جوهر آفتابه‏‌چی کیست؟

  رحیم ابراهیم

 

کی بودن، کارنامه و اثر جوهر، برای اکثر مؤرخین و اهل کتاب و تاریخ‌ـ مخصوصاً در افغانستان و ایران و اوزبیکستان و تاجیکستان- ناآشناست. از همین سبب، خودش و اثرش، به صفت سیمایی تازه و کتابی نو پنداشته می شوند. هرچند که برای شناخت جوهر، اسناد کافی در دست نیست؛ اما، کتابش، مطالب سودمندی راجع به او و حیاتش و کِرده‌هایش دارد.

او، کودکی بیش نیست که به دربار کوره‌گانیان هند می‌افتد. «چون سعادتِ ازلی و عنایتِ لم‌یزلی شاملِ حالِ بنده بود؛ هم در عهد طفولیت به آستان بوسی آن درگاهِ فلک اشتباه و بآن دولت ابدی و سعادت سرمدی رسیده و در سلک «بندگان حضرت» منسلک شده و در همه حالات و جمیعِ اوقات به خدمت حضور قیام می‌نمود.» (تذکرة الواقعات، ص 16)
نامِ جوهر
نویسندۀ کتاب تذکرة الواقعات، در سرتاسر کتابش، خود را «جوهر آفتابه‌چی» « خاکسار جوهر» خکسار جوهر آفتابه‏چی» می‏گوید. از نام اصلی خود ذکری نمی‌کند. «آفتابه‌چی»، مرتبۀ او در ردۀ خدمتگاران دربار همایون است.
اگر چه جوهر در سال های بعدی، به مقامات بزرگ دولتی ‏می‏رسد، امّا، تا آخر به آن لقب و مرتبۀ خدمتگزاری، نامیده می‏شود.
سال تولد جوهر
سال تولد جوهر، به صورت دقیق معلوم نیست. خودش درین باره هیچ اشاره‌یی ندارد. از زندگانی او، فقط سه سنه‌ـ به صورت مشخص‌ـ از متن تذکرة الواقعات برای ما معلوم می‌شود:
یکی سال 951هجری قمری است. درین سال، همایون به خاطر دریافت کمک جهت دوباره رسیدن به قدرت پادشاهیِ از دست رفته، پیشِ طهماسپ صفوی راهی عراق می‌شود. در راه «حضرت در باغ فرود آمده بودند که یک مرد پیش آمده سلام کرد و عرض نمود که: از عسکری میرزا هیچ خبر دارید؟
فرمودند که: اگر تو خبرداری بگو!
التماس کرد که: مردم را گوشه کنند. گوشه گردیدند. بندۀ خاکسار جوهر حاضر بود؛ گفت: این نیز کنار شود.
فرمودند: خورد است. باکی نیست.» (تذکرة الواقعات، 133)
دوم: سال 960 است. درین سال بنابر حکمِ همایون، به چشمان کامران میرزا نیشتر زده می‌شود. پیش از نشتر زدن، جوهر، از طرف همایون، وظیفه گرفته است که باید از همه چیز باخبر باشد. او نزد کامران است. میان کامران میرزا و جوهر، مکالمه‌یی صورت می‌گیرد:« [کامران میرزا] پرسید: چند سال است که در خدمتِ حضرتِ پادشاه هستی؟
عرض نمودم که نزده سال است که در ملازمت استم!
فرمودند: پس قدیمیی تو.
عرض نمودم: بلی!» ( تذکرة الواقعات، ص 206)
به استناد این عدد، سال پیوستن جوهر «به آستان بوسی آن درگاهِ فلک اشتباه و بآن دولت ابدی و سعادت سرمدی» (تذکرة الواقعات،16) 941 می‌شود. اگر فرض کنیم که جوهر در زمان پیوستن به دربار همایون، 15 ساله بوده باشد؛ سال تولد او 926 است. می توان سال تولد او را بین 925-930 هم فرض کرد.
آخرین تاریخی که از زندگانی او در دست داریم، سال 995 است. سالی که جوهر آفتابه‌چی، به نوشتن خاطرات خود به نام «تذکرة الواقعات” شروع کرده است. اگر قبول کنیم که سال تولد او، اواخر دهۀ سی قرن دهم باشد؛ در 65 ساله‌گی یا در سنی بالاتر از آن، شروع به نوشتن کتاب نموده است.
زادگاه جوهر
در تذکرة الواقعات هیچ اشاره‌یی به زادگاه جوهر نیست؛ اما، نامی در آن کتاب است که می‌توان از آن سرِ نخی در خصوص زادگاه او به دست آورد. این نام، «نخشبی» است که در چند جای -آن هم در اشعار به گونۀ تخلص- آمده است:
“نخشبی” روزگار منقلب است
پاسبانی دهد به جمشیدی
راحتی کو، ز محنتی بیرون؟
بی زوالی که دید خورشیدی؟

(تذکرة الواقعات، 216)
«قطعه
“نخشبی” در دعای شاهان باش
کارخایی(؟)وجودِ شان دلق است
زندگانی دعای شاهان گوی
زندگانی شهان همه خلق است»

(تذکرة الواقعات ، 230)
اگر قبول کنیم که این سروده‌ها از جوهر است، گفته می‌توانیم که او اهل نخشب است.
شاید این گفته به میان آید که این اشعار، می‌توانند از ضیأالدین نخشبی عارف و شاعر قرن هفتم هند (وفات.633) باشند، که بیش از صد کتاب و رساله نوشته است. به دلیل ضعیف بودن این گونه اشعار و اشعار دیگری نزدیک به همین سطح در تذکرة الواقعات، نمی‌توان قبول کرد، که این شکایه و دعاییه از ضیأالدین نخشبی بوده باشد. به احتیاط می‌توان گفت، که جوهر اهل نخشب است و زادگاه او هم نخشب.
شغل اصلی جوهر
جوهر، آفتابه‌چی است؛ یعنی کسی‏ست که شغل آب ریختن بر دست، آماده کردن آبِ وضؤ و آب غسلِ پادشاه و امیری را به عهده دارد. درین شغل و شغل های همانند این- چون کفش بردار، آبدار، نافه‏چی- کسی که عطریات پادشاه یا امیر را نگهداری می کرده است- ساقی – طوری که از اشعار شعرا، برمی‏آید- معمولاً نوجوانان و جوانانی زیبا و ظریف، چست و چالاک و زیرک و به خصوص وفادار و رازدار را استخدام می‌کرده اند. با در نظر داشت این خصوصیت ها برای استخدام، می توان گفت که جوهر، هم زیبا بوده است؛ هم چست و چالاک و هم زیرک و هم وفادار و هم راز دار.
زمانی که با جوهر، پای به پای همایون حرکت می‌کنیم، این برازندگی های وی به خوبی دیده می‌شوند و درک می‏گردد که او به راستی هم «جوهر» است و پر از جلوه های جوهر.
همایون در مواردِ خاصی چون نگهداری وسایل و گنجینه ها، دریافت اطلاعات- به اصطلاح شاهان کورگانی «زبانگیری، جاسوسی»- به او و خبرهای او اعتماد دارد. حتّا در بعض موارد، مشورۀ او را به کار می‌بندد. نتیجۀ مشورۀ او، کامیابی بار می‌آورد برای همایون.
مذهب جوهر
در بارۀ مذهب جوهر، با در نظر داشت محیط کاری و پیوند عمیق عاطفی او با همایون – پادشاه سنی مذهب، نباید سخنی مبنی بر مذهب دیگر داشتنش زده شود؛ اما، نکته هایی هستند، که آدمی را به شک وامیدارد در پیوند به سنی بودن جوهر. این نکته ها، عبارتند از:
1. همایون او را به قندهار همراه با شاهزاده اکبر می‌فرستد اما او، از قندهار می‌گریزد و به همایون که در راهِ رفتن به دربار شاه طهماسپ صفوی است؛ می پیوندند. «القصه، پادشاهزاده را به َقندهار بردند. و خاکسار جوهر آفتابه‌چی، همراهِ شاهزاده به قندهار رفت. بعد از رسیدن در قندهار، بنده جوهر آفتابه‌چی فرار نمود و در مقام هری، به پای بوسی حضرتِ پادشاه، مشرف شد.» (تذکرة الواقعات، 118)
مقصود جوهر از این پیوستن- شاید- این بوده باشد که به زیارت امام رضا مشرف شود و یا به دیدار سرزمینی برسد که از نگاه مذهبی به آن وابسته است.
2. مذهب شیعه را «مذهب برحق» وصف می‌نماید. «آنگاه، سیومی کاغذ را حضرتِ شاه عالم پناه، خود رجوع کرده؛ به دست حضرت داد. ایشان در حضورِ شاهِ عالم پناه خواندند. و مذهبِ برحقِ امامیۀ اثنا عشریه، اختیار کردند.» (تذکرة الواقعات، 134)
3. شاه طهماسپ صفوی را «شاه عالم پناه» خطاب می‌کند؛ در حالی که همایون را «حضرت پادشاه» می‌گوید. «و در آن شهر، حاکم، محمد سلطان، از امرای حضرتِ «شاهِ عالم پناه» – طهماسپ صفوی- بود. به ملازمتِ «حضرتِ پادشاه»، مشرف شد و اسپ «لیلة‌القدر» نام پیشکش کرد. «حضرتِ پادشاه» را در منزلِ خود فرود آورد.» (تذکرة الواقعات، 120)
4. روزه های همایون مثل روزۀ طی را که بیشتر مخصوص شیعیان است؛ با اخلاص یک مؤمن پاک عقیده شرح می‌کند. «حضرتِ پادشاه، روزۀ طی نگاه داشته بودند.» (تذکرة الواقعات، 194)
5. شرح پردامنِ اعتقاد همایون به مشهد مقدس امام رضا(ع) هم می‏تواند شامل این موارد باشد: «
با در نظر داشت این موارد- با احتیاط- می‌توان گفت که جوهر، شیعه مذهب است.
سواد جوهر
جوهر مردی‌ست با سواد ابتدایی، اما با معلوماتی قابل اعتنا از قران کریم و تاریخ. او سواد دیوانی ندارد: بربط را بربت، لیث را لیس، دیوث را دیوس و نخاس را نخاص می نویسد. -شاید هم اشتباه کاتبان تذکرة الواقعات باشد- با این هم در خاطرات خود، به آیات قرانی، استناد می‌کند- سورۀ بقره، آیۀ 30 و…؛ امثال عربی، « اذا جاء القضا؛ اعمی البصر» و قصص و افسانه ها- افسانۀ جنگ امام محمد حنیفه با یزید و افسانۀ جنگ سلطان محمود با یعقوب‌اللیث و.. را جهت تنوع بخشیدن به کتابِ خود می‌آورد. منظورش از استنادها واشاره ها این است که دلیل های محکم و متقن برای درست بودن گفته های خویش بیاورد.
آغاز واقعه نویسی
در اول باید گفت که واقعه نویسی یا خاطره نویسی آن نوع اثر ابداعی است که در آن «نه ریشۀ واقعه جستجو می‌شود و نه هم، نتیجۀ آن» (تذکره الواقعات، محمد لطیف، 2018، ص 91) فقط به نفس واقعه پرداخته می‌گردد. تذکرة الواقعات جوهر آفتابه‌چی، این خصوصیت را به بهترین شکلی بازتاب داده است.
هر چند جوهر مثل گلبدن بیگم در کتاب همایون نامه و بایزید بیات در کتاب تذکرۀ همایون و اکبر به صراحت نمی‌گوید که بعد از حکم اکبر، مبنی بر اینکه اراکین دولت بابری و همایونی خاطرات خویش را جهت تدوین تاریخ دوره های آنان بنویسند؛ به نوشتن خاطرات خود پرداخته است؛ امّا معلوم است که فرمان اکبر انگیزه‌یی بوده است برای نوشتن کتاب تذکرة الواقعات. جوهر، انگیزۀ نوشتن خاطراتش را چنین بیان می کند:
«پس به خاطر، این خطور کرد که تیمناً و متبرکاً حالات و معاملات را بطریق یادداشت و به قدرِ فراست و به تقدیرِ دراست پادشاهان عالمیان – جای سهو را امید عفو است- تذکره نماید؛ چنانچه بزرگی فرمود:

بیت
سخن را به نوکِ قلم بند کن

که از یادِ مردم گریزد سَخُن»
( تذکرة الواقعات،16)
جوهر اثر خود را، از یک بُرهۀ زمانی مشخص – سال 937، سال وفات بابر و به پادشاهی رسیدن همایون- شروع می‌کند؛ و تا سال 963- سال وفات همایون و به پادشاهی نشستن جلال‌الدین محمد اکبر- ادامه می‌دهد. و می‌نویسد: «شرح، این قصه را، در ابتدأ سنه خمس و تسعین و تسعمائه -995- افتاد نه که ابتدای سنون و تواریخ سابق. هر چیز که واقعه شد؛ در قلم آورد.» (تذکرة الواقعات، 17)
در می‌یابیم که«تذکرة الواقعات» شماری از واقعاتِ دورِ اولِ پادشاهی همایون، دوران شکست و آوارگی و مرحلۀ دوباره به قدرت رسیدنش و فتح هند و وفات- در کل واقعات 26 سال پادشاهی همایون – را در بر دارد.
ضبط واقعات، روالی یک دست ندارد. در بعض موارد، بسیار فشرده است و در مواردی دیگر «گسترده دامن» و هم در روایت شماری از واقعات به سبب، دور بودن زمانی از وقوع آن واقعه و روایت کردن آن بعد از سال های زیاد، التباسهایی رخ داده است.
از سال های آخر زندگانی جوهر، طوری که محمد لطیف در «پایان نامۀ دکتری» بر موضع «تذکرة الواقعات» ذکر کرده است؛ اطلاعاتی در دست نیست. شاید هم، خواسته است که در گوشه‌یی بنشیند و ناظر حوادث باشد. می‌توان حدس زد که زد و بند های دربار اکبر او را مجبور ساخته باشد که دور از هنگ و حشم دربار زندگانی کند.
حادثۀ دیگری هم -به احتمال- سبب رانده شدن او از دربار شده باشد و آن، کمک به شاه ابوالمعالی است. شاه ابوالمعالی، در اوایل حال، در دور دوم پادشاهی همایون پادشاه در خدمت اوست. با او در جنگ های کابل و هند هم‌رکاب است. همایون به او اعتماد کامل دارد. در شماری از کارها، از او مشوره می‌گیرد. او در بعض موارد، خود را فرزند بابرشاه معرفی می‌کند از آن سود می‌برد. شاه ابوالمعالی «صاحب داعیه» است به تعبیر دیگر، سلطنت هند را حق خود می‌داند. بنابر همین داعیه، سرکشی هایی از همایون و اکبر دارد. این سرکشی ها تا جایی می‌رسد که «ماه چوچوک بیگم» همسر همایون، مادر محمد حکیم میرزا، حاکم کابل را می‌کشد. بالاخره این مرد سرکش و پرداعیه به کمک سلیمان میرزا بدخشی، در اطراف کابل کشته می‌شود. زمانی که همایون، از لاهور به قصد فتح دهلی حرکت می‌کند؛ شاه ابوالمعالی را، در لاهور می‌گذارد. زبانگیر همایون درین این وقت، جوهر آفتابه‌چی است. قرار است که شاه ابوالمعالی سکندر سور را که یک بار شکسته شده است؛ تعقیب کند و از میانه بردارد. درست در همین زمان، جوهر، برای او، هم مشوره می‌دهد و هم مهمات جنگی«و فقیر جوهر، سبب کارِ مهم سازی حضرتِ پادشاه، سیصد کمان و سیصد دسته تیر و سیصد نیزه و دو صدو پنجاه سپر و پنجاه من داروی تفنگ سی من سرب و یک جیبه، پیشِ شاه ابوالمعالی گذراند.» (تذکرة الواقعات، 278)
گرچه این کار جوهر«مهم سازی حضرت پادشاه» بود؛ اما اراکین دولتی آن را به صفت، «گناه کبیره» در دفتر اعمال جوهر ثبت کرده بودند و جوهر را در سال های اخیر زندگانی، از حول و حوش دربار، تبعید کردند.
سال وفات جوهر
سال وفات جوهر هم معلوم نیست. اما نظر به سال هایی که از زندگانی او آورده شد، حدس زده می توانیم که او بیشتر از 65- تا هفتاد سال، زندگی کرده است.

یاد داشت: صفحات قید شده از تذکره الواقعات،از متنی است که به کوشش رحیم ابراهیم آمادۀ چاپ شده است.

نمایش بیشتر

هفته نامه اولوس

هفته نامه اولوس یکی از هفته نامه های فعال کشور در عرصه

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *