بحث حکومت موقت یک فکر خام و هوس بچه‌گانه است

گفت‌وگوی اختصاصی هفته‌نامه اولوس با استاد البرز 

گفت‌وگوگردان: الیاس طاهری

فیض‌الله البرز، 70 سال سن دارد و زاده‌ی ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب است. وی در تحولات سیاسی افغانستان؛ به‌ویژه در گذشته نقش مهمی ایفا کرده و اکنون نیز علاقه‌ی زیادی به سیاست دارد. آقای البرز همواره پیرامون مسایل کلان سیاسی کشور، ابراز نظر می‌کند.

استاد البرز، مدتی بعدتر از کودتای هفت ثور 1357 به عنوان شاروال در ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب تعیین شد و مدتی در این سمت کار کرد.

آقای البرز در سال 1359 به‌حیث والی فاریاب تعیین می‌شود و نزدیک به دو سال این ولایت را رهبری می‌کند و بعد از آن نیز با آمدن تحولات در کشور، او به‌عنوان کسی که تجربیات و اندوخته‌های سیاسی زیادی داشت، در سمت‌های مختلف دولتی کار می‌کند.

به گفته‌ی استاد البرز، او با دوستان و هم‌فکرانش تمامی تلاش‌های‌شان را برای مبارزات دموکراتیک و فعالیت‌های روشنگرانه در جامعه انجام می‌داده و به این باور بودند که مبارزات دموکراتیک و داشتن یک جامعه‌ی دموکراتیک یک نیاز اساسی است و این کار، بدون روشن‌گری و بسیج مردم ممکن نیست.

در شرایطی که مذاکرات صلح افغانستان وارد مرحله‌ی حساس خوده شده و به تازگی مذاکرات امریکا با گروه طالبان به بن‌بست خورده، هفته‌نامه اولوس یک روز پیشتر از اعلام توقف مذاکرات امریکا با طالبان، گفت‌وگویی را پیرامون روند مذاکرات صلح افغانستان، با آقای فیض‌الله البرز انجام داد که در ذیل آن را خواهید خواند:

 

پرسش: ایالات متحده و طالبان مذاکرات نفس‌گیر نه ماهه انجام دادند و نتایج این گفت‌وگوها که در قالب یک مسوده آماده شده و تاحال به بیرون درز نکرده‌است. این موضوع نگرانی‌هایی را مبنی به احتمال برگشت دوباره‌ی امارت طالبانی ایجاد کرده، شما چه فکر می‌کنید؟

تشکر از شما. بلی، دنیا و مردم افغانستان می‌دانند که خلیل‎‌زاد نماینده‌ی ایالات متحده امریکا، با گروهی از طالبان در قطر مذاکرات طولانی داشتند و مسوده‌یی را تدارک دیدند. همان‌طور که شما گفتید، امریکا و متحدین‌اش سال‌های زیادی است که در افغانستان حضور دارند و طالبان در افغانستان تحت عنوان امارت اسلامی افغانستان حاکم بودند، در نتیجه شکست خورده و متواری شدند. بالاخره طالبان تجدید قوا کرده و وارد افغانستان شدند. طالبان با نیروهای نظامی افغانستان داخل جنگ هستند و تلفات می‌رسانند. خود طالبان هم ضایعات زیاد می‌دهند. مردم بی‌گناه و ملکی افغانستان زیان‌های جبران‌ناپذیری را متقبل می‌شوند. افغانستان عملاً در کام یک جنگ داخلی است. اینکه نگرانی‌هایی به وجود آمده که گویا طالبان دوباره بر می‌گردند و یا افغانستان به جنگ داخلی می‌رود، سوالاتی است که واقعاً پیش مردم مطرح است. این برای مردم نگران‌کننده است. اما من فکر می‌کنم که این توافق‌نامه اگر امضا هم شود که متن‌اش را در رادیو و تلویزیون خواندند، در صورتی که طالبان تضمین کنند که به امریکا و متحدین‌اش صدمه نرسد، ایالات متحده امریکا نیروهای نظامی‌اش را طبق زمان‌بندی از افغانستان فرا می‌خواند. این تفاهمنامه بعد از ملاحظات رییس‌جمهور ترمپ اگر امضا شد، من فکر نمی‌کنم که افغانستان را بی‌ثبات تر بسازد و یا اینکه افغانستان به کام جنگ‌ داخلی برود.

نگرانی‌ها بیشتر این است که متن سندی که بین خلیلزاد و نمایندگان طالبان آماده شده، تضمین کننده‌ی ثبات و توقف جنگ در افغانستان نیست. فکر نمی‌کنید نگرانی‌ها از شروع یک جنگ داخلی دیگر به‌جا باشد؟

چرا؟ اگر این توافقنامه عملی شود، دیگر در افغانستان جنگی وجود ندارد. ادعای طالبان همین است که امریکا آمده و افغانستان را اشغال کرده‌است. طالبان علیه امریکا می‌جنگند. اگر طالبان به امریکا بگویند که شما از افغانستان بیرون شوید و تضمین بدهند که ما جنگ نمی‌کنیم، امریکا بیرون می‌شود. تا ابد که در افغانستان نمی‌ماند. اگر این توافق‌نامه تحقق پیدا بکند، من خوش‌بین هستم که در افغانستان جنگ داخلی ختم می‌شود. نه‌تنها افغانستان به کام یک جنگ داخلی بیشتر فرو نمی‌رود؛ بلکه از این باتلاق و از این جهنم بیرون می‌شود.

اما شما می‌دانید که گروهی از دیپلماتان امریکایی ابراز نگرانی کرده‌ و گفته‌اند به طالبان اعتماد نمی‌شود.

اینکه به طالبان اعتماد نمی‌شود، مسئله‌ی دیگری است. اینکه طالبان یا جوانب دیگر قابل اعتماد است یا نیست، به توافق‌نامه وفادار می‌ماند یا نه، این یک بحث دیگر است. گذشت زمان به این جواب می‌دهد. بحث این است که همین متن توافق‌نامه که گویا طالبان تضمین می‌کنند که از خاک افغانستان بار دیگر به منفعت امریکا و متحدین‌اش ضرر نمی‌رسد و امریکا هم می‌گوید که از افغانستان بیرون می‌شوم- بحث بر سر توافق‌نامه است. اگر توافق‌نامه تحقق پیدا کند و دوطرف صادق باشند، به نظر من افغانستان را از جهنم جنگ داخلی بیرون می‌کند. البته نگرانی‌های مردم هم به‌جا و حیاتی است. ولی اینکه طالبان غیرقابل اعتماد استند، شاید در میان طالبان یا گروه‌های بیرون از طالبان کسانی باشند که به منفعت امریکا و متحدین‌اش صدمه برسانند؛ ولی وقتی که طالبان تضمین می‌کنند که جلو آن‌ها را می‌گیرند، ایالات متحده امریکا هم باید به‌خاطر صلح و آرامی مردم، قطعات خود را از افغانستان بیرون بکشد. سیاست‌مداران امریکا، دنیا و افغان‌ها هرچه که بگویند- نظرشان است، می‌گویند. ولی حقوقاً و اصولاً باید برای ختم جنگ افغانستان یک راه تفاهم به وجود بیاید. جنگ که راه‌حل نیست. تا چند سال می‌جنگند؟ مردم افغانستان را تا چند سال دیگر این‌ها به قتل می‌رسانند؟ اقتصاد و فرهنگ افغانستان، ادارات دولتی، مراکز بهداشتی و آموزشی چه‌قدر صدمه دیده است. مردم از یک جای به جای دیگر رفته نمی‌توانند. فعالیت‌های تجاری مشکل شده‌است. تمام تاوان این‌ها را مردم می‌پردازند. تا کی این جنگ را ادامه می‌دهند؟ به این خاطر از نظر من قابل نگرانی نیست.

روشی که برای مذاکره با طالبان روی دست گرفته شده، آیا فکر نمی‌کنید که باعث مشروعیت بخشیدن به این گروه در سطح بین‌المللی شده‌است؟

ببینید اینجا دو مسئله است. یکی، مسئله‌ی «مشروعیت» بخشیدن و یکی بحث «حضور» است. کل دنیا و مردم و افغانستان می‌بینند که طالبان به حیث یک نیروی ضد دولتی، جنگ‌جو و خراب‌کار در افغانستان حضور دارند. این را کسی پنهان کرده نمی‌تواند. ایالات متحده امریکا، حضور طالبان در افغانستان را می‌پذیرد. به آن‌ها شرایطی گذشته و توقعاتی دارد و در برابر توقعات خود تعهداتی می‌کند که از افغانستان بیرون می‌شوم. از نظر من، این به‌معنای مشروعیت بخشیدن و یا برگرداندن دوباره‌ی امارت اسلامی در افغانستان نیست. به‌معنای این است که واقعیت‌های سرسخت جامعه‌ی افغانستان باید ملاحظه شود. تعدیل شود. بالاخره برای خروج از این وضعیت کشنده که خیلی نَفَسِ مردم افغانستان را به تنگ آورده، پیدا شود.

شما گفتید که جنگ راه‎‌حل نیست و باید از هرطریقی که می‌شود برای ختم جنگ راه‌حل پیدا شود. به نظر شما طالبان به صلح باور دارند؟

این مهم نیست. شما تاریخ جهان طی صد یا پنجاه سال اخیر را ببینید، جنگ‌هایی که در کشورهای عربی، افریقا و امریکای لاتین شده، بالاخره این جنگ‌ها در یک نقطه‌یی رسیده که از آن‌جا آشتی و صلح به‌وجود آمده. در افغانستان هم ما به همین عقیده هستیم. چهل سال است که در افغانستان جنگ است. این جنگ نه‌تنها که هیچ مشکلی را در افغانستان حل نکرد؛ بلکه به گره کور گذشته افزود. امروز ما در مرحله‌یی هستیم که تمام نیروهای سیاسی از راست و چپ، دوطرف جنگ و حتا کشورهای دیگر همه خواهان صلح استند. برای اینکه همه از وضعیت کنونی خسته شده‌اند. شما فکر می‌کنید که طالبان خسته نشده‌اند؟ خسته شده‌اند. آن‌ها هم هر روز کشته می‌شوند. آن‌ها هم هر روز از مردم بی‌چاره با فشار زیاد سربازگیری می‌کنند و به قربانی می‌فرستند. مگر مردم افغانستان یک روزی از این‌ها پرسان نمی‌کنند؟ خسته استند. به این خاطر من خوش‌بین استم که بالاخره یک راه صلح‌آمیز برای حل بحران افغانستان و کشیدن مردم افغانستان از این منجلاب خفقان به وجود می‌آید.

اما این صلح به چه قیمتی باید به دست بیاید؟

این را نمی‌فهمم. این را هیچ‌کس پیش‌بین شده نمی‌تواند. هنوز ما در آغاز کار صلح‌آمیز قرار داریم. بعد از این توافقنامه مذاکره دولت افغانستان و نیروهای سیاسی صلح‌خواه با طالبان آغاز می‌شود. این‌ها شرایطی می‌گذارند، تفاهم می‌کنند. از حالا پیش‌بینی نمی‌شود. تنها این فهمیده می‌شود که مردم بی‌گناه افغانستان ضرر نبینند، انسان‌ها کشته نشوند، سرک‌ها تخریب نشوند، مکاتب به آتش کشیده نشوند، دروازه‌های مکاتب بسته نشوند، مراکز بهداشتی مسدود نشوند و به همین ترتیب ارزش‌های زیادی است که باید طرف‌های گفت‌وگو روی آن به تفاهم برسند.

طالبان یک طالبان قشر متحجر و واپسگرا استند و صلح مسئله‌ی حیاتی برای افغانستان. آن‌ها می‌خواهند باورهای خود را بر نظام و مردم تحمیل کنند. از دید شما در حال حاضر نیروهای مترقی و دموکرات برای مقابله با طالبان به چه نیاز دارند؟

ببینید، ما بسیار تنگ می‌بینیم. به نظر من این‌طور نیست. همین‌طور که ما طالبان را متحجر می‌گوییم و محکوم می‌کنیم، طالبان هم به دولت و جناح مخالف‌اش یک سلسله اتهامات وارد می‌کنند. صلح یک کار داوطلبانه نیست. طالبان ناگذیر اند. از طریق جنگ هیچ‌چیزی به دست آورده نمی‌توانند. دولت افغانستان هم با تشدید جنگ هیچ‌چیزی را حل کرده نمی‌تواند. ما می‌بینیم. بناءً افکار صلح‌آمیز خودش ناشی از یک جبر و ناشی از محدودیت‌هایی است که برای آن‌ها ایجاد شده‌. طالبان به دلخواه خود و رضاکارانه و انسان‌دوستانه وارد صلح نمی‌شوند. به این خاطر ما باید بدانیم که افکار مردم افغانستان و جهان از جنگ بیهوده‌ی افغانستان که برای هیچ‌وپوچ است، خسته شده‌اند و باید از این راه برآید. خود طالبان خسته‌اند. مگر می‌شود که یک گروه جنگی افکار عامه چه در داخل و چه در بیرون را رعایت نکند؟ خیلی‌ها بدبینانه می‌گویند که پاکستان از تشدید جنگ در افغانستان لذت می‌برد و خوش می‌شود. از نظر من چنین نیست. آیا پاکستان از این مشکل صدمه نمی‌بیند؟ مثلاً آینده‌اش با مشکلات زیاد مواجه نیست؟ است. صلح، افکار صلح‌خواهانه و اقدامات صلح‌خواهانه در افغانستان از شرایط طاقت‌فرسای عینی حاکم در افغانستان منشاء می‌گیرد. ما نباید با تحلیل‌های سطحی به این موضوع بپردازیم. خیلی‌ها تحلیل سطحی می‌کنند. شما به هرجا بروید همین بحث است که طالبان، جنایت‌کار و خون‌ریز است. ولی اصلاً مشکل و موقعیت طالبان را از دید دیگر نمی‌بینند. جبراً شرایط عینی برای هر دوطرف حکم می‌کند که باید از راه جنگ کنار بروند و یک راه صلح‌آمیز را پیدا کنند. طالبان در افغانستان بیایند و به‌حیث یک حزب سیاسی کار کنند، مبارزه کنند و از حق قانونی خود استفاده کنند. به طرف انتخابات بروند، رأی بگیرند و حاکم شوند. این راه برای آن‌ها مسدود نمی‌شود. همین‌طور طالبان هم جلو دولت و احزاب دیگری که افکار مخالف آن‌ها را دارند و مطابق قانون فعالیت سیاسی می‌کنند، گرفته نمی‌توانند.

بگومگوها و گاهاً تحلیل‌هایی از ایجاد حکومت موقت نیز است، تحلیل و برداشت شما از این بحث چیست؟

حکومت موقت، بحث امروز و دیروز نیست. من یک‌ونیم یا دو سال پیش هم می‌دیدم که عده‌ای از تنظیم‌های سیاسی دور هم جمع می‌شدند و در این باره صحبت می‌کردند. حتا طرحی را برای حکومت موقت ساخته بودند. ولی اگر ما به تاریخ افغانستان مراجعه کنیم، 19 سال پیش نیروهای خارجی به سردمداری امریکا وارد افغانستان شدند. حکومت موقت تشکیل شد. آقای کرزی رییس این حکومت بود. بعدها هم دوره‌ی انتقالی شد و به تعقیب آن انتخابی. طی همین 19 سال، مردم، دولت افغانستان و جامعه جهانی، تلفات و قربانی‌های زیادی دادند. مگر جامعه‌ی جهانی، دولت و مردم افغانستان آماده استند که این بازی مسخره و پردرد را دوباره تکرار کنند؟ من چنین فکر نمی‌کنم. این یک آوازه است. خیلی‌ها که به این بحث خوشبین‌اند، فریب طالبان را خورده‌اند. طالبان برای سقوط دولت اشرف‌غنی و همچنان برای از هم‌پاشیدن این دولت، کسانی را پیدا کرده و تحریک می‌کنند که حکومت موقت تشکیل شود. ولی طالبان بازی می‌کنند با این‌ها.

طالبان اگر یکی از سیاسیون معامله‌گر را به قدرت برسانند، برطرف کردنش هم آن‌قدرها مشکل نیست. حالا تنها بحث از اشرف‌غنی و حکومت موقت نیست. ما یک دستگاه بسیار پیچیده‌ی نظامی داریم. اردو داریم، پولیس داریم، امنیت ملی و همچنان خیزش‌های مردمی داریم. همین‌اکنون دولت کنونی این‌‎ها را با خود دارد و سوق و اداره می‌کند. سرنوشت این‌ها چطور می‌شود؟ نمی‌شود که کل نیروهای نظامی را جمع کرده و به دریای آمو پرتاب کنند، این‌گونه که نمی‌شود. به این خاطر، از نظر من تشکیل حکومت موقت یک فکر خام و یک هوس بچه‌گانه است. اگر هرکسی از نیروهای داخلی و خارجی با جبر هم این را بقبولانند، آن‌ها دچار یک خطای بزرگ و نابخشودنی می‌شوند. بیایند زیر چتر همین نظام که زندگی صلح‌آمیز شروع شود. در انتخابات اشتراک کنند، هرکسی که برای آینده‌ی افغانستان از راه‌های مختلف ترقی و پیشرفت می‌خواهند، بیایند وارد یک رقابت صلح‌آمیز شوند. از طرف دیگر این هم ممکن نیست که در اولین مرحله نیروهای اصیل ملی و دموکراتیک به صحنه بیایند. وضع بسیار پیچیده شده‌است. شاید در مرحله‌ی اول مثلاً افراد جنگ‌جو، تفنگ‌دار و زورگو که تا به‌حال بر سرنوشت مردم حاکم استند، وارد میدان شوند. اما تا جایی که دیده می‌شود، این‌ها هیچ کاری نکرده‌اند/ نتوانسته‌اند و بعد از این هم کاری کرده نمی‌توانند. شما فکر می‌کنید همین باندهایی که به نام‌های قومی و دینی – مذهبی و منطقه‌یی شکل گرفته، هر روز از قبرستان نیرو می‌گیرند، این‌ها هر روز پشت خود قبرستان‌ها را می‌گذارند، این‌ها تحت هر عنوانی که بیایند، نمی‌توانند جامعه افغانستان را به سوی ترقی رهبری کرده و حاکمیت ملی افغانستان را پاسداری کنند.

حکومت افغانستان همیشه گفته که در مذاکرات صلح با طالبان، نظم جمهوری خط سرخ‌اش است. طالبان هم بدون شک چانه‌زنی خواهند کرد که امارت اسلامی خود را به جانب مقابل بقبولانند. حکومت افغانستان و هیأت مذاکره کننده‌اش چه‌گونه کار کنند تا جمهوریت حفظ شود؟

شما در جامعه‌ی جهانی و کشورهای اسلامی ببینید. بسیار کشورهای کم استند که دارای نظام امارت اسلامی هستند. افغانستان، بعد از داووخان تقریباً سه دهه است که صاحب نظام جمهوری است. معنای جمهور، مردم و توده است. دولت جمهوری، دولت مردم است. دولت امارت، دولت یک امیر اسلامی است. جمهوریت که به‌معنای ضداسلامی بودن نیست. در جامعه‌یی که مذاهب و زبان‌ها زیاد است و حتا این مردم تأریخ‌های متفاوت دارند، این سبب نمی‌شود که حق حاکمیت از مردم سلب شود. به این خاطر هیچ راهی نباید غیر اینکه از نظام جمهوریت حمایت شود، وجود داشته باشد. هرگونه بحث دیگر از نظر من خطاست و برای مردم افغانستان هم قابل قبول نیست. یادتان باشد زمانی که طالبان به قدرت رسیدند و امارت اسلامی را اعلام کرده بودند، تمام اداره‌های دولتی به مسجد تبدیل شده بود. تلویزیون، رادیو و بسا از مظاهر تمدن معاصر اصلاً سرکوب و خفه شدند. مگر می‌شود در این عصر و در این شرایط، زنان از حقوق شان محروم شوند؟

ولی جامعه‌ی جهانی یا مثلاً آرمان‌های سرکوب شده‌ی مردم افغانستان نمی‌پذیرند و دیگر به عقب بر نمی‌گردند. عقب برگرداندن، زور و کشتار و شلاق زدن کار دارد. این ظلم است برای مردم افغانستان. «جمهوری» دست‌آورد تأریخی مردم افغانستان است. مردم افغانستان برای «جمهوریت» قربانی بزرگی داده‌اند، تلفات زیادی را متقبل شده‌اند و نباید این مسئله قابل بحث باشد. به هرحال، من فکر می‌کنم که افکار جهانی به نفع جمهوریت است. نیروهایی هستند که متأسفانه امروز در افغانستان پراکنده استند؛ اما این‌ها یک روزی فعال شده و از جمهوریت دفاع می‌کنند. مردم افغانستان یک روزی بیدار می‌شوند و پیشرفت را می‌پسندند، زندگی را دوست می‌دارند؛ زندگی و ترقی را دوست داشتن، به‌معنای ترک عقاید دینی شان نیست. بگذارند مردم مسلمان افغانستان صاحب یک زندگی مرفه شوند و در حیات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شان سهم بگیرند. در یک کلام، جمهوریت همین را افاده می‌کند. به این خاطر، اشرف‌غنی حق به جانب است که «جمهوریت» خط سرخ مردم افغانستان است.

تشکر از شما جناب استاد البرز.

تشکر از شما هم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *