اوزبیک‌ها؛ قوم فراموش شده‌ در بدخشان

دانش آموزان اوزبیک بدخشان از آموزش زبان اوزبیکی محروم اند

محمد عالم کوهکن

اوزبیک‌های بدخشان

بدخشان، سرزمین کوهساران سربه فلک کشیده‌ای است که بزرگ‌ترین و معروف‌ترین معدن سنگ قیمتی چون لاجورد را در دل خود جا داده است. دریای پر آب کوکچه چون شاه‌رگ خروشان زنده‌گی همواره برای مردم بدخشان مایۀ حیات و نشاط بوده است و پیوسته در مسیر خود از پامیر تا آمو جریان دارد؛ بدخشان گهواره و مأمن انسان های با غرور و سربلند، مبارزین آزادی‌پسندو عدالت‌خواهی است که برای آزادی، سرفرازی و توسعۀ کشور، برابری، رفاه و بهروزی مردم بی امان مبارزه کرده اند و در راه تحقق آرمان بزرگ انسانی خویش از جان و زندگی گذشته اند.

بدخشان طبیعت کوهستانی و خشن دارد. زمستان طولانی مدت، برف‌باری های پی‌هم و دیگر آفات طبیعی از یک‌سو مردم این ولایت را سرسخت و مقاوم بار آورده و از سوی دیگر کماکان از آن‌ها قربانی می‌گیرد. حکومت های گذشته به توسعه و رفع نیاز های زنده‌گی این ولایت توجه چندانی نداشته اند. امراض، قحطی، بیکاری، نبود منابع مناسب برای تداوم حیات و بی پروایی زمامداران کشور برای بهبود زندگی مردم دشمنان بالقوه و بالفعل مردم بدخشان بوده است.

در 18 سال پسین قدم های عملی برای توسعه‌ی بدخشان آغاز شد. ساخت سرک اسفلت که شهر فیض آباد را به کابل وصل می‌کند، تأسیس مراکز علمی و آموزشی، آغاز کار بند برق بالای دریای کوکچه را می‌توان از جمله‌ی دستاود های مهم در این ولایت به حساب آورد. 

تاریخ گواه حکومت ها و خان نشینی های مستقلی در بدخشان نیز بوده که تجربه‌ی حکومتداری و سیاست‌ورزی را برای مردم این خطه به میراث گذاشته اند.

در بدخشان از گذشته های دور تا امروز اقوام مختلف با فرهنگ های غنی در کنار هم زندگی برادرانه دارند. تاجیک‌ها، اوزبیک‌ها، شغنی‌ها و قیرغیز ها و دیگر اقوام پامیری باشنده های اصلی این سرزمین به شمار می‌روند که در دره ها و کوه پایه های بدخشان در کنار هم زندگی صمیمی و دوستانه دارند.

اوزبیک ها دومین قوم بزرگ بدخشان است که در شهر فیض آباد و مناطقی چون ارگو، درایم، تیشکان، کشم، جرم، بهارک، یفتل بالا، یفتل پایان، خاش، شهر بزرگ، ارغنج‌خواه، وردوج و مناطق دو طرف دریای کوچه زندگی می‌کنند. بیشترین اهالی ارگو را اۉزبیک ها تشکیل می‌دهند و این ولسوالی پر نفوس‌ترین ولسوالی این ولایت به شمرده می‌شود. 

اوزبیک‌ های بدخشان مانند دیگر اقوام این ولایت مردم محروم و مظلومی بوده اند که امروز نیز از محرومیت آن ها کاسته نشده است. تعصب و بی مهری حکومت ها سبب شده است که اوز بیک های بدخشان از اساسی‌ترین حقوق انسانی شان چون حق تعلیم به زبان مادری، شرکت در امور حکومتداری و دست‌رسی به رفاه اجتماعی بی بهره باشند.

در اداره های حکومت محلی کادر های اوزبیک بدخشان کمتر حضور دارند. این مسأله سبب نا رضاییتی این قوم بزرگ از حکومت محلی و مرکزی شده است.

بنا به تعصبات قومی بدخشان که نفوس قابل ملاحظه‌ی آن را اۉزبیک ها تشکیل می‌دهند تا هنوز یک ولایت اوزبیک نشین به شمار نمی‌آید. متأسفانه چنین ذهنیت غیر منصفانه امروز هم در اذهان زمامداران حاکم است. 

در زمان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان آموزش به زبان اوزبیکی در مناطق اوزبیک نشین راه اندازی و تطبیق شده بود. اما بدخشان شامل این برنامه نبود. زیرا بدخشان را ولایت اوزبیک‌نشین نمیقبول نداشتند. ‌و این چشم بوشی از یک واقعیت آشکار و آفتابی است.   

آموختن زبان اوزبیکی حق‌قانونی

 فرزندان اوزبیک های بدخشان

وزارت معارف افغانستان به اساس حکم قانون اساسی کشور از یک و نیم دهه به این‌سو تدریس زبان اوزبیکی را شامل نظام درسی مکتب های مناطق اوزبیک نشین کرده است و این روند با وصف همه عیب و نقص آن ادامه دارد. اما بدخشان از معدود مناطقی شمرده می‌شود که برای فرزندان اۉزبیک ها آموزش زبان مادری شان تدریس نمی‌شود.

یک تن از آموزگاران اوزبیک در یکی از مکتب های بدخشان که بیشترین متعلمین آن را فرزندان اوزبیک های محل تشکیل می‌دهند، گفت که در آن مکتب تعداد محدودی از کتاب های زبان اۉزبیکی تا صنف پنجم آورده شده است. اما به نسبت نبود ساعات درسی مشخص برای تدریس مضمون زبان اوزبیکی، کتاب ها در تحویلخانه‌ی مکتب نگه‌داری می‌شوند. او، نبود معلمان مسلکی برای آموزش زبان اوزبیکی را عامل دیگری می‌داند که تا هنوز مانع آغاز تدریس زبان اوزبیکی در مکتب های مناطق اوزبیک نشین این ولایت شده است.

چرا کم از کم در پانزده سال گذشته فرزندان اوزبیک های بدخشان از نعمت آموختن زبان اوزبیکی محروم شده اند؟

چرا مکتب های مناطق اوزبیک ها در این ولایت با کتاب های زبان اوزبیکی و آموزگاران مسلکی تأمین نشده اند و چرا تدریس زبان اوزبیکی شامل نصاب تعلیمی مکتب های بدخشان که بیشترین دانش آموزان آن ها را فرزندان اوربیک ها تشکیل می‌دهند، نشده است؟

در برابر این چرا ها رهبری وزارت معارف باید پاسخ بدهد.

در سال های گذشته شخصی به نام دوکتور اسدالله محقق جهانی که خود اوزبیک بدخشانی است، مسوولیت معینیت نصاب تعلیمی وزارت معارف افغانستان را عهده دار بود. او حالا نیز به صفت مشاور در این وزارت کار می‌کند. ایشان باید در برابر هم‌شهری های اوزبیک بدخشانی خود پاسخ بدهند که چرا برای تحقق حکم قانون اساسی کشور وظایف و رسالت خودرا انجام نداده است.

وزارت معارف افغانستان در سال های گذشته کم‌ترین توجه را به مسأله‌ی تدریس زبان اوزبیکی داشته است. در سال های نخست حکومت آقای حامد کرزی یک بار تا صنف چهارم و بعد تا صنف ششم کتاب های زبان اوزبیکی به تیراژ اندک به چاپ رسانید. دانش آموزانی که در مکاتب شان تا صنف ششم زبان اوزبیکی خوانده بودند به نسبت نبود کتاب درسی در صنف های بالا از ادامه‌ی آموختن زبان مادری شان محروم شدند.

 اوزبیک های بدخشان از وزارت معارف افغانستان می‌خواهند به این مشکل حیاتی آن ها توجه کند:

  1. تدریس زبان اوزبیکی در نصاب تعلیمی مکتب های که در آن دانش آموزان اوزبیک مشغول آموزش استند، گنجانیده شود.
  2. کتاب های زبان اوزبیکی به تیراژ بلند چاپ و در دسترس دانش آموزان قرار داده شود و کتاب های زبان اوزبیکی که در انبار های مکتب های بدخشان زندانی اند، به دانش آموزان توزیع شود.
  3. برای مکتب های که در آن دانش آموزان اوزبیک مشعول تعلیم استند، بست های اختصاصی برای معلمین زبان اوزبیکی ایجاد و معلمین مسلکی استخدام شوند.
  4. به آموزش معلمان مسلکی زبان اوزبیکی در دارالمعلمین ولایت بدخشان توجه شود و مشکلات دیپارتمنت زبان اوزبیکی در این مؤسسه‌ی تحصیلی برطرف شود.
  5. وزارت تحصیلات عالی در جنب فاکولته‌ی ادبیات پوهنتون بدخشان به تأسیس دیپارتمنت زبان و ادبیات اوزبیکی اقدام کند.  
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *