پیامد های ناگوار گسترش بی پیشینه‌ی جنگ در شمال

در سال‌های اخیر جنگ و مشکلات امنیتی در ولایات شمال و شما‌ل‌شرق کشور همواره سرخط خبرهای رسانه را ساخته است. بی مهری دولت مرکزی به شمال کشور تازه‌گی ندارد. و این بی‌توجهی ریشه در گذشته های تاریخ ما دارد. اما در چند سال اخیر که نظام دموکراتیک به حمایت غرب امور مملکت را سامان می‌دهد، دولت هم‌چنان به مسایل شمال به ویژه به چالش های امنیتی بی اعتنا بوده است.

در زمان حکومت حامد کرزی ولایات شمال و شمال‌شرق مناطق نسبتاً امن کشور به شمار می‌آمد. نبود تهدید های امنیتی در آن سال‌ها بهانه‌ای در دست حکومت داد تا مراکز، قطعات و جزو تام های کمتری را در شمال جابه‌جا کند. رهبران حکومت به چالش های امنیتی در شمال برخورد واقعبینانه نکردند. و در این مورد به همکاران بین‌المللی نیز تصویر روشن و مبتنی به واقعیت‌ها را ندادند.

جنگ طالبان و تروریستان داخلی و خارجی که در سال های گذشته از جنوب آغاز شده بود، همه‌ی توجه دولت، امریکا و ناتو را به آن‌سو کشاند. طالبان و حامیان منطقوی شان که بعد ها متوجه آسیب پذیری شمال را از لحاظ امنیتی شده بودند، به شمال رو آوردند، تا با اشغال مناطق بیشتری در ولایات شمال فشار بیشتری را به دولت و همکاران بین‌المللی وارد آورند. به نظر می‌رسد که در روز های اخیر طالبان برای گرم نگه‌داشتن تنور جنگ در شمال تلاش بیشتر دارند. ورود جنگجویان خارجی و گروه‌های جنگی تازه از جنوب به ولایات شمال و تحرکات تازه‌ی طالبان در برخی از مناطق شمال دالِ به این ادعاست. در یک کلام توجه دولت در تأمین امنیت شمال کمتر از تلاش طالبان برای بد امن سازی منطقه است.  

حالا شمال بد امن‌تر از هر زمان دیگر است. دولت در اکثر ولایات شمال فقط در مراکز شهرها و ولسوالی های اطراف حاکمیت دارد. امنیت شاه‌راه ها با چالش های بسیار جدی روبه رو شده است. شهر قندوز دو بار سقوط کرد که دولت برای باز پس‌گیری آن نیروی های انسانی، امکانات تخنیکی و پول بیشتری را از دست داد. دولت در یکی دو ماه اخیر در ولایت بدخشان، تخار و بغلان دستاورد های امنیتی قابل ملاحظه‌یی دارد. مراکز هفت ولسوالی در این ولایات به تصرف نیرو های امنیتی در آمد و طالبان تلفات زیادی را متحمل شدند.

بد امنی در شمال تلفات و خسارات غیر قابل تصوری را به پیکر مردم وارد کرده است. در نتیجه‌ی جنگ های دوامدار هزار ها خانواده در مناطق مختلف شمال بی‌جا شده به مراکز شهر ها رو آورده اند، این بی جا شده ها با مشکلات زیاد بوبه رو استند و سخت در تنگدستی زنده‌گی می‌کنند. دولت و مؤسسات امداد رسان ملی و بین‌المللی نتوانسته اند حد اقل نیازی های زندگی آن ها را برطرف کند. هزار ها کودک و نوجوان از رفتن به مکتب باز مانده اند، صفوف بیکاران افزایش یافته است و کار تطبیق ده‌ها پروژه‌ی توسعه‌یی در مناطق دور از شهرها عملی نشده است.

بر هم خوردن امنیت در شاه‌راه ها در شمال تأثیر بدی در اقتصاد و توسعه داشته است. مردم ما شاهد آتش زدن ده‌ها موتر نفت‌کش، وسایط باربری در شاه‌راه‌ها بودند. قطع پی‌هم جریان برق به کابل و دیگر ولایت شمال توسط جنگجویان طالب به زندگی مردم کار تجاری بازرگانان و تولید کننده‌ها تأثیر خیلی ناگواری در پی داشته است. این وضع کماکان ادامه دارد. تعدادی از سرمایه‌داران فعالیت های تولیدی و اقتصادی خودرا در مراکز ولایات شمال به ویژه مزارشریف و قندوز متوقف کرده، برای ادامه‌ی فعالیت های اقتصادی به کشور های منطقه از جمله اوزبېکستان رفته اند. دوام بد امنی در شمال میزان فعالیت بنادر تجاری در شمال از جمله بندر آقینه و حیرتان را کاهش داده و اندازه‌ی در آمد ها از این بنادر نیز افت کرده است.

مردم تا ما هنوز نشانه های جدی و مستحکمِ دولت برای تأمین امنیت پایدار در ولایت شمال کشور را ندیده اند. اما طالبان با گذشت هر روز فشار های بیشتری را متوجه شمال می‌کنند. مردم محل باور و اعتماد شان را به دولت از دست داده اند و با گذشت هر روز فاصله میان دولت و مردم بیشتر می‌شود.

برای احیای اعتماد مردم به دولت و تغییر وضع در ولایات شمال نیاز است تا رهبران حکومت برنامه های جامع، مؤثر و کوتاه مدت را برای تأمین امنیت شاه‌را‌ها و دیگر مناطق شمال روی‌دست گیرند، افزایش تشکیل نیرو های ملی امنیتی، کشف و استخبارات مجهزبا جنگ افزار های مدرن در شمال و رسیده‌گی به نیاز های اولیه و جدیِ مردم باید در محور توجه دولت قرارداشته باشد. حکومتداری خوب نه در شعار بل در عمل به منصه‌ی اجرا گذاشته شود.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *