شاه شجاع دست نشانده‌ی انگلیس، از انواع شگردها و شیوه‌ها برای بی اعتبار ساختنش و بسیج مردم علیه او استفاده می‌كرده است. این میرزا امام بېردی سیاسی فعال به طور یقین همان میرزا امام وېردی فعال میدان های جهاد استقلال و مذكور در تاریخ غبار است.

حال ببینیم كه میرزا امام بېردی اوزبیك چه كسی بوده است؟

در كتاب «افغانستان در مسیر تاریخ» افزون بر همان دو بار یادكرد كوتاه از میرزا امام بېردی اوزبیك معلوماتی دیگر وجود ندارد. منبع یا منابعی كه مرحوم غبار این معلومات را گرفته، نیز مشخص نیست، ولی به گمان غالب یكی از آن‌ها كتاب موهن لال باید باشد، كه محمد صدیق فرهنگ در رابطه به رویدادهایی كه میرزا امام بېردی اوزبیك در آن نقش داشته است، مآخذ خود را كتاب غبار و موهن لال نشان داده است. ولی او نام میرزا امام بېردی را از قلم انداخته است! (افغانستان در پنج قرن اخیر، ص 313، مأخذ شماره 29)

در جلد دوم چاپ اول «دایرة­المعارف آریانا» شخصیتی به نام «امام وېردی» معرفی شده است، كه ما آن معلومات را در این جا عیناً نقل می­كنیم. با بررسی این معلومات، می­كوشیم تا روشن نماییم كه آن شخص جز همین «میرزا امام وېردی» مجاهد استقلال و شخصیت سیاسی فعال زمان امیر دوست محمد خان كسی دیگر نیست. آغاز اقتباس:

«امام وردی (= وېردی = بېردی- یارقین) یكی از خطاطان معروف است. در اواخر شاهان سدوزایی در كابل تولد و نشو یافته و در نستعلیق فرید عصر خود بوده است. این خطاط معروف كه امروز در افغانستان او را به طور عموم كسی نمی‌شناسد، اما بعضی ارباب فن طور گمان او را كابلی می‌دانند مگر حقیقتاً او كابلی است، ملازم یكی از شاهزاده­گان اعلیحضرت شیرعلیخان بوده و با اشخاصی كه با ایوب خان فرار هند شدند او نیز به هند رفته و در لاهور سكونت گرفته است. در هند علم خطاطی افراشته و یكی از اساتذۀ حسن خط در نستعلیق محسوب گردیده، بسا اشخاص از بركت تعلیم او به مرتبۀ استادی رسیده اند… امام وردی قطعات می‌نوشت و حوصلۀ كتابت را نداشت….

قطعات امام وردی در افغانستان كمتر دستیاب می‌شود. منجمله یك قلمی و یك قطعه ناخنی او در كتابخانۀ مرحوم سید صدیق خان گوهری در مزارشریف دیده شده نهایت زیبا نوشته شده. (این آثار در حال حاضر نیز نزد آقای سید محی­الدین گوهری پسر آن مرحوم موجود است و نگارنده خود آن را در سال‌های اخیر نزد موصوف دیده است­ـ­ یارقین)

یك قطعۀ قلمی او كه روی لوح چوبی نوشته و حرف آن را برجسته ساخته است با امضاء اوست، در زیارت سخی واقع علی آباد كابل موجود است… این قطعه نماینده­گی می‌كند كه در نوشته و گل و برگ شبكه كاری روی چوب نیز استاد بوده. یك قطعه خط جلی او در كتابخانۀ ملی ایران نیز وجود دارد كه در كتاب (نمایش خطوط خوش نستعلیق) به شمارۀ (45) گرفته شده است» (دایرة­المعارف آریانا، جلد دوم، چاپ اول، ذیل مدخل امام وردی)

در باره امام وېردی خطاط در منابع دیگر نیز معلومات است، كه در زیر ذكر می‌كنیم:

طارق مسعود در کتاب “پاکستان: چشم انداز تاریخی و فرهنگی” هنگام بحث در باره سبک های خطاطی لکنو، دهلی و لاهور در پاکستان می‌نویسد که، در این سه شهر سبک های خطاطی سه مکتب خطاطی را سبب گردید. در رابطه به مکتب خطاطی لاهور در صفحه 217 می‌نویسد:

  1. مکتب لاهوری: بنیانگذار این مکتب میرزا امام وېردی (وفات 1880) است که در اصل از کابل بوده به لاهور آمد و ساکن گردید.

عبدالمجید پروین رقم (وفات 1946) بدون شک در سده‌ی 20 بزرگترین نابغه سرزمین هنر خطاطی امین آباد به حساب می‌آید. او در ابتدا امام وېردی و سید احمد امین آبادی را پیروی نمود، اما به زودی استعداد مبتکر و روان خلاق او به رشد سبک خود او انجامید  …9

در کتابشناسی هنر و معماری دنیای اسلام چاپ موسسه‌ی بریل، ص155 در شماره 4580 در باره امام وېردی چنین آمده است:

4580  بوتا، محمد اقبال، امام وېردی و نسخه خطی نادر او موزیم ملی پاکستان در کراچی؛ بولتن موزیم لاهور 5ii(1992) ص 67-73، + چهار صفحه {نسخه نا مکمل بوستان سعدی که نمونه عالی تذهیب مطلای سبک کشمیری توسط استاد خطاطی كه از کابل به لاهور مهاجرت نمود و در سال 1883 در این جا وفات نمود.}10

خورشید عالم گوهر در کتاب ”مروارید های خطاطی”  چنین آورده است:

در میان خطاطان و کاتبان نسخ خطی در لاهور که به مدارج عالی شهرت در این رشته دست یافتند، می توان از امام وېردی، میرعلی، محمد افضل قادری، نورالله، قاضی نعمت‌الله،  هدایت‌الله، مولوی سید احمد امین آبادی، منشی عبدالغنی شیرین قلم، مولوی عبدالله وارثی و شیخ احمد جوهر نام برد.11

 

در ۵ اپریل ۱۸۴۲ قواي متجاوز انگليس به هنگام بیرون شدن از کابل مورد حمله مجاهدین افغانستان قرار گرفتند و به جز از يکتن آن‌ها بنام داکتر برايدن دیگران همه کشته شدند .
عکس از آرشیف مجله لندن تایمز

 

بنابر دلایلی كه در زیر برمی­شماریم، به احتمال قریب به یقین میرزا امام وېردی اوزبیك ذكر شده در «افغانستان در مسیر تاریخ»، یاد شده در منابع انگلیسی و هندی و امام وردی خطاط معرفی شده در “دایرة­المعارف آریانا” بایستی یك نفر باشند:

اول. هردو در كابل تولد و نشو و نما یافته و به عنوان «كابلی» یاد شده اند؛

دوم. زمان زنده­گی هردو هم‌زمان است. یعنی از اواخر حكومت سدوزایی ها تا اوایل حكومت امیرعبدالرحمن؛

سوم. امام وېردی (بېردی) مذكور در تاریخ غبار و منابع انگلیسی مبارزی سختكوش، ضد استعمار انگلیس و از رهبران جهاد استقلال و در نتیجه مخالف سرسخت انگلیس‌ها بوده است. امام وردی (بېردی) خطاط از این‌كه با فراریان هند هم‌راه با سردار محمد ایوب خان مخالف سرسخت انگلیس‌ها به هند رفته؛ لذا او نیز بایستی مخالف انگلیس‌ها بوده باشد.

چهارم. امام وردی معرفی شده در “دایرة­المعارف آریانا” مدتی ملازم شهزاده­گان امیر شیرعلیخان بوده و امیر نیز خود با انگلیس‌ها مخالف بود؛

پنجم. واژۀ «میرزا» در نام امام وېردی اول دو مطلب را در ذهن تداعی می‌كند: یكی، او باید منشی، نویسنده و خوش­خط بوده باشد. (به گمان قریب به یقین متن شبنامه را هم او باید آماده كرده باشد. برای این كار دلیل محكم همانا ذكر عبارت «میرزا امام وېردی مشغول جعل اسناد بود تا منافع انگلیس را صدمه بزند.» توسط هری رام گوپتاست، كه در بالا نقل شد.) دوی دیگر، او ممكن است منسوب به احفاد تیموریان یا بابریان در كابل بوده باشد، كه لقب “میرزا” در آن خاندان مرسوم بود.

به این ترتیب، با نظرداشت مشتركات و هم­مانندی‌های بسیار نزدیك یاد شده در بالا، می‌توان گفت كه میرزا امام وېردی (= بېردی= وردی) اوزبیك در كتاب “افغانستان در مسیر تاریخ“، ذكر شده در منابع انگلیسی و هندی و امام وردی (= وېردی= بېردی) خطاط در “دایرة­المعارف آریانا” و منابع پاكستانی به گمان غالب همه یك شخص باید باشند.

به هرحال، میرزا امام وېردی (بېردی) اوزبېك كابلی از سیماهای درخشان و از رهبران فعال و برجستۀ قیام‌های آزادی‌خواهی كشورما، مردی سیاسی و خبره و هنرمند استاد خطاطی نمایندۀ سزاوار افتخار مردم اوزبیك، تمام تورکان و مردم نجیب افغانستان در جهاد مقدس ضد استعمار انگلیس در سده های هجدهم و نوزدهم تاریخ افغانستان است.

از جزئیات زنده‌گی امام بېردی معلومات دقیق و زیاد در دست نیست. فقط همین معلوم است، كه او كابلی بوده و در كابل تولد و نشو نما یافته است. او مرد سیاسی فعال، آزادی‌خواه ناترس و نستوه، دشمن استعمارگران انگلیسی و از مشاوران سیاسی ارشد امیر دوست محمد خان و وزیر محمد اكبرخان بوده است. با به قدرت رسیدن امیر عبدالرحمن و آغاز پیگرد، شكنجه و آزار مبارزان ضد انگلیسی از سوی او، میرزا امام بېردی نیز با جمعی از هم‌رزمانش به هند فراری می‌شود و در شهر لاهور اقامت می‌گزیند. او دارای دو بعد سیاسی و هنری بوده است (مانند هم‌تبارش پروفیسور غلام محمد میمنه‌گی، كه هنرمند مشروطه خواه و ترقی طلب بود). در لاهور به فعالیت فرهنگی، به ویژه هنر خطاطی می‌پردازد و در این رشته به عنوان ایجادگر مكتب ویژه و استاد مسلم دارای شهرت و آوازه‌ی بلند می‌شود. او همانند دیگر آزادی‌خواهان فراری در هند، در عالم غربت، ولی با افتخارات جاودانه در شهر لاهور زنده‌گی  را پدرود می‌گوید. تاریخ وفات او را طارق مسعود مؤلف كتاب “پاكستان: چشم انداز تاریخی و فرهنگی” سال (1880 میلادی) در لاهور ذكر می‌كند. (ص 216) اما در “كتابشناسی هنر و معماری دنیای اسلام” چاپ مؤسسه بریل تحت شماره (4580) سال وفات او (1883م) نشان داده شده است. چون از تاریخ تولدش آگاهی نیست، لذا مدت عمر او نیز معلوم نیست. محل دفنش شهر لاهور است.

گفتنی است كه، با دریغ مؤرخان درباری و متعصب نام این شخصیت ممتاز و آزادی‌خواه كشور ما را در كتب تاریخ رسمی كشور، به ویژه كتب درسی مكاتب عمداً و جبراً از قلم انداخته اند. در حالی كه، مورخ آزادۀ میهن ما شادروان غبار نام میرزا امام وېردی (بېردی) را در قطار رهبران جهاد ضد استعمار؛ مانند میرمسجدی خان، نایب امین الله خان لوگری، اسكندرخان بامیزایی، وزیر اكبرخان وغیره به عنوان گردانندگان “چرخ انقلاب” ذكر نموده است. واقعیت موضوع را ما از سایر منابع، به ویژه منابع انگلیسی و هندی در سطرهای بالا نشان دادیم.

باید گفت كه تنها در سه دهه‌ی پسین با تشبث نگارندۀ این سطور مقالات و نوشته هایی مستقل و غیرآن در باره‌ی میرزا امام وېردی (بېردی) اوزبېك و كارنامه های او در مطبوعات كشور به نشر رسید. هم‌چنان، به سال (1368ش.) آن‌گاه كه هفتادومین سالگرد حصول استقلال افغانستان در سرتاسر كشور به طور باشكوهی تجلیل می‌شد، و شهر كابل با تصاویر و پُرتریت‌های بزرگ رهبران جهاد استقلال و مشروطه خواهان آزین می­یافت، نگارنده زنده­گینامه و كارنامه های تاریخی دو تن از شخصیت‌های تاریخی اوزبیك (تورك)­ كشور ما، یعنی میرزا امام وېردی (بېردی) اوزبیك و پروفیسور غلام محمد میمنه­گی را تهیه و از طریق محترم دكتور شرعی جوزجانی به كمیسیون مربوط سپرد. در نتیجه، پرتریت بزرگی از میرزا امام بېردی اوزبیك از سوی كمیسیون نامبرده تهیه و در میدان پشتونستان شهر كابل، در پیشتاق بنای وزارت مالیه نصب گردید.

گفتنی است كه كمیسیون مذكور پیشنهاد نگارنده را در مورد هنرمند فرهیخته، مبارز ترقی‌خواه و یكی از اركان مسلم جنبش مشروطه خواهی اول میهن ما پروفیسور غلام محمد میمنه­گی، كه عریضه مشروطه خواهان را هم او به جلال آباد نزد امیر حبیب‌الله برده بود، باوجود مستحق بودنش نپذیرفت. در نتیجه، پرتریت او در پهلوی هم‌رزمانش مانند عبدالرحمن لودین، میر قاسم خان، محمود طرزی وغیره قرارداده نشد! گویا این‌كه، كمیسیون برای توركان كشورما همان یك سهمیه را توانسته بود تحمل كند! و چشمان كور تعصب مانع از دیدن جایگاه والا و كارنامه درخشان شادروان پروفیسور غلام محمد میمنه‌گی در جنبش مشروطیت شده بود!!

گذشته از این، هنگام تألیف كتب درسی زبان اوزبیكی در ریاست انكشاف نصاب تعلیمی و تألیف كتب درسی وزارت معارف، با تشبث این قلم میرزا امام بېردی به عنوان شخصیت تاریخی نستوه با سیمای درخشان و انكار ناپذیر مبارزه علیه استعمار و هنرمند خطاط توانمند، شامل پروگرام درسی كتاب درسی زبان اوزبیكی صنف (هشتم) ساخته شد.

در این‌جا می‌خواهم به یك عمل زشت و تعصب‌آمیز تازه اشاره كنم:

یكی از سیاست ها و روش های نابه هنجار و زشت متعصبان تنگ نظر، مثله و تحریف تاریخ كشور و دستبرد به مندرجات كتب تاریخی و معلوماتی به نیت كثیف كتمان حقایق تاریخی است. از این شمار هم یكی تجدید چاپ اول “دایرة‌المعارف آریانا” به همین روش ناشایست و نابخردانه غیرعلمی از سوی كانونی است (اكادمی علوم جمهوری اسلامی افغانستان) كه می بایست حسب‌الوظیفه و نامش حامی علم و شیوه های علمی می‌بود. در سال های پسین اكادمی علوم جمهوری اسلامی افغانستان گویا دست به تجدید چاپ “دایرة‌المعارف آریانا” زده است. این تجدید نظر در پرتو نظام و شرایط دموكراتیك و ادعاهای پرطمطراق «وحدت ملی» و «برابری ملی» بایستی به دور از تعصبات و به ویژه تمایلات قومگرایی انحصارگرایانه، براساس احترام به حقوق و نقش همه اقوام و ارزش های ملی مشترك و حرمت به روح مبارزان مجاهد استقلال صورت می‌گرفت، كه با تأسف چنین نشده است. تجدید چاپ، به عوض غنی سازی واقعگرایانه و بی‌طرفانه، برعكس درواقع با شمار زیاد تحریفات، مثله‌ها و تفسیرهای نادرست برخی از آرتیكل‌های چاپ اول، به ویژه آرتیكل‌های مربوط به تاریخ و فرهنگ اوزبیكان و عموماً توركان است. چنان‌كه در چاپ نخست این اثر آرتیكلی با عنوان “امام وېردی” در جلد دوم وجود داشت و ما متن آن را در سطرهای بالا نقل نمودیم. ولی جای تعجب و تأسف است كه در چاپ جدید مثله‌گران و جعالان بیباك متعصب نام و آرتیكل “امام وېردی” را وقیحانه حذف و از پیكر “دایرة‌المعارف آریانا” مثله‌اش كرده اند. این كار زشت و غیرعلمی، در واقع بی حرمتی به گروه بزرگی از باشنده‌گان افغانستان- توركان و چشم پوشی از موجودیت آنان در این سرزمین آبایی شان است، كه از زمان های باستان در پاسداری و دفاع از استقلال و نوامیس ملی این سرزمین به عنوان میهن آبایی شان جانبازی كرده و در شگوفایی و پایه گذاری تمدن های بزرگ باستانی آن سهم و نقش گرانسنگ داشته اند.

مرتكبین وقیح این كار زشت، با این عمل خود یك بار دیگر بی پایه بودن ادعا های “وحدت ملی” و نیات چركین فاشیستی خود را در برابر مردم شریف افغانستان و تاریخ به نمایش گذاشتند. ولی باید به خاطر داشت كه، تاریخ واقعی و اذهان مردم نام نامیرای مجاهدان حقیقی استقلال همچون میرزا امام بېردی اوزبیك را همیشه زنده نگه می دارد. روان تمام مبارزان حقیقی استقلال كشورمان شاد باد!

یادآوری: این نبشته اساساً برپایه معلومات كتاب زیر در مورد میرزا امام بېردی اوزبیك به علاوه برخی معلومات تازه انترنتی آماده شده است:

برگ هایی از تاریخ اوزبیكان افغانستان“، تألیف محمد حلیم یارقین.

 

مأخذ های انگلیسی:

  1. Robert Johnson, The Afghan Way of War: How and

Why They Fight?, Oxford University Press, 2011, p 77

  1. William Hough, W.H. Allen and Company, 1841, p

413-14

  1. Sir Vincent Eyre, The Military Operations at Cabul:

Which Ended in the Retreat and Destruction of the

British Army, January 1842, With a joumal of

Imprisonment in Afghanistan, John Murray, 1843, p

270.

  1. Mohan Lal, Life of the Amir Dost Mohammed Khan; of

Kabul, Volume 2, Longman, 1846, p 366, 367, 382.

  1. MohanaLāla (Munshi), Travels in the Panjab,

Afghanistan, Turkistan, to Balk, Bokhara, and

Herat: And a Visit to Great Britain and Germany,

W.H. Allen&Company, 1846, p 474.

  1. Mohan Lal, Life of the Amir Dost Mohamma Khan of

Kabul: His Political Proceedings Towards the

English, Russian and Persian Governments,

Including the Victory and Disasters of the British

Army in Afghanistan. By Mohan Lal, Esq, Volume1,

p16.

  1. Hari ram GuptaU Panjab, Central Asia, and the First

Afghan War: Based on Mohan Lal’s Observations,

2, reprint, Publication Bureau, Panjab University,

1943, p 200, 207, 228.

  1. Christine Noelle, State and Tribe in Nineteenth-

Century Afghanistan: The Reign of Amir Dost

Muhammad Khan (1826-1863), یادداشتهای نهایی شماره 191

  1. Tariq Masud, Pakistan: a historical and cultural

Panorama, Al-Waqar Publishers, 1989, p217-218

  1. BRILL, Bibliography of Art and Architecture in

the Islamic World (2 Vol. Set), p 155.

  1. Khvurshid AlamGauhar,Pearls of Calligraphy:

The Sacred Art of Islam, Illustrated, Sang-e-Meel

Publications, 2005

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *