نه مسکو نه تهران؛ منزل مقصود اینجاست

الیاس طاهری

پس از آن که دونالد ترمپ رییس‌جمهور ایالات متحده امریکا مذاکرات با طالبان را متوقف کرد، اعضای دفتر سیاسی این گروه که در قطر مستقر است، اخیراً سفرهایی به روسیه و ایران داشتند.

در تازه‌ترین مورد، دوشنبه هفته‌ی گذشته هیأتی از دفتر سیاسی این گروه در قطر، به تهران سفر و با مقام‌های وزارت خارجه آن کشور دیدار کرده‌است. ریاست این هیأت را عبدالسلام حنفی، معاون دفتر سیاسی طالبان به عهده داشته‌است. چندی پیش هم یک هیأت سه نفری از دفتر سیاسی طالبان در قطر، به ریاست شیر عباس استانکزی، برای «مشوره با مقام‌های روسی روی روند صلح افغانستان» به مسکو رفته و با ضمیر کابلوف، نماینده‌ی خاص روسیه در امور افغانستان دیدار کرده بود.

قرار است در سلسله‌ی این سفرها، نمایندگان طالبان به پاکستان و چین نیز بروند. به نظر می‌رسد در پی توقف مذاکرات صلح از سوی امریکا، طالبان از قبل هم بیشتر در موقف ضعیفی قرار گرفته و با این سفرها که هیچ کمکی به روند صلح نمی‌کنند، می‌خواهند نشان دهند که اگر امریکا به میز مذاکره بر نگردد، این گروه با دیگر کشورهای بازی‌گر در منطقه وارد گفت‌وگو می‌شود. از طرفی هم می‌خواهد اعتبار از دست رفته‌ی خود در سطح بین‌المللی را که – بعد از شروع مذاکرات با امریکا کسب کرده بود، با این سفرها دوباره به دست آورد. اما این دیگر ممکن نیست. فرصت طلایی و بی‌پیشینه زمانی در اختیار طالبان قرار گرفت که ایالات متحده امریکا حاضر شد با نماینده‌های این گروه دور یک میز بنشینند و گفت‌وگو کنند. اما طالبان با حرکت‌های بلندپروازانه و خام خود این فرصت بزرگ را از دست دادند. نُه دور مذاکرات میان زلمی خلیل‌زاد و نمایندگان طالبان در دوحه قطر حدود ده ماه به درازا کشید و در نهایت دوطرف در اصول به توافق رسیده بودند. عامل اصلی به بن‌بست خوردن و لغو مذاکرات صلح، خود طالبان شدند. به دلیل افزایش خشونت‌ها و انجام حمله‌های تروریستی این گروه بود که این تلاش‌های ده ماهه به شکست انجامید.

طالبان که حالا دست به دامان روسیه و جمهوری اسلامی ایران شده و بعدتر به چین و پاکستان هم سفرهایی خواهند داشت، در حقیقت راه خود را گم کرده‌اند و در یک پریشان‌حالی و آشفتگی مطلق قرار گرفته‌اند. سفرها و دست و پا زدن‌هایی از این قبیل، نه‌تنها روند صلح افغانستان را هیچ کمکی نمی‌کند؛ بلکه به پیچیدگیِ هرچه بیشتر آن می‌افزاید. در چنین شرایطی کشورهای رقیب و همسایه‌های افغانستان همه در صدد این هستند که از کشمکش‌های پیش‌‎آمده هر کدام به نفع خود بهره‌برداری کنند. اینکه روسیه و ایران از طالبان به‌عنوان یک گروه سیاسی پذیرایی کرده و در قالب هیأت‌های دیپلماتیک با آن‌ها دیدار و گفت‌وگو می‌کنند، دلایل واضحی دارد. رقابت‌ها میان روسیه و ایالات متحده امریکا و همچنان دشمنی ایران و امریکا یکی از دلایل بسیار ساده و روشن است که تهران و مسکو این‌گونه به گفته‌ی ارگ ریاست‌جمهوری «خلاف تمام اصول و روابط میان کشورها» از نماینده‌های یک گروه تروریستی که دستش به خون مردم آلوده است، در کشورهای شان میزبانی می‌کنند. گروهی که جز وحشت، خونریزی، ترور، ویرانی، خشونت و کشتار، روایت دیگری ندارد.

در این میان، روسیه به‌عنوان یکی از ابرقدرت‌ها واضح است که در وضعیت کنونی بر ضد رقیبش امریکا، موضع می‌گیرد و تلاش خواهد کرد پلان‌های امریکا را در افغانستان ناکام سازد.

اما ایران یکی از همسایه‌های مرموز ماست که سیاست‌هایش در قبال کشورمان نظر به شرایط و زمان همواره تغییر شکل یافته و این موضوع را کم‌تر کسی متوجه است. بد نیست اگر ما یک بار تأریخ گذشته‌ی نه‌چندان دور کشور خود را به صورت مختصر ورق بزنیم. ما به این سر می‌خوریم که تهران باری در دهه‌ی هفتاد خورشیدی زمانی که طالبان کابل را اشغال کردند، در کنار مخالفین طالبان که آن زمان به «ائتلاف شمال» معروف بود، قرار می‌گیرد و از این ائتلاف حمایت می‌کند. حتا در سال 1377 پس از آنکه طالبان شهر مزار شریف را اشغال کردند، و این موضوع سبب شد که طالبان وارد قنسولگری ایران شده و حدود ده دیپلمات ایرانی را به قتل برسانند.

در آن زمان ایران طالبان را شاید به نفع خود نمی‌دانست. به همین دلیل از آن‌ها حمایت نکرد. اما بعدها؛ به‌ویژه در سال‌های پسین سیاست ایران دوباره تغییر شکل داد و هرازگاهی گزارش‌هایی مبنی به حمایت تسلیحاتی و نظامی ایران از گروه طالبان منتشر می‌شود. مقام‌ها در ولایت‌های غربی کشور از جمله فراه بارها گفته‌اند که ایران طالبان را به خصوص در غرب کشور، برای انجام اعمال تخریبی از نظر مالی و تجهیزات نظامی پشتیبانی می‌کند. حیات‌الله حیات والی وقت هلمند نیز در ماه فبروری سال 2017 به رسانه‌ها گفته بود که ایران با شبه‌نظامیان طالبان تماس برقرار کرده و جنگ‌جویان این گروه نیز «موشک‌های ساخت ایران» را به سوی نیروهای امنیتی پرتاب کرده‌اند. او همچنان گفته بود «از جمله ده‌ها موشکی که بر مقر ولایت هلمند پرتاب شده‌اند، شماری از آن‌ها منفجر ناشده مانده و به وضوح نشان ساخت ایران روی آن‌ها دیده می‌شود.»

در حال حاضر با توجه به وضعیتی که پیش آمده‌است، نیز هدف اصلی ایران در حمایت از طالبان می‌تواند این باشد که با استفاده از این گروه، مانعی سرِ راه امریکا ایجاد کرده و همچنان از نفوذ ایالات متحده امریکا در افغانستان بکاهد؛ دقیقاً کاری را که در عراق کرد و در آن‌جا از شبه‌نظامیان وابسته به نیروی قدس استفاده می‌کرد. حالا ایران و یا هر کشور دیگری که از وضعیت کنونی بخواهد در راستای منافع نامشروع و شوم خود استفاده کند، کار نادرست است و تلاش‌های آشتی‌جویانه را در کشور ما به‌کلی از بین خواهد برد.

حکومت افغانستان و شریک استراتژیک آن- ایالات متحده باید بسیار هشیار باشند و هرگونه نشست و برخاست طالبان با کشورهای همسایه و منطقه را زیر نظر داشته باشند. به کشورهای دخیل و به‌خصوص همسایگان ما هم بهتر این است که اگر علاقه دارند تلاش‌هایی را در جهت آشتی به کار ببندند، در همآهنگی با حکومت افغانستان منحیث یک دولت قانونی وارد عمل شوند.

به هرحال، اینکه تهران و مسکو آغوش خود را برای طالبان باز گذاشته و از نماینده‌های این گروه میزبانی می‌کنند، تلاش‌هایی که تاکنون در راستای صلح صورت گرفته را نه‌تنها کمک نمی‌کند که تضعیف هم می‌کند. حتا گمانه‌زنی‌هایی در میان قشر تحلیل‌گر وجود دارد که ممکن است تهران و مسکو خود از طالبان دعوت کرده باشند تا به کشورهای شان سفر کنند. طالبان هم اگر واقعاً باورمند به صلح هستند، باید مسیر درست را در پیش بگیرند تا به سرمنزل مقصود برسند. دست به دامن جمهوری اسلامی و کرملین شدن، ره به جایی نمی‌برد. منزل مقصود همین‌جاست و طالبان باید تعهد واقعی خود را نشان داده با حکومت افغانستان که نماینده قانونی مردم است، به میز مذاکره بنشینند تا دامنه‌ی این جنگ ویرانگر جاری در کشور برچیده شود.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *