نیروی انسانی تحصیل کرده، بنیادی‌ترین عامل توسعه

محمد اسماعیل تیمور

بر مبنای آمار انتشار یافته از سوی وزارت تحصیلات عالی افغانستان، تعداد جوانان راه یافته به دانشگاه های دولتی و خصوصی در سال روان، به بیشتر از 265 هزار تن می‌رسد که از این شمار 61 هزار به موسسات تحصیلات عالی و بیش از 15 هزار تن به موسسات نیمه عالی و 77 هزار و 718 تن دیگر به موسسات تحصیلات عالی خصوصی جذب شده اند.

با ایجاد اولین مکتب در زمان امیر شیرعلی خان در دو بخش حربی و ملکی تعلیم و تربیه‌ی نوین در کشور آغاز، و با تاسیس مکتب حبیبیه در دوران امیرحبیب‌الله خان درسال 1282 هجری این پروسه قوام می‌گیرد . و در دوره های بعدی به شمار این مکتب‌ها در کابل و دیگر ولایت های کشور افزوده می‌شود. تعلیمات در همه‌ی این دوره ها به ویژه دوره‌ی ابتداییه اجباری است که تا نیمه‌ی سده‌ی پیش هم این اجبار وجود داشته است.

در سال 1291 اولین موسسه‌ی تحصیلی عالی به سویه‌ی دارالمعلمین در کابل ایجاد می‌شود که دوسال بعد، در نخستین دور 45 تن از این مرکز سند فراغت به دست می‌آورند.

امروز با  وجود ادامه‌ی جنگ فرسایشی چهل ساله و پیامد های ناگوار آن – بیکاری، فقر، فساد و ده ها  عامل باز دارنده‌ی دیگر علاقمندی به آموزش و پرورش و کسب دانش سیرِ روبه بالا دارد.

حضور گرم  نسل جوان که نیروی محرکه و فعال جامعه را برای آینده تشکیل می‌دهند، در موسسات تعلیمی و تحصیلی محسوس و قابل لمس است. تلاش برای کسب دانش و مهارت های مسلکی، در میان جوانان شکل یک سفربری عمومی را گرفته است.  و سال به سال شماره گان دانش آموخته‌ها روبه افزایش است.

نیروی انسانی تحصیل کرده، یکی از بنیادی‌ترین عامل توسعه‌ی تولیدی و اقتصادی است که می تواند زمینه های توسعه‌ی پایدار کشور را فراهم سازد.

در حال حاضر وجود یک چنین نیروی سازنده نویدبخش یک افغانستان شگوفا، آزاد و آباد و ایستاده به پای خود در آینده است، مشروط بر این‌که حکومت های امروز و فردا قادر باشند با برنامه‌گذاری های بنیادی، از تمام عوامل نیروی انسانی موجود به نحو مؤثری به سود تولید و توسعه‌ی کشور بهره جویند. و این در حالی است که ، بیکاری به یک مساله‌ی حاد و مزمن در جامعه‌ی امروز بروز کرده است که  پیامد آن با هزاران مصیبت دیگر همراه و بلکه بحران زاست .

کتله وسیعی از جوانان دانش آموخته با صد ها امید و آرزو امروز به دنبال پیدا کردن کار استند.

شغل خود وسیله‌یی است که از یک‌سو فرد را به صحنه‌ی فعالیت های اقتصادی اجتماعی می‌کشد. باعث استمرار و انسجام جامعه می شود و از سوی دیگر برای جوانان هویت اجتماعی بخشیده،نیاز های مادی و معنوی آن‌ها را بر آورده می‌کند.

با توجه به هزینه های هنگفتی که همه ساله هم دولت و هم خانواده ها برای تحصیل قشر جوان صرف می‌کنند ، الزامی است که به باز دهی و پیامد های آن نیز توجه شود، نه این که  هر روز به شمار بیکاران افزوده شده و جامعه به جای ترقی و پیشرفت  متحمل هزینه های بی حاصل شود.

حکومت باید در برابر آینده‌ی شغلی دانش آموخته‌ها و هزینه های فراوانی که برای تحصیل دانشجویان هزینه می‌شود، پاسخگو باشد.

آیا وقت آن نرسیده است که با دقت بیشتری به جذب سرمایه های انسانی در راستای تولید و توسعه‌ی  کشور پرداخته شود؟

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *