منافقتِ بی‌پایان پاکستان

الیاس طاهری

از زمانی که پاکستان به‌حیث یک جغرافیای سیاسی در منطقه عرض وجود کرده‌است، حکومت‌های این کشور همیشه با نگاه و نیت سوء در تلاش برای به چالش کشیدنِ دولت های افغانستان است تا نظم و ثبات کشور ما را برهم بزند.

دشمنی و خصومت میان دولت‌های دو طرف، می‌تواند دلایل زیادی داشته باشد. از جمله مسئله خط دیورند، حمایت افغانستان از جدایی‌طلبان بلوچ و همچنان تلاش بخشی پشتون‌های پاکستان به جدایی تحت نام «آزاد پشتونستان» در زمان داوود خان (صدارت و ریاست جمهوری محمد داوود)، دوستی نزدیک افغانستان با هند و … از اساسی‌ترین دلایل بدگمانی‌ و خصومت میان دولت‌های دو کشور به شمار می‌رود. اما ریشه‌ی این خصومت  به زمانی برمی‌گردد که افغانستان در سال 1947 میلادی که پاکستان جدیداً تشکیل شد، به عضویت این کشور در سازمان ملل رأی منفی داد. عبدالحسین عزیز، نماینده‌ی آن زمانِ افغانستان در سازمان ملل، به نمایندگی از کشور ادعا کرده بود که ایالت سرحد شمال‌غربی (منطقه‌ی پشتون‌نشین) را به‌عنوان بخشی از خاک پاکستان نمی‌پذیرد و تا زمانی‌که شرایط آزاد برای خودمختاری مردم این ایالت در پیوستن به پاکستان یا استقلال سرزمین شان مساعد نشود، افغانستان از این موقف خود دست نخواهد کشید. البته آقای عزیز حدود 20 روز بعد از اظهارات‌اش، رأی منفی خود را پس گرفت و به عضویت پاکستان در سازمان ملل رأی مثبت داد و گفت که افغانستان تلاش می‌کند مشکلات را از مجاری دیپلماتیک با پاکستان حل کند؛ اما به باور خیلی‌ها، پاکستان این موضوع را یادداشت کرد و از آن به بعد، به طور پیدا و پنهان خصومت و دشمنی‌اش را با افغانستان در دستور کار خود قرار داد. هرچند مقام‌های پاکستانی نیز همواره از سیاست عدم مداخله در امور افغانستان و حسن هم‌جواری حرف می‌‎زنند؛ اما عمل‌کرد آن‌ها چیزی‌ست برخلاف آن‌چه می‌گویند.

از سویی هم ایجاد روابط نیک و اتحاد استراتژیک افغانستان با هند، موضوع نگران کننده و غیر قابل پذیرش دیگری برای حکومت پاکستان است. هرچه نباشد پاکستان با هند دعوای مرزی دارد و در تأریخ خود سه بار با هند وارد جنگ شده و در همه‌ی این جنگ‌ها شکست خورده‌است. پاکستان، هند را دشمن استراتژیک خود تعریف کرده‌است. در چنین وضعی طبیعی است که پاکستان، دوستی و نزدیکی افغانستان و هند را برنمی‌تابد و این موضوع موجب برانگیخته شدنِ احساسات این کشور می‌شود.

به همین خاطر هم است که پاکستان همواره از راه‌های مختلف تلاش ورزیده تا کشور ما را بی‌ثبات ساخته و به دنبال منافع استراتژیک خود باشد. حمایت از مجاهدین برای فروپاشی دولت داکتر نجیب‌الله، ایجاد گروه طالبان و حمایت آن‌ها برای سقوط حکومت ربانی،  پناه دادن رهبران طالبان پس از حملات امریکا به مراکز طالبان در افغانستان و بعد‌تر آموزش، تجهیز و تمویل این گروه تروریستی برای به زانو درآوردن افغانستان، از تاکتیک‌های دیگرِ نظامیان پاکستان بود که کماکان ادامه دارد. این کشور به کمکِ افراطیت و بنیادگرایی اسلامی، تمام تلاش خود را انجام داده و خواهد داد تا نظام دولتی افغانستان را به‌کلی از بین ببرد و یا حداقل نظم کنونی را به چالش کشیده و پایه‌های حکومت را متزلزل کند. هرچند پاکستان امروزه ظاهراً در سطح دیپلماتیک با افغانستان روابط دولت با دولت دارد؛ اما این هرگز به‌معنای آن نیست که نیت و دیدِ منفی خود در قبال افغانستان را تغییر داده‌است. به باور اکثرِ آگاهان سیاسی، پاکستان افغانستان را عمق استراتژیک خود می‌داند و استقرار یک حکومت قوی در کابل، به نفع هند و به ضرر پاکستان است. پاکستان طرف‌دارِ تشکیل حکومتی در افغانستان است که یا مطلق به خواست خودش باشد و یا بالای بخشی از حکومت نفوذ و کنترل داشته باشد.

واقعیت این است که حکومت ملکی در پاکستان بسیار ضعیف است. اقتدار اصلی را نظامیان در دست دارند و البته در ساختن و تطبیق سیاست خارجی نیز نقش تعیین کننده را آن‌ها دارند. در واقع می‌توان گفت کنترل دستگاه دولتی، به‌خصوص دستگاه سیاست خارجی پاکستان آن هم در قبال افغانستان، به دست نظامیان پاکستان است. سازمان استخبارات نظامی و جنرالان آن کشور هرطور بخواهند، دستگاه دولت را به همان سمت هدایت و رهبری می‌کنند.

مثال واضح برای اثبات این ادعا، احضار سفیر افغانستان از سوی سازمان استخبارات پاکستان (آی‌اس‌آی) و «رفتار نادرست» نظامیان این سازمان با او است که هفته‌ی گذشته پس از آن‌که خبرش پخش شد، سر و صداهای زیادی را ایجاد کرد. وزارت امور خارجه سه‌شنبه هفته گذشته اعلام کرد که سازمان اطلاعات نظامی پاکستان، سفیر افغانستان در اسلام‌آباد را در یکی از دفاتر محلی خود احضار و نظامیان این سازمان با او «رفتار نادرست» کرده‌اند. این وزارت در اعلامیه‌ای گفته بود که نسبت به این برخورد ابراز نگرانی می‌کند و «اعتراض شدید» دارد. علاوه بر این، پاکستان خدمات قنسولی‌اش را نیز در افغانستان تا زمان نامعلومی متوقف کرد.

احضار نماینده‌ی سیاسی کشور ما از سوی سازمان استخبارات پاکستان و بدتر از همه برخورد غیرانسانی و نادرست با او، به همین سادگی اتفاق نیافتاده؛ بلکه این قضیه ریشه در اوج عقده‌مندی و دشمنی نظامیان پاکستان با افغانستان دارد. این احضار و رفتارِ نظامیان سازمان استخبارات آن کشور، یک موضوع عادی و ساده به نظر می‌رسد؛ اما در حقیقت نشان داد که حکومت نظامیِ این همسایه‌ی منافق جنوبی، از دشمنی با ما دست‌بردار نیست و همچنان می‌کوشد اگر هیچ کاری هم نتوانست انجام دهد، حداقل با رفتارهای این‌چنینی به حیثیت و غرور یک دیپلمات کشور ما بتازد. رفتار غیرانسانی و خلاف عرف دیپلماتیک با سفیر افغانستان در اسلام‌آباد، در حقیقت توهین به تمام مردم افغانستان است.

به هرحال، دولت‌های پاکستان و افغانستان به دلایلی که در بالا اشاره شد، در روابط خود فراز و فرودهای زیادی را تجربه کرده‌اند. مداخله و حملات راکتی پاکستان در بخش‌های شرقی کشور، گاهی این روابط را بسیار پرتنش و تا سرحد اخراج سفیر آن کشور از افغانستان نیز پیش برده‌است. پاکستان به این آسانی حاضر نیست دست از منافقت و دشمنی پنهانی با افغانستان بردارد.

می‌خواهم مطلب کنونی را با یک پیشنهاد به پایان ببرم. گفت‌وگوهای صلح افغانستان قرار است دوباره آغاز شود. وزیر خارجه‌ی چین که کشورش قرار است در همین نزدیکی‌ها میزبان نشستی میان افغان‌ها باشد، هفته گذشته با رییس‌جمهور غنی صحبت تلفنی داشت و به آغاز تلاش‌های صلح با محوریت افغانستان تأکید کرده ‌است. تقریباً تمامی کشورها از این روند به رهبری افغان‌ها به‌نحوی اعلام پشتیبانی کرده‌اند؛ اما پاکستان در عمل هیچ تلاشی در خصوص ختم جنگ در افغانستان نکرده و در آینده نیز نمی‌کند.

حکومت باید در برابر منافقت‌های پاکستان بی‌تفاوتی اختیار نکند. افغانستان می‌تواند سیاست‌اش در این خصوص را بازبینی کرده و از راه‌های دیپلماتیک بر پاکستان فشار وارد کند. کشورهای نظیر امریکا را وادار سازد تا فشارها به پاکستان را بیشتر سازد. این کشور مداخله‌گر اگر کمکِ زیادی به برقراری صلح در افغانستان نمی‌کند، دست کم این روند را تخریب هم نکند و خاکش را پناه‌گاه امن برای دشمنان ما نسازد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *